آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
تو میآیی...
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
قلم به دست می گیرم
نشان از یار میجویم
می نویسم از شیرینی لحظه ها
خاطره ها، در پروازی، زیبا
من پروانه می شوم
در روشنی آسمانت
ومی گویمت با ترانه ام
" دستان نیاز از من
زیبایی و ناز از تو
دلخوش به این دارم
با خاطره ات شادم
گفتم که میمانی
پیشم تو میخوانی
از روشنی دلها
بهتر تو میدانی "
تو با نگاهی درآیینه
لبخند میشوی...
پراکنده شد خاطراتت
نگاه من با حسرت
به آیینه ی خیال دوست
که تمام وجودم از اوست
تپش قلبم ، صدای پای توست...
آری ،تو میآیی
از باز ترین پنجره ام
که تمامی نگاهم به اوست...
سعید مطوری/شمع شبستان
از دفتر شور عشق
این شعر را خواندند (اعضا)
ه.ع (10/2/1388),سيما عباسي (11/2/1388),نفيسه مقدادی (غزل) (11/2/1388),
نقطه نظرات
نظرها
نام: کاظم وکیلی(کهکشان)
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 12:40
نام: آزاده ندایی
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 12:41
نام: رضا کرمی
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 12:51
سلام مطورى عزیز از اظهار لطفت متشکرم....
جدیت و پشتکار شما ستودنیست...روشن است که دل عاشق پیشه اى دارید...سلام من را به دیار پاک آبادان که از آن خاطرات لطیفى دارم برسانید....
نام: امیر یزدانی
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 13:36
سلام سعید جان
میدانى که من به احساس زنده ام . عقلم را هر روز روى دیوار خانه مان جا میگذارم.
شاد باشى به مهر.
نام: ستایش بابایی
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 14:49
سلام جناب مطورى
تو با نگاهی در آیینه،لبخند می شوی.
همه زیبایی شعر به یکطرف و زیبایی این جمله در طرف دیگر.
امروز دوستان از لطافت و تعبیر واژه ها،سنگ تمام گذاشتن.چه شعر های دل نشینی می خونم.
شاد باشید.
نام: سالومه-ز
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 14:57
سلام آقای شمع شبستان
خوشحالم از آشنایی تون استاد
من تازه عضو این سایت شدم . خواهش میکنم منو هم راهنمایی کنید شاید شعرم بهتر بشه
متشکرم
سالومه
نام: هادى ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 15:20
سلام سعید جان
شعر زیبایى سرودى
تا بعد..............
نام: امید صباغ نو
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 15:26
داداش سعید مهربونم سلام
احساس تو همیشه پاک و لطیفه .این هم برای همه ی دوستانی که روحیه ی شاعرانه دارند کاملا ملموسه . برای تو همیشه آرزوی شادی و موفقیت دارم داداش گلم . شاد باشی همیشه
نام: ژیلاـبهار
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 16:22
نام: همسایه
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 18:37
سلام سعید جان
شعر امروزتو که خوندم با خودم گفتم چى میشد که من هم میتونستم کمى از شادیها بنویسم باید تمرین زیادى بکنم...
به امید اونروز....
نام: بهرام محمودی
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 19:57
سلام بر سعید مطوری عزیز همه
مثل همیشه احساس قشنگی در شعرت موج میزد حسی شبیه سادگی
شاد باشی و پراحساس
نام: بهروز جفایی
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 21:27
سلام استاد
باز هم یه کار جدید و با مضمونى دلنشین که از آمدن یار خبر میدهد.
همیشه سبز باشید و سبز بگویید.
بهروز باشید.
یا على















نام: آرزو زرقانی ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 22:33
درود بر تو
حسى کال در شعر ت موج مى زند
بگذارید احساستان هوایى بخورد به احساستان مجال رشد بدهید ودر وجودتان رشد کند انگاه شعر تان معجزه مى افریند
همیشه سرشار از غزل باشید
نام: نازلی
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 23:58
سعید عزیز سلام
درود بر تو و شعر پر احساس ات. امیدوارم که همیشه شعرت آهنگین و این گونه زیبا باشد.
ممنون ام از نظرات ات بر شعرم. فکر نمی کنم هیچگاه از نظرات سازنده گریزان بوده باشم. به هر حال هر گاه که به شعر من سر بزنید و نکته ای را گوشزد کنید همین برای من مفید و مناسب خواهد بود. بنده خودم هم اعتقاد دارم شعر بلند کم مخاطب تر است. مممنون ام از تذکری که دادید.
همیشه منتظرتان هستم.
بهروز باشید.
نام: مهدی غلامزاده
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 00:39
سلام بردوست عزیز جناب اقای مطوری
شعرتان را خواندم سرشار از احساس بود
امیدوارم که راهنما واستاد خوبی برای من تازه وارد باشید
سلام مرا به ابادان ، دیار عشق برسانید.
نام: نفیسه مقدادی (غزل)
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 02:39
سلام جناب مطورى بزرگوار؛
آفرین خیلى پیشرفت کردید البته جسارتمو ببخشید گفتم پیشرفت، می دونم که در حد نقد نیستم و کارای خودم پر اشکاله!
اما قصدم بیشتر عرض ادب بود!
همیشه خوب و پر انرژی و شاد باشید در کنار خانواده ی نازنینتون...
سلام فراوون برسونید!















