دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
تو از سخاوت سبز باغ می آیی
تو از وسیع گلستان داغ می ایی
تو آن پرنده ی آسمان سرسبزی
که با بهار به ترمیم باغ می آیی
شب غلیظ در این کوچه ها نمی پاید
در آن دمی که تو با چلچراغ می آیی
تو مشکل دل ما را به آبها گفتی
تو مثل نور به نشر چراغ می آیی
تو داغ دارترین لاله ی شب پیری
که از وسیع گلستان داغ می آیی
این شعر را خواندند (اعضا)
Ø§ØØ³Ø§Ù† مرداسی (28/8/1387),










