0

در حاشیه ی یادهایت

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    



تو مثل ستاره

/ پر از تازگی بودی و نور

و در دستت انگشتری بود از عشق

و پاکیزه مثل درختی

/ که از جنگل ابر برگشته باشد

سر آغاز تو

/ مثل یک غنچه سرشار پاکی

/ زمین روشنی تو را حدس می زد

تو بودی هوا روشنی پخش می کرد

و من

/ هر گلی را که می دیدم از

/ دستهای تو آغاز می شد

و آبی که بیشه ی دور می آمد آرام

/ بوی تو را داشت

من از ابتدای تو فهمیده بودم

/ که یک روز خورشید را خواهی آورد



*



دریغا تو رفتی!

هراسی ندارم، مهم نیست ای دوست

خدا دستهای تو را

/ منتشر کرد

ارباستان، 29/3/1364

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.