آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
مزرعه
این شعر را خواندند (اعضا)
حسین مویسات (6/5/1388),سيداعلم (6/5/1388),ابوالفضل دادا (6/5/1388),هادی مرسلی (6/5/1388),امیر عسگری (6/5/1388),اميد صباغ نو (7/5/1388),حسین ظهرابی (7/5/1388),محمود یونسی (28/5/1388),
نقطه نظرات
نظرها
نام: آسمان آبی
ارسال در سه شنبه 6 مرداد 1388 - 11:32
نام: امید صباغ نو
ارسال در سه شنبه 6 مرداد 1388 - 01:30















