آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
از من بریدی...
این شعر را خواندند (اعضا)
سارا سکوت (25/11/1387),سارا سکوت (14/1/1389),الياس صادق زاده (2/5/1389),احسان اکابری (23/11/1389),
نقطه نظرات
نظرها
نام: ابراهیم (ققنوس) ارسال در چهار شنبه 22 خرداد 1387 - 14:59
سلام خانوم سکوت
حال شما
شعر زیباتونو چند بار خوندم و هر بار بیشتر لذت بردم
با بیت آخرت یاد یکی از غزلهای خودم افتادم
موفق باشید یا علی
نام: على محمدى ارسال در چهار شنبه 22 خرداد 1387 - 17:24
سلام
شعرى بسیار زیبا و روان بود .
ولى همکارتون رو هم یه کم تحویل بگیرید .
نام: سلام ارسال در چهار شنبه 22 خرداد 1387 - 21:32
سلام
شعر زیبایی بود
من کلا رو عاشقانه ها حرف نمی زنم
راستی یه چیز جالب
شاعری به اسم ساره داریم که تخلص ایشون س.سکوت هست
موفق باشی
نام: حسین ظهرابی ارسال در پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 09:33
سلام سارا جان
خیلی کم پیدایی.
ممنونم از این شعر زیبات.
نام: یلیرضا ارسال در جمعه 31 خرداد 1387 - 17:26
من آن مرغ اسیرم ناگزیرم ناگزیرم برای تو بخوانم تا بمیرم تا بمیرم















