دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
آرامش موقت!
می آیی
/ به غارت خلوت
و بوی عادت
/ با تو می آید
و گنگ را به تبسم
و تبسم را
/ به قهقهه تبدیل می کنی
ای روشنایی بی بعد
ای سطح بی عمیق
/ میان پنجره می خندی
و رو به روی مرا
/ به هر چه آفتاب خداست می بندی
عطش را مباد
/ که دل به رخوت مردابی تو سپارد
تنکابن، 12/2/1364










