دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
اگركه مي دانستيم!؟
اين همه زمين
حقيرتر از شهابي ست كه مي سوزد !
نا امن تر از هواپيمايي ست كه اوج مي گيرد!؟
و ما آن بالا
آن دور
گراي هيچ نقطه اي را نداريم
و قطب نما ي ما هم سرگيجه مسيري بي انتهاست !
آن گاه
اين سان پلشت به چشمان هم خيره نمي شديم
و چون شعور گنه كاران
مرددو دلهره آميز
جانپاهي براي قطره اي تنفس نمي جستيم
عاقبت شومي دارد آدمي !
اگر چون صدام ؟!
حتي تا پلشتي يك مخفيگاه !
هم به خود ننگرد!.
این شعر را خواندند (اعضا)
اسماعیل آزادی (22/4/1389),












