دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
برای بچه هایی که پدرشان به امید فردایی روشن تر سفر کرد
از ناودان خانه می ریزد
باران که یک موجود دریایی است
این باغ بعد از بارش باران
زنبیلی از گلهای صحرایی است
با من بخوان از جای خود برخیز
اینک نگاهی سوی صحرا کن
بر شانه های پر توان صبح
لبخند فردا را تماشا کن
فردا می آید از پی امروز
از پشت آبی رنگ این دریا
بوی بهار سبز پیروزی
می آید از اطراف این صحرا
فردا می آید آن بهار سبز
با یک بغل آلاله ی خوشبو
در خانه می روید گل لبخند
مثل بنفشه در کنار جو
فردا پرستو باز می آید
من دوست دارم آن هیاهو را
با جان و دل باید تماشا کرد
پرواز گنجشک و پرستو را
پرواز کن با کفتر و گنجشک
بال و پرت را مثل گل وا کن
در آسمان آبی پرواز
اوج رهایی را تماشا کن
در دستهای سبزه و گلبرگ
ما غنچه های سبز امیدیم
ما روشنیم و پاک، چون فردا
ما بچه های شهر خورشیدیم
فردا چو دریا می زند برهم
آسایش مرداب راکد را
آنجا کنار عکس گل، خورشید
پر می کند دیوار مسجد را
این شعر را خواندند (اعضا)
علی (14/11/1387),










