خواندنی ترین شعرت را
در صفحه ای
سپید تر از بی حوصلگی
چکیده از جوهر شعرت
تجربه می کنم
آنگاه که
واژه واژه های قفس شده
میله های سرد
در انتظار بهار حقیقی
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
گنجشکهای خرد
در آفتاب مه آلود
/ بعد از ظهر زمستان
به تعبیر بهار بنشینند
و گلهای گلخانه
/ در حرارت ولرم والر
/ به پیشواز بهار مصنوعی بشکفند
سلام بر آنان
/ که در پنهان خویش
/ بهاری برای شکفتن دارند
و می دانند
هیاهوی گنجشکهای حقیر
/ ربطی با بهار ندارد
/ حتی کنایه وار
بهار غنچه ی سبزی است
/ که مثل لبخند باید
/ بر لب انسان بشکفد
بشقابهای کوچک سبزه
تنها یک « سین »
/ به « سین »های ناقص سفره می افزایند
بهار کی می تواند
/ این همه بی معنی باشد؟
بهار آن است که خود ببوید
/ نه آنکه تقویم بگوید!
این شعر را خواندند (اعضا)
جلال جلیلوند (17/8/1390),












