تنها رفیق خلوت شبهای تیره ام
ای آشنای خوب
ای بهترین غزل!
هر روز خویش را
با نام و یاد تو آغاز می کنم
من عاشق تو أم
این عشق و شوق را
با خواندن نم
۷ کوتاه سروده: توخالی / توقف بیجا/ بقا/ آنتی لایت/شوره زار/ آلکاتراس
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
دیروز "سنگ" بود
امروز "میان تهی"
بیمناکم از
سرایت هاری
به سلولهای فردا
2) توقف بیجا...:
خدمتگزار متعهدی ست
نقد می پذیرد
انتقاد نه
3) بقا:
"اعتراف" چیز بدی نیست!
اگرچه در شیمی
راجع به آن نخوانده ام!
اما حلاّل بی نظیریست.
4) آنتی لایت:
برای من
"فرداهای روشن"
آرزو می کند
آنکه قرنها
به روزهایم
"سیاهی" می پاشد.
۵)شوره زار:
از شهروندی در "سانتییه گو."
چشم پوشید
مردی که از
نعل یابوهای شهر می هراسید.
۶) آلکاتراس:
وقتی " کاه "
آب میرود
واژه ی "ریز" هم
کوچکتر می سود.
۷)بدون بلیط:
گرسنه ای در خیال
رویای سیری را
اسراف می کند
کجایند نصیحت بافان دوره گرد!
این شعر را خواندند (اعضا)
ناديا ميرسنبل (13/5/1389), عاکف-م (13/5/1389),بابک عارفی (13/5/1389),محسن مهر پرور (13/5/1389),ژیلاراسخ (13/5/1389),مصطفی صفوی (13/5/1389),سيدحسين اخوان طباطبائی (خوانا) (13/5/1389),حمید عامری (13/5/1389),اصغر اکبری (14/5/1389),رضا محمدزاده (14/5/1389),حبيب فرقانی (14/5/1389),علي عليمرداني (حامي) (14/5/1389),فردوس اعظم (14/5/1389),اتنا پشتیبان (14/5/1389),مهران سالاري (14/5/1389),مرضيه(گل یخ) (14/5/1389),حمید عامری (14/5/1389),محمدعلی اديب (14/5/1389),مهدی طاهری (14/5/1389),ستاره مشرقی (14/5/1389),محسن مهر پرور (14/5/1389),سارا فضل الله پور (14/5/1389),حسن دلخوش (14/5/1389),مازيار قاضي زاده (14/5/1389),فرنازصفدرزاده (14/5/1389),آزاده آرامی (14/5/1389),محمد تركمان(پژواره) (14/5/1389),ابوالفضل دادا (14/5/1389),حامد بهاروند (14/5/1389),نازنين سادات افتخار (14/5/1389),ابوالفضل دادا (14/5/1389),محمدحسن چگنی زاده (14/5/1389),فائزه پوراکبری(ساحل) (14/5/1389),حسن امتحانی (14/5/1389),الياس صادق زاده (14/5/1389),انور رواندی (14/5/1389),حامد بهاروند (14/5/1389),محمدحسن چگنی زاده (14/5/1389),سيد هوشنگ موسوی (15/5/1389),فائزه پوراکبری(ساحل) (15/5/1389),اصغر اکبری (15/5/1389), عاکف-م (15/5/1389),محمدحسن چگنی زاده (15/5/1389),« خبرنگاران بدون مرض» (15/5/1389),مازيار قاضي زاده (15/5/1389),مازیار کریمی ( آرام ) (15/5/1389),حسين عبادی دهاقاني (15/5/1389),حسین چمنی(فریاد) (15/5/1389),ودیعه عزیزدوست (16/5/1389),علیرضا سراج الدین (16/5/1389),حسين حسن پور (16/5/1389),رضا فولادی فرد (18/5/1389),سيما ( مهرآذر ) (30/5/1389),سيما ( مهرآذر ) (22/6/1389),بنفشه ابوترابی (23/12/1389),
نقطه نظرات
نام: رضا کرمی ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 20:39
سلام عاکف عزیز...هفت در برابر هفت ..آیا از هیبت رستم نهراسیدی...
