خواندنی ترین شعرت را
در صفحه ای
سپید تر از بی حوصلگی
چکیده از جوهر شعرت
تجربه می کنم
آنگاه که
واژه واژه های قفس شده
میله های سرد
خاتون
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
تا بودی
آماج تهمت ها بود
روح نازک تو
چه بی شرمانه تو را شکستند
پی برگچه ی تکیده
/ بر تارک اندوه
خاتون ما
ای بلا دریده که بر خاک خفتی
در سوگ تو
با شبنم محزون غروب شهریور گریستم
من درد را
/ گواهی می دهم
من خانه ام
/ آن سوی درد تو بود
من همسایه ی دردهای تو بودم
من دیده را به یاد معصومیت تو
/ تر می کنم
هنگام که
/ با تو آمدگان
/ شب را به شادی سحر می کردند
ای زخمی ملامت خودخواهان
خاتون رنج
بانوی عاطفه
بانوی خوب
تو از قبیله گمنامان بودی...
*
برای ما
ای از عشیره ی نادران
همیشه حرفها
/ ناتمام خواهد ماند
اصفهان، شهریور 60
این شعر را خواندند (اعضا)
امير يزدانی (10/5/1388),












