دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
من دستهای مهربانم را
به تو می بخشم
و در این بخشش
جز درک عشق گمشده ام
/ هیچ نمی خواهم
من و دلم
تماممان را به تو می بخشیم
تا حس زنده بودن خود را
که در نگاه یک نامعلوم مرد
در بخشش تمام به تو باز یابیم
من پاهایم را
در جسم فسرده ی خاک می کارم
و آب را
/ در عطش کویر
/ زمزمه می کنم
و در این بخشش
/ معرفتی است
که من آن را
/ با هستی
و با زیبایی آن لحظه
/ که مرگ از پس آن می آید
/ آشتی می دهم
مزردشت، 18/1/61










