درنگی در محوطه ی آفتاب

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    


دلواپس آفتابند انگار

پنجره های مغموم به قاب اندر

در پشت های پنهان کیانند

/ که در حضور، مهربان می نمایند

و در پنهان

/ دشنه بر دل سنگیشان می سایند

دستانتان به مرگ بینجامد

شگفتا

در بیکران آفتاب خیز ما

مگر پشت تاریکی دلهاتان

/ پنهان مانده باشید

هیچ خفاشی

/ قلمرو آفتاب را در نمی نوردد

/ جز به سرانجامی بد

حال آنکه روشن است

آفتاب

/ درخشش محتومی است

در این کرانه

که هیچ خانه

/ بی شهید نمانده است

تنکابن، 10/11/1364


امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

0


ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.