خاتون

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    


تا بودی

آماج تهمت ها بود

روح نازک تو

چه بی شرمانه تو را شکستند

پی برگچه ی تکیده

/ بر تارک اندوه

خاتون ما

ای بلا دریده که بر خاک خفتی

در سوگ تو

با شبنم محزون غروب شهریور گریستم

من درد را

/ گواهی می دهم

من خانه ام

/ آن سوی درد تو بود

من همسایه ی دردهای تو بودم

من دیده را به یاد معصومیت تو

/ تر می کنم

هنگام که

/ با تو آمدگان

/ شب را به شادی سحر می کردند

ای زخمی ملامت خودخواهان

خاتون رنج

بانوی عاطفه

بانوی خوب

تو از قبیله گمنامان بودی...



*



برای ما

ای از عشیره ی نادران

همیشه حرفها

/ ناتمام خواهد ماند

اصفهان، شهریور 60



امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

امير يزدانی (10/5/1388),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.