0

دریافت

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    



تو وسیع هستی و آبی

آبی و روشن

و من لحظه هایی بسیار را

/ در اطراف تو امیدوارم

و من که کومه ای در حوالی دستهای تو ساختم

فکر می کنم

اگر به شبی مهتابناک مانندت کنم

دریافت روشن تری از عشق خواهیم داشت

چه در این ظلام سرکش

/ طرح لبخندی خورشید وار

بر گونه های صبح نیفتاده است

تا آفتاب رنج بر آمدن را مشتاق است

ما نیز

چه باک اگر

آن سیاهزاده سالوس

/ در گند کانالهای مسقف فاضلاب

/ به سیاه کاری تن می زند

و عشق آن مقتدای تردید زدا

تکلیفم را روشن کرده است



*



تا آفتاب برآید

به اعتماد مهتاب

/ برای همه ی شما شعری خواهم سرود

ای همه ستارگانی که

/ روشنایی را مدد می کنید

با شماست

/ اگر این آسمان تماشایی است

و من که به نفرین سایه ها عادت کردم

شما را به روشنی می شناسم

چنانکه دریا را اگر

/ در شعری شرح کنم

او را به شما مانند خواهم کرد



امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.