خواندنی ترین شعرت را
در صفحه ای
سپید تر از بی حوصلگی
چکیده از جوهر شعرت
تجربه می کنم
آنگاه که
واژه واژه های قفس شده
میله های سرد
دست جادوگر آب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
قلب من مانده در زیر حجابی
زیر یک پرده پر از جنس آهن
کاشکی می توانستم این پرده ها را بدرم
بعد از آن
/ از شکاف تن پرده تا دورها پر بگیرم
آه ای دل، دل من –
/ چرا حسرت دیدگان ترم را
تا تماشای غوغای طوفان نبردی؟
آه آواره ی من، چرا ره به دریا نبردی؟
کاش آن دم که باران می آمد
/ خستگی دلم را به آرامش آبی آبها می سپردم
کاشکی دست جادوگر آب را می فشردم
کاشکی من نمی مردم از ترس مردن
اسلام آباد غرب، 5/9/1361
این شعر را خواندند (اعضا)
الهام نامداری (30/2/1390),












