0

آنان هفتاد و دو تن و بود

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    



میزبانان به دعوت باطل رفتند

/ میزبانان به بیعت آذوقه

دلقکی بر شمشیر خلیفه می رقصید

پریشانی در کوفه فراوان بود

قوس قامت بیهودگان

/ به التزام تملق، حیات داشت

چشمان سمج خدا ناپرستان

/ به پایداری شب اصرار داشت

میزبانان موافق

میزبانان منافق

نان بیعت را تبلیغ می کردند

هفتاد و دو آفتاب

/ به ادامه انتشار کهکشان

/ از روشنان مشرق عشق

/ بر آمدند

در گذرگاه حادثه ایستادند

پیراهن خستگی را

/ با بلند نیزه دریدند

پیش هجوم آنان

سینه دریدند

/ هفتاد و دو آفتاب از ایمان

که قوم زمین

/ در قیامشان نشسته بود

فرومایگان

/ دست تقلب را

/ در برابر شتابناکی ایشان گشودند

اینان به اعتماد خدا

به اعتصام خویش نماز بردند



*



باید به آن قبیله دشنام داد

که در راحت سایه نشستند

و امان شکفتن در خویش را کشتند

باید به آن طایفه پشت کرد

/ که دل خورشید را شکستند



*



کدام صمیمیت

/ به انتشار مظلومیت شما دست زد

که هنوز هم

/ طوفان از زمین

/ به ناله می گذرد

و ابر سوگواری

/ بر آن سایه می اندازد

آه ای بزرگواران، یاران

/ عطش ناپیدای شما را

/ هزار اقیانوس به تمنا نشسته است

ای پرندگان افق های دور از چشم

گوش من

/ صدای بالهاتان را شنید

آیا جز به تحیر

/ چگونه می توان در شما درنگ کرد

مثل جنگل خدا

/ وقتی شما را بریدند

زمین عطشناک پایین

زیر معنویت خونتان روئید

و افق به مرتبه ظهور آمد

اسب سحر شیهه ای کشید

هفتاد و دو آفتاب

/ از جنگل نیزه بر آمد

تهران، 8/8/1363



امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

سید محمدعلی م (1/12/1387),احسان ترکمان (13/3/1389),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.