دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
در ترمینال احساسات موهوم
و عفونت رابطه ها
من به دنبال یک بزرگراهم
که میان شب و گیجی نگاه گم کردم
و به تنهایی مجنون رفتم
آری آن کودک خوشبینی که
همه ثانیه ها را به دل بادها ی عریان بخشید
تشنهء ثانیه ای صدساله است
که دل راه را ه/را
در رهء/ خواهش دیدار تو ایثارکند
نقطه نظرات
نظرها
نام: امید غلامی شمس ارسال در چهار شنبه 12 ارديبهشت 1386 - 00:58
با سلام خدمت شما دوست عزیز و گرامی :
شعر خوبی بود و البته با مفهوم که از این باب به شما تبریک میگم.
اما به نظر بنده شعرتون می تونه بهتر از اینها هم باشه و در مورد آهنگی که برای شعرتون گذاشتید باید بگم که به نظر من اگر از آهنگ شماره ی ۴۴ استفاده کنید جذابیت بیشتری رو پیدا می کنه .
در ضمن خوشحال میشم اگر اشعار بنده رو مورد مطالعه قرار بدید و نظر و انتقادتون رو اعلام کنید .
از خداوند متعال برای شما آرزوی موفقیت روز افزون رو دارم .
* دوست همیشگی شما امید غلامی شمس *
یا علی (ع)













