چند رباعی ِ چند وجهی ِچند مجهولی ِ پارادوکسیکال
بخاطر بسپاریم که تنها راه تامین خوشبختی این نیست
که متوقع حقشناسی از دیگران باشیم بلکه خوبیهائیکه به آنها می کنیم
باید فقط بمنظور تامین مسرت باطن خودمان باشد .
دیل کارنگی
در آتش زخم کهنه هیزم می کرد
راه شب بی ستاره را گم می کرد
دل/-زنده ترین درد- مرا می خکشید
وقتی که به تو داشت ترحم می کرد
هیچوقت نمیتوانید با مشت گرهکرده دست کسی را به گرمی بفشارید.
دانیال نبی
پرواز نمی کنم زمان را نکُشید
این بال من آه آسمان را نکُشید
درخویش سکوت می کنم بعدازاین
در حنجره آواز بنان را نکُشید
چیزیکه مرد را وادار میکند بیوفائی زنش راباور کند ضعف اخلاقی خودش است
.. ناپلئون ..
پیش نظر ستارگان پس دادند
در لحظه ی تلخ بی زمان پس دادند
گفتند فرشته ای...پرم را چیدند
اینگونه مرا به آسمان پس دادند
همواره تنهایی ، توانایی به بار می آورد .
اُرد بزرگ
از دوش من آوار جهان را بردار
از زندگیم تلخ ِ زمان را بردار
یا از قفس زخم رهایم کن یا
از بال غریبم آسمان را بردار
اگر از کسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری، چیزی که از ما نیست
نمیتواند افکار ما را مغشوش کند .
هرمان هسه
ای کاش که در خانه ی تو گریه کنم
در حسرت پروانه ی تو گریه کنم
هر وقت دلم هوای باریدن داشت
برشانه ی مردا نه ی تو گریه کنم
پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد .
اُرد بزرگ
پائیزی زرد برگ هم زندگی است
آوار شکوه ارگ هم زندگی است
طوفانزده ی داغ که باشد نفست
آرامش ناب مرگ هم زندگی است
خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند .
فردریش نیچه
دیوانه شدم در به درم غم دارم
سرگشته وبی چگونه،ماتم دارم
تا گریه کنم اینهمه دلتنگی را
آغوش غزلخیزِ تو را کم دارم
شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید، اما محال است
بتوانید عطر آنرا در فضا محو سازید. ولتر
من ماندم وزخم ِاعتماد ِقابیل
پروحشت ِازصلیب وداغ ِانجیل
موسی شدم وطور به دادم نرسید
از غصه نجاتم بده یا عزرائیل
مرا دوست بدار،اندک ولی طولانی .
کریستوفر مارلو
دیگر دلت اهل پر زدن نیست برو
طوطی غزل شکر شکن نیست برو
من عاشق چشمان کسی بودم که...
این مرد غریب عشق من نیست برو
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی
هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز . فردریش نیچه
ای کاش که لااقل به دادم برسد
دست تو پر از غزل به دادم برسد
رفتی وبه زندگی دچارم کردی
من منتظرم اجل به دادم برسد
نقطه آغاز تصمیم های بهتر، نقطه پایان تصمیم های بدتر است . برایان تریسی
می خواهم از اوج آسمان بر خیزم
از حس غریب لامکان برخیزم
امروز رها می شوم از چشمانت
باید که از این خواب گران برخیزم
زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است .
اُرد بزرگ
در چشم ترم بی تو نمی نیست عزیز
بر این تن خسته مرهمی نیست عزیز
نفرین تو پرواز مرا زخمی کرد
آواره شدن درد کمی نیست عزیز
مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف میشوی
و مهمتر آنکه خوک ار این کار لذت میبرد . جورج برنارد شاو
ای کاش کبوتر برسد همسایه
بر شانه ی تو پر برسد همسایه
بگذار که اینقدر به تو ظلم کنند
تا صبر خدا سر برسد همسایه
نگاهت رنج عظیمی است، وقتی بیادم میآورد که
چه چیزهای فراوانی را هنوز به تو نگفتهام . آنتوان سنت اگزوپری
از شانه ی طوفانزده پر را بردار
از این تن پاره پاره سر را بردار
هی می روم ونمیرسم خسته شدم
از پای ِ من آوار سفر را بردار
کتاب ؛تا دست به واژه می زنم میسوزد را از
خیابان انقلاب-روبروی دانشگاه تهران-پاساژفروزنده-طبقه منهای یک-واحد۲۱۲-فروشضگاه انجمن خانه شاعران تهیه بفرمائید.تلفن۰۲۱۶۶۹۷۰۱۳۱
یاعلی
این شعر را خواندند (اعضا)
سيد ذبيح ا...قاسمي (رهام) (17/6/1389),عليمحمد پورحسن (17/6/1389),میثم قربانی (17/6/1389),آزاده آرامی (17/6/1389),علی چگينی (18/6/1389),بابک عارفی (18/6/1389),حامد یحیی زاده (18/6/1389), سعيدمطوری(مهرگان) (18/6/1389),سيد ذبيح ا...قاسمي (رهام) (18/6/1389),سيدحسين اخوان طباطبائی (خوانا) (18/6/1389),محمدحسين نوروزی (18/6/1389),گيتا تاجبخش (18/6/1389),محسن اولاد (18/6/1389),ماری توتونچی (18/6/1389),حسن دلخوش (18/6/1389),امير آرام (18/6/1389), سعيدمطوری(مهرگان) (18/6/1389),وحید توکلی (18/6/1389),شکوفه جباری (18/6/1389),آشیل (18/6/1389),مرضيه(گل یخ) (18/6/1389),مهران سالاري (18/6/1389),محسن بقائی هامانه (19/6/1389),روح اله حاجي ابراهيم (19/6/1389),حبيب فرقانی (19/6/1389),قاسم قاسمی (19/6/1389),محمد رضا صبوری ( م.آرام) (20/6/1389),بابک عارفی (21/6/1389),علی آوانجلو (28/6/1389),مريم حقيقت (30/6/1389),امیررضا زرنقش (12/8/1389),كلثوم يوسفي (18/8/1389),