0

پوست شير

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

 قلب تو ، قلب پرنده
 پوستت اما ، پوست شير
 زندنون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير
اونور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به
دامن
 اونور روزاي تاريك
 پشت نيم شباي روشن
 براي باور بودن
جايي شايد باشه شايد
 براي لمس تن عشق
 كسي بايد باشه بايد كه سر خستگي هاتو
 به روي سينه بگيره
 براي دلواپسي هات
 واسه سادگيت بميره
 حرف تنهايي ، قديمي
 اما تلخ و سينه سوزه
 اولين و آخرين حرف
 حرف هر روز و هنوزه
 تنهايي شايد يه راهه
 راهيه تا بي نهايت
 قصه ي هميشه تكرار
 هجرت و هجرت و هجرت
اما تو اين راه ، كه همراه
 جز هجوم خار و خس نيست
 كسي شايد باشه شايد
 كسي كه دستاش قفس
نيست
 قلب تو قلب پرنده
 پوستت اما پوست شير
 زندون تنو رها كن
 اي پرنده پر بگير
 
 

امتیاز: 4.5 از 5 (مجموع 16 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

امین حاذقی (7/7/1388),فرزانه (30/8/1388),عيسي محمدي (20/11/1388),m_salar (29/11/1388),ستاره آذر (17/12/1388),علیرضا سراج الدین (19/2/1389),محمد اکبری (9/3/1389),سينا (4/5/1389),علي جوهر (18/5/1389),