آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
چند دوبیتی
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
1
اما ما ! با تو ما یک آسمانیم
تو دریایی و ما رود روانیم
اگر یک روز ابری هم ببارد
تو خورشیدی و ما رنگین کمانیم
2
بیا با موج با دریا بخوانیم
بیا چون باد در صحرا بخوانیم
برای شادی روح شهیدان
وصیّت نامه ی گل را بخوانیم
3
من و پروانه فرزند شهیدیم
سحر شد سوی صحرا پر کشیدیم
میان باغ یک خورشید را ما
کنار سرو از نزدیک دیدیم
4
تو چون باران و آب جویباران
کجا رفتی گل سرخ بهاران؟
پس از تو آفتابی سرخ و روشن
شده همبازی ام در روز باران
5
شهیدان یک بهار جاودانند
که چون خورشید گرم و مهربانند
میان دفتر نقاشی ما
به یک لبخند، صد گل می فشانند
این شعر را خواندند (اعضا)
حسین حیاتی (24/5/1389),خورشيد (22/6/1389),حسن دلخوش (12/8/1389),كيانوش شكوهي (12/10/1389),مرضیه اوجی (15/11/1389),الهام نامداری (30/2/1390),علي عباس دميرچي (11/8/1390),فرشيد قوامي (11/8/1390),میرزا محمد حسین شیخ الاسلامی (23/10/1390),












