مرگ پدر

مادرش چشم به راه
دست لرزان و دلی
................... پر غم و سوز
می نشیند لب ایوان خاموش
شاخه ای از گل سرخ
هدیه دامن مادر
................... که عزیزی تو هنوز


مادرش چشم تر و دل نگران
می گشاید دستان
که بیا باز به اغوش و برم
در دلش ترس سوال فرزند
چه جوابی بدهد
چون بپرسد
که چرا نیست کنارت پدرم

ا-م-ی-ر چاپ ۸۰
امتیاز: 3.3 از 5 (مجموع 15 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب    


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

آيدين حيدريان مهتر (6/3/1389),مازیار قاضی زاده (6/12/1389),علی حاجی زاده (22/2/1390),شهاب طاهرزاده (4/4/1390),شهاب طاهرزاده (5/5/1390),شهاب طاهرزاده (28/5/1390),شهاب طاهرزاده (5/8/1390),نصرت الله خاکیان (19/5/1391),شهاب طاهرزاده (29/2/1392),پرندیس پناهنده (21/3/1392),

نقطه نظرات

تعداد نظرها: 12 ارسال نظر جدید

    نظرها

  • ر.الف (رهگذر)  در سه شنبه 14 خرداد 1387 - 12:34 نوشتند:
    سلام

    راستش نمى دونم چى بگم ... خیلى غریب بود ... خیلى
    پایدار باشى

    0
    0


  • سعید  در سه شنبه 14 خرداد 1387 - 12:39 نوشتند:
    سلام
    شعر باحساس و غم انگیزى بود ویاد پدر مرحومم افتادم.
    موفق باشید وسربلند
    سعید مطورى

    0
    0


  • احمد جوادی  در سه شنبه 14 خرداد 1387 - 13:06 نوشتند:
    سلام خیلى قشنگ بود پیروزوسربلند

    0
    0


  • محمد خوشقدم  در سه شنبه 14 خرداد 1387 - 13:27 نوشتند:
    دوست عزیز درود
    ...
    درست است که حقیقت را تلخى باشد اما کلامتان زیبا بود.
    ...
    سبز باشید و پایدار

    0
    0


  • ا-م-ى-ر  در سه شنبه 14 خرداد 1387 - 14:41 نوشتند:
    سلام سروران گرام جناب .رهگذر سعید جوادى و خوشقدم از عناىت شما سپاسگزارم

    0
    0


  • مهدی  در شنبه 2 مرداد 1389 - 12:13 نوشتند:
    خیلی چرت بود

    0
    0


  • d به مهدی   در دوشنبه 4 مرداد 1389 - 08:33
    موردی شما را ازار میدهد . متاسفم . این شعر جزو بهترین هاست .

    با خودت مشکلت را حل کن . و با روح پدرت .


    ارسال پاسخ


    نظرها

  • رهگذر  در سه شنبه 9 آذر 1389 - 23:18 نوشتند:
    الآن که خیلی دلم برای پدرم تنگ شده نیاز داشتم شعری بخوانم در باب پدر خیلی زیبا بود اشک مهلت بیشتر نوشتن نمیدهد موفق باشید

    0
    0


  • اعظم  در شنبه 28 خرداد 1390 - 12:08 نوشتند:
    شعر خیلی قشنگی بود, بابای منم 14 روزه که فوت کرده,با خوندن این شعر بغضم ترکید...

    0
    0


  • به توچه  در دوشنبه 27 تير 1390 - 17:55 نوشتند:
    لوک گوه

    0
    0


  • امير حسين اميريان کاربر عضو  در چهار شنبه 9 اسفند 1391 - 19:18 نوشتند:
    سلام جناب رهگذر

    درود بر شما و احساس پاكتان . پدر گوهري گرانبهاست .درود بر شما گرامي

    0
    0


  • امير حسين اميريان کاربر عضو  در چهار شنبه 9 اسفند 1391 - 19:21 نوشتند:
    درود خانم اعظم

    خداوند روح پدرتان را شاد كند . شرمنده شما و جناب رهگذر هستم كه دير به نظرات سر ميزنم

    0
    0



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
شاعر تمایلی به نقد شعر ندارد لطفا در ارسال نظر به این نکته توجه کنید.