خواندنی ترین شعرت را
در صفحه ای
سپید تر از بی حوصلگی
چکیده از جوهر شعرت
تجربه می کنم
آنگاه که
واژه واژه های قفس شده
میله های سرد
آرزو
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
مثل باران بهاری تازه است
و بهاری تر از آن
نگه مست تو بود
که دو دنیای مرا داد به باد
همه ی فکر من این بود که خواب
دور من خط بکشد
و تو هم غافله ی لحظه هایم باشی
و بهار
جز به بوی تو گل افشان نشود
و نسیم
جز غبار گذر کوی تو را
نکشد در چشمم
و اگر یک لحظه تو به من اخم کنی
مرگ من بی برو برگرد همان دم باشد
دیر گاهیست
که دور از تو
هوای دل من
ابری و تاریک است
و در این دل تنگی
در ماندم
که چرا بی تو نفس ها جاری است
و درختان
سر سبز
نقطه نظرات
نظرها
نام: ياس ارسال در پنجشنبه 28 دي 1385 - 20:36
سلام دوست عزیز از شعر زیبات ممنونم با اجازتون امشب در شب شعر روممون شعرتونو می خونم....
اگر افتخار دادید به چت روممون دعوتتون کنم....سپاس یاس














