0

در کوچه های گریه و هیچ

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    



ای وطن من ای عشق

/ ای ازدحام درد

جان من از بی دردی

/ درد می کند

زین پیش هر چه بوده ام

/ عاشق نبوده ام

ای اجتناب ناپذیر

/ باید تو را سرشار بود

/به قدر آفتاب

تو را باید

/ بی ذره ای تعقید نوشت

دریغا بی تو بودن

/ چشم را از دیدن بر می گیرد

و دل تنبل من

/ در نهاد می میرد

ای از من دورتر

مثل آسمان و زمین

ایستاده ام

/ با روحی سرگردان

در فاصله ی آفتاب و لجن

/ آه ای دل من

ای آب ته نشین شده در من

مگر به سیلاب بپیوندی

من از سکوت می آیم

/ از تاریک

/ از خالی، از خشکسالی

من از عاقبت بیهودگی می آیم

ای وطن من، ای عشق

/ مرا به تماشای طوفان

/ مشتاق کن

من تنهایم

/ می آیم

/ و باقی مانده ی خویش را

/ با تو تقسیم میکنم

ارباستان، 18/4/1363

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

مريم احمدي(پريشان) (21/5/1389),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.