0

از خواب همیشه ی علف

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

به مرحوم سهراب سپهری



دست بر شاخه ی عشق

روی در پنجره داشت

نگران گل سرخی که در آن سوی نگاهش می رست

بوی گل را می دید

و به تعبیر خدا برمی خواست

و به صحرا می رفت

سر هر کوچه درختی می کاشت

و به باران می گفت:

تو هوادار درختی باش

که سر کوچه ی تنهایی

دست سبز خود را

/ به کبوتر بخشید

دستهایش سبدی بود پر از میوه ی عشق

و نگاه تر او

مثل یک چشمه به اعماق علفها می رفت

لحظه هایی بسیار

خیره می شد به دو گنجشک

/ که در باغ خدا می خواندند

ابر در دهکده ی چشمانش می بارید

هیچ دریایی از منظر او دور نبود

عاقبت مثل گریزی به نهایت پیوست

گازرخان، الموت، 3/5/1364



امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

سید محمدعلی م (1/12/1387),محمد پوربزرگ (21/4/1389),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.