همه قابل تامل بودند خصوصا 1و5....
نام: ژیلاراسخ
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 21:56
نام: کامران قائم مقامی
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 21:58
سلام بر عاکف مهربان!
کولاک کردین با این عجایب هفتگانه.
عالی سرودی.
چرا این روزا حس غزل نیست؟
می خوام بنویسم اما قافیه ها تکراری هستند؟
فیزیک؟!...فکر کنم فیزیک شکست نور بود نه؟!
«عکس».... قانون انکسار.
همواره شاد باشید و ایرانی نه هلندی.
نام: نادیا میرسنبل
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 22:00
سلام . ممنون که سر زدید . خواستم یه چیزى رو بهتون بگم . حتما نباید شعر یک شاعر تجربه شخصى پشتش باشه . حتى اگر این طور فرض شد به نظرم بیانش کار جالبى نیست .
شعراتون هم زیبا بود
نام: مصطفی صفوی
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 22:08

=D
سلام به دوست خوبم
عاشق کوتاه گفتناتم
آاالکاتراس ......
عاکف جان مرسی بازم تو پست قبلی هم گفتم دوست دارم نقد و ویرایش بشم توسط شما اساتید و مرسی که وقت میزاری
نام: کامران سید عزیزی
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 23:23
استاد عاکف عزیز بسیار زیبا کوتاه نوشته هایى بود. خیلى لذت بردم . اصلا اغراق نیست که فقط بخاطر تو به دیدن اشعار برگشتم.
@کامران سید عزیزی توسط عاکف-م
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 00:02
کامران دوستداشتنى ام که بى نصیب از حضورشم مدتها
درود
امروز یکى از روزهاى خوش ِ بودنم در سایته که مى بینمت چى شده کجایى خیلى دلم دلتنگته جان عزیزت شعر بذار اگر شعرى ازت بایکوت شده
«دل غمین مکن، این چرخ بگردد به کام»... بازم لطف حضورت را از ما دریغ نکن
به من هم خیلى لطف دارى
خیلى هم دوستت دارم
زنده باشى
با مهر
نام: حمید عامری
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 23:53
نام: حبیب فرقانی
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 01:18
نام: سیما ( مهرآذر )
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 04:29
سلام
استنباط کلى من از شعر هاى کوتاه شما اینه که براى درک آسانتر آنها باید به چندین نکته ى ظریف که معمولا از سوى شما برجسته مى شود توجه شود
این نکات برجسته از نظر من عبارتند از :
-عنوان شعر
-در داخل گیومه قرار دادن واژه هاى کلیدى در اکثر مواقع
-استفاده از قرینه ها با معانى ِمخالف اما فرم کما بیش یکسان
در قطعه اول:
۱-واژه هایى چون «سنگ» نشان از تحجر و عقب ماندگی ست و «میان تهی» که پوچى و بی مغز بودن را مى رساند اما به نظرم این واژه در این کوتاه سروده بُعد دیگری را نیز یدک مى کشد! و سلولهای فردا که آن را ترکیب زیبایی دیدم و آینده به صورت پیکری در نظر مجسم میشود که عارضه ی هاری به آن سرایت میکند
۲-در دومى اسم قطعه تا اندازه ای کمکم کرد که به کشف مفهوم و منظور اصلی شما از طرح این سروده و پیامی که در بر دارد پی ببرم
''توقف بیجا ''که در ذهن ِ منِ خواننده همان جمله ی ''توقف بیجا مانع کسب است'' بی اختیار نقش بست.من اگر جای شما بودم بعدازخدمتگزار ِمتعهد علامت تعجب هم میگذاشتم همانطور که خودتان هم واقفید این باعث میشه که ناخوداگاه تامل و درنگ بیشتری صورت بگیره و خواننده فقط معنای صوری عبارت را در نظر نگیره ایهامى که در کلمه ی ''نقد ''به کار رفته خیلی جالبه
یه پیشنهادی دارم برای این عبارت ِشعری به این شکل که:
خدمتگزار متعهدی ست!
