تپه های شنی

بی شرمی « عشق » مرا ببخش تقدیر من|
قرار نبود افسارگسیخته ، اینچنین بی حیا شود|
عریان شود در سیمپوزیومِ خدای بی جنسیت تا جادو کند مردانِ سرزمینِ «ماده ستیز»ام را|
غلت بخورد در رسالۀ اریستوفانس تا « نرمادگی »ام را جستجو کند|
مادینگی-ام را با صد و چهارده هزار زخم کاری به غارت بردند تا خدائیشان را بر خدایگان تثبیت کنند|
نرینگی ام خسته از شادی های باغ اپیکور|
در غم مظلومیت ماده ای که بار تمامی گناهان تاریخ را به دوش می کشد زانو به بغل کشیده |
به تمسخر می کشد فلسفه بهشتی را که بقایش به وسوسه مادینگی به غارت رفته ام بند است|
مادینگیِ به صلیب کشیده شده ام را|
در سرزمین فرو خفته در تاریکی ، زیر چادرهای سیاه گم کرده ام|
در رساله هایی که به حرمت آیات مقدس طفولیتش را نیز سند زده است|
شش دانگ|
و این...|
ادامۀ تاریخ است|
تاریخ تناسخ لاشخورانِ « ماده ستیز»|
شوق جستجوی مادینگی ام|
در حال حذف شدن است ، با ضربدری به بزرگی تمام جدول ضرب های تاریخ بر پیشانیم |
گناه کبیرۀ حل کردن نامعادلۀ به غایت مجهولِ ماده ستیزیِ خدایِ بی جنسیت
در سرم سنگینی می کند|
و هنوز می ترسم به آینه ای که چیزی جز شکستن تمام نامعادلات در خودش ندارد ، نگاه کنم |
می ترسم برگردم و در وجود خودم شک کنم|
در خدایی که بقای بهشتش به وسوسۀ مادینه ای بند بود |
چون هاوکینگ های پست مدرن امروزی که از رادیکالهای زیادی ابهام زدایی کرده اند|
در تمام فلسفه های وجودی تردید کنم|
بغض فروخفته ام را در مشت های گره کرده مچاله کنم|
چون ابرمردهایی که در این گورستان هزاره ها خفته اند و ترس و لرز را نخوانده بودند |
این صلیب زنگار بسته را از درفش تاریخِ « ماده ستیزی » بیرون بکشم |
سرزمین به خواب رفته ام!|
چگونه تاب می آوری به قلاده کشیدن ماده شیرانت را؟|
چگونه تاب می آوری جویده شدن ریشه هایت را میان آنانی که به تکه کاهی ایمانشان را به هر چیز می فروشند؟|
مادینۀ گمشده ام|
تپه های شنی"
در سرزمینی که رودخانه ای برای طغیان کردن |
و طوفانی برای وزیدن حس نمی کنند|
قیافه استوار |
و توهمی به استقامت کوه گرفته اند|
سکوت، تردید و بغض فروخفته ام |
طوفانی از شرق خواهد آفرید|
گمشدۀ بی قرارم !|
به خدای عشق « جبران» |
و پیامبریش با تمام آن نامه های عاشقانه قسم |
دوباره بادهای بزرگ می وزند|
آب ها مسیر خود را می یابند ، رودخانه ها طیغان می کنند|
تپه های شنی را تاب ایستادگی نیست|
آفتاب از فراز این تپه های متوهم شنی بر این سرزمین در سایه فرو رفته خواهد تابید|
و من...|
تو را زیر آفتاب در الف زیبای آزادی،آرامش و امنیت که به موهایت سنجاق کرده ای خواهم شناخت....
احسان سلطانی
مرداد 1390
[به مادینگی گمشده ام و بغض فروخفته اش که پشت پنجره های روح سرکشم تبخیر می شود]
امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

3

بلقیس محجوب ,حسین محمدی , مهرداد بهار ,


این شعر را خواندند (اعضا)

حسین محمدی (22/5/1390),نوشین آریاپور (22/5/1390),بلقیس محجوب (22/5/1390), توکل مشکوه {مشکات} (23/5/1390),

نقطه نظرات

    نقدها

  • giti  در شنبه 22 مرداد 1390 - 17:09 نوشتند:
    vaghan ali bod avalin sheri hast ke inghad azash khosham omade

    0
    1


  • نظرها

  • مهرداد بهار  در جمعه 21 مرداد 1390 - 03:30 نوشتند:
    با سلام دوست عزیز
    شعر زیبا و دلنشین شمارا خواندم
    منتظر کارهای زیبای شما هستم
    قلمتان همیشه سبز

    0
    1


  • حسین محمدی کاربر عضو  در شنبه 22 مرداد 1390 - 09:03 نوشتند:
    نمایش مشخصات حسین محمدی سلام دوست عزیز


    سروده شما رو خواندم
    زیبا و دلچسب بود
    احساس خوبی هم داشت
    آفرین


    موفق باشید

    0
    0


  • یلدا  در شنبه 22 مرداد 1390 - 22:02 نوشتند:
    نوشته شما را خواندم آقای سلطانی
    واقعا بی نظیر بود و از مفاهیم نویی استفاده نموده اید
    تبریک میگم

    0
    0


  • بلقیس محجوب کاربر عضو  در شنبه 22 مرداد 1390 - 23:15 نوشتند:

    0
    0


  • توکل مشکوه {مشکات} کاربر عضو  در شنبه 22 مرداد 1390 - 03:48 نوشتند:
    نمایش مشخصات توکل مشکوه {مشکات}





    سلام و درود


    شعر زیبای شما رو خوندم با احساس و قشنگ بود.

    برایتان آرزویموفقیت و سربلندی دارم

    به بنده هم سر بزنید

    موفق باشی

    بدرود



























    0
    0



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.