زنگ انشاء

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    
ساعت انشاء بود

/ و چنین گفت معلم با ما:

بچه ها گوش کنید

/ نظر من این است

/ شهدا خورشیدند

مرتضی گفت:شهید

/ چون شقایق سرخ است

دانش آموزی گفت :

/ چون چراغی است که در خانه ی ما می سوزد

و کسی دیگر گفت:

آن درختی است که در باغچه ها می روید

دیگری گفت: شهید

/ داستانی است پر از حادثه و زیبایی

مصطفی گفت : شهید

/ مثل یک نمره ی بیست

/ داخل دفتر قلب من و تو می ماند



امتیاز: 4.5 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

2

مجید داوین ,میرزا محمد حسین شیخ الاسلامی ,


این شعر را خواندند (اعضا)

سیده رویا علوی (25/7/1389),حسن دلخوش (12/8/1389),محمد شکری فرد (14/8/1389),الهام نامداری (30/2/1390),مجید داوین (18/6/1390),میرزا محمد حسین شیخ الاسلامی (23/10/1390),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.