فقط نگاه میکنم

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    
پُر شده ام
از بی انتهاترین پایان
پای رفتنم نیست
این جاده ، بی من هم جاده هست
به دور دستها می رود
به نرسیدن
خسته ام از این داستانِ تکراری
و از این بایدهای اجباری ، بیزار
پس ...
فقط نگاه میکنم
-
؟؟
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  تاريخ ثبت و شماره سريال شعر لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

علی محمدی (4/1/1388),

نقطه نظرات

نظرها

نام: محسن   ارسال در پنجشنبه 22 اسفند 1387 - 22:40

سلام
@};-

0
0


نام: میترا سالاری کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 22 اسفند 1387 - 22:54

نمایش مشخصات میترا سالاری حس یک مسافر خسته مجبور در راه بى پایان و بى پیامدى مثبت را بسیار زیبا به تصویر کشیده اى.
این دلهره و درد مشترک نسل ماست...@};- @};- @};-

0
0


نام: مهران سالاری کاربر عضو  ارسال در جمعه 23 اسفند 1387 - 14:20

نمایش مشخصات مهران سالاری سلام و درود
چه کنیم گاهی چاره نظاره نیست ، جاده است که ما را با خود می برد!
کار خوبی بود
موفق باشی.

0
0


نام: سیداعلم کاربر عضو  ارسال در جمعه 23 اسفند 1387 - 16:43

نمایش مشخصات سیداعلم افرین
حق با شماست
بعضى وقتها همه چیز از تسلط ما خارج است

0
0


نام: venus   ارسال در یکشنبه 25 اسفند 1387 - 21:39

فقط نگاه میکنم...
و میشمارم ثانیه هاى شقاوت را...
در دل میگویم
اى آزادى کجاى دنیا سکنى گزیده اى (خودم)
ونوس(سمانه)

پاینده باشى و جاودان

0
0



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.