نقد می پذیرد
و انتقاد را
پس می دهد
البته یه پیشنهاده فقط ، هیچ اجباری هم در پذیرفتنش نیست
۳-با خواندن سومی یاد سریال به یاد ماندنی و جذاب راز بقا افتادم!
۴-فکرمى کنم برجسته ترین و کلیدی ترین بخش سروده ی چهارمی اسم اونه عجب ابتکار و خلاقیت جالبی در آن به خرج دادین
آفرین
آفرین
آفرین
۵-پنجمى کمی گنگه لطفاً به طور خصوصی منظورتونو برام بیشتر توضیح بدید ایهام نعل رو فکر میکنم متوجه شدم ولی ارتباط شوره زار و سانتی یگو برام دشوار بود
۶-آلکاتراس هم جالب بود فکر مى کنم بشه جاى اون نامهایى از همین دسته جایگزین کرد!
۷-آخری هم که متأسفانه نتونستم ارتباط اسم شعرو با محتوای اون پیدا کنم ولى مفهوم کلى نوشته برایم تا اندازه اى روشن بود
پاینده و برقرار باشید
@سیما ( مهرآذر ) توسط عاکف-م
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 14:16
سیما جان درود
ممنونم که تا حدى که مجاز دانسته اى تشریح کرده ای خیلى تفاوت نمى بینم بین برداشت شما با منظور خودم اگرچه که در لفافه توضیح دادن شما هم به دلیلى که دوستان واضح میدونند قابل درکه
راجع به پنجمى، پاسخ معما در نام شهر است !! اسم شعر را هم که فراموش نمى کنى ! به نعل...هم که خوب اشاره کرده اى! متوجه اگه نشدى بعدا براتون میگم مى ترسم توضیحاتم غیر مجاز بشه
راجع به کوتوله ى هفتم!(بدون بلیط) خب براى بلیط به ناچار باید پرداختى هم بشه ولى در عالم خیال اگه یکى بخواد سیر بشه الزامى به پرداخت و تهیه ى بلیط نداره!
حتما واضح نبوده که خودمو به شعر سنجاق کردم الان!!!
به هر حال از اینکه وقت گذاشتى یک دنیا سپاس
زنده باشى
با مهر
نام: علی علیمردانی (حامی)
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 07:41
نام: مهران سالاری
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 10:25
گرامی عاکف عزیز درود
اینجاست که می گویند : گر بکوبی شیشه "دل" را به سنگ / "هفت" رنگ ات می شود هفتاد رنگ... غم نبینی !
رنگین کمانی زیبا آفریده ای شاعر .
هر چند باید بیشتر اندیشه کنم ،اینک خود می روم " اعتراف " کنم !که بعید است این حلّال حّلّش کند!
