دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
قلب تو ، قلب پرنده
پوستت اما ، پوست شير
زندنون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير
اونور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به
دامن
اونور روزاي تاريك
پشت نيم شباي روشن
براي باور بودن
جايي شايد باشه شايد
براي لمس تن عشق
كسي بايد باشه بايد كه سر خستگي هاتو
به روي سينه بگيره
براي دلواپسي هات
واسه سادگيت بميره
حرف تنهايي ، قديمي
اما تلخ و سينه سوزه
اولين و آخرين حرف
حرف هر روز و هنوزه
تنهايي شايد يه راهه
راهيه تا بي نهايت
قصه ي هميشه تكرار
هجرت و هجرت و هجرت
اما تو اين راه ، كه همراه
جز هجوم خار و خس نيست
كسي شايد باشه شايد
كسي كه دستاش قفس
نيست
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير
این شعر را خواندند (اعضا)
امین حاذقی (7/7/1388),فرزانه (30/8/1388),عيسي محمدي (20/11/1388),m_salar (29/11/1388),ستاره آذر (17/12/1388),علیرضا سراج الدین (19/2/1389),محمد اکبری (9/3/1389),سينا (4/5/1389),علي جوهر (18/5/1389),










