تـوی قـرن بمب و بــاروت یـکی شاهه یکی برده
یکی سرخوش از خوشی هاش یکی آوارۀ درده
کسی دلتنگِ خدا نیست نه تو کاخ و نه تو سوله
بــی تــعـ
تولد
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
هدیهء سالروزش این آوا میشود
عاشقی چون من بی پروا می شود
زان پس یک عمر رسوا میشود؟
در شعر تولد غرق رویا می شود
باری دگر با تو همصدا می شود؟
آه...
در رویا هم روبرو با حصار میشود
خو کرده به بی خوابی و انتظار میشود
مست شعر و غزلی از شراب میشود
هنگام غروب دیوانه وار بی تاب می شود
همه...
به خاطر چشمانی که ناگاه مهربان میشود
چه روزگاری! که اینگونه درخشان میشود
***
و اینگونه سالی از نو آغاز میشود
که قلمم دوبازه از نو ساز میشود
تیر ۱۳۸۴
این شعر را خواندند (اعضا)
بهروز حیدری ارجلو (25/1/1388),مهزاد مفرحی (8/6/1389),مهدی صادقيان (25/6/1389),حمید عامری (26/6/1389),سيما ( مهرآذر ) (26/6/1389),پروانه (26/6/1389),مصطفی صفوی (27/6/1389),رضا فولادی فرد (28/6/1389),پیمان کهوند (30/6/1389),عابر جاده های مرگ (31/6/1389),شهاب طاهرزاده (17/12/1389),شهاب طاهرزاده (24/12/1389),شهاب طاهرزاده (2/1/1390),شهاب طاهرزاده (8/1/1390),شهاب طاهرزاده (29/3/1390),عليرضا سرابي (19/5/1390),مصطفی صادق پور(مهدیار) (12/8/1390),افشین حیدری (11/9/1390),مرتضی بختیاری همدانی (13/11/1390),