فراوان دوستت دارم. پاینده باشی
نام: مرضیه(گل یخ)
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 11:19
سلام جناب عاکف
کوتاه سروده های خوبتون رو خوندم و البته توضیحات سیمای عزیز برای بهتر فهمیدنشون کمکم کرد
خاطرتون خوش
نام: مهدی طاهری
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 11:53
با سلام به دوست خوب
من همیشه عاشق عجایب هستم - یه جور دیگه دیدن و یه جور دیگه گفتن رو دوست دارم - هر وقت مى خوام یه کار کوتاه بسلزم دوربین رو جایى قرار مى دم که کسى تا به حال سوژه ى مورد نظر رو از اون زاویه ندیده باشه - این اتفاق جذابیت عجیبى ایجاد مى کنه
. . . جور دگر باید دید
همیشه برات آرزوى موفقیت مى کنم
نام: ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 13:21
سلام عاکف عزیز
بخشی از شعر (شاتوت های سیاه ) دو ماه پیش نوشتمش
استفاده از کلمات نامرسوم و نثر گونه بودنش مورد نقد بود در زمان انتشار
شاتوت های سیاه
برای نوشتن یک سلام
خداحافظی را بهانه میکنم
گره های کور معرفت از مناره ها گشایش میخواهد
و من در لفافه سپیدی میلولم
و در نقب تاریکی ذره ذره چشمهایم را میبازم
لمس میشوم
دستهایم از لزاجت ترشهات فهم چسبناک میشود
لطافت از قاموس تو به چلیپای وجودم صلب میشود
و چون ناشناخته ای پیدا میشوم در سلوک نگاهت
دستهایم میستاید جوهره ادراک را
آرامش در سینه تو مدارا میکند با من
و نیاز
به زادگاه خود میخزد و فنا میشود
و چه زیباست فنا شدن در تو
نام: مازیار قاضی زاده
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 14:06
سلام جناب عاکف
احوال شما؟
قربان عصر کارم در اداره و وقتی ندارم فقط می توانم بگویم احسنت.
خیلی حال داد.
زنده باد.
نام: محسن مهر پرور
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 14:12
خوب هر کسی برداشت خودشو داره از شعر . من هم برداشت خودمو داشتم . قابل درک بود
مثلا از توقف بیجا به یاد یکی از سیاست مدارهای کشور افتادم
یا از اعتراف و بدون بلیط هم برداشت پوزخند زدن به بازی های سیاسی رو برداشت کردم
ولی این شعر ها در هر دورانی که خونده بشه مفهومی متناسب با همون دوران رو به خود میگیره .
نام: آزاده آرامی
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 15:18
نام: محمد ترکمان(پژواره)
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 15:48
سلام عاکف عزیز اشعار شما همیشه زیبا و با پُربارند.
اعتراف هم جسارت؛ شهامت ؛و سعادت میخواد...
موفق باشید.
نام: سارا فضل الله پور
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 15:59
عاکف عزیز سلام
هفت سروده کوتاه اما دریایی از معنا
سروده سوم عالی بود
اما ارتباط شعر پنجم با نام شعر رو پیدا نکردم
با شعر 6 هم نتوستم ارتباط برقرار کنم و معنی شعر رو بفهمم
همیشه شاد باشید
نام: مهدی خطیبی
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 16:12
عاکف جان
درود بر تو
خواندم . نخستین مولفه ای که در این هفت شعر است شیوه بیانی آیرونی است . یک طعنه ی ظریفانه که انسان را به تامل وا می دارد . منتقدی در مورد طنز می گفت : طنز اعتراضی است که به هنر تبدیل می شود . خیلی دوست می داشتم بیشتر در مورد شعرهای کوتاهت سخن بگویم اما آنچنان دل آزرده ام که دستم به تایپ نمی رود . همین اندک را به منزله ارادت من به خودت به حساب بیاور نه بررسی .
قربانت
امیدوارم همواره سلامت و شادکام باشی
اگر خلوتی کردی با پیر گارنگ ما را هم از یاد نبر . که این روزها خمار صد شبه دارم ، شراب خانه کجاست
بدرود
نام: ابوالفضل دادا
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 16:43
نام: حامد بهاروند
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 17:03
سلام عاکف عزیز
ببخش که دیر اومدم
به شدت داری زیبا می نویسی این طرح های عاشقانه رو!
خیلی حال کردم بدون تعارف
یه نکته در مورد کار شماره 4:
آنکه قرنها به روزهایم سیاهی می پاشد.اعتقاد دارم اگر قرن ها به قرنهاست تبدیل بشه فعل جایگاه درستشو پیدا