0

فريفته !

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

اگركه مي دانستيم!؟
اين همه زمين
حقيرتر از شهابي ست كه مي سوزد !
نا امن تر از هواپيمايي ست كه اوج مي گيرد!؟
و ما آن بالا
آن دور
گراي هيچ نقطه اي را نداريم
و قطب نما ي ما هم سرگيجه مسيري بي انتهاست !
آن گاه
اين سان پلشت به چشمان هم خيره نمي شديم
و چون شعور گنه كاران
مرددو دلهره آميز
جانپاهي براي قطره اي تنفس نمي جستيم
عاقبت شومي دارد آدمي !
اگر چون صدام ؟!
حتي تا پلشتي يك مخفيگاه !
هم به خود ننگرد!.

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

اسماعیل آزادی (22/4/1389),

نقطه نظرات

نظرها

نام: فتانه امیری   ارسال در جمعه 13 آذر 1388 - 10:53



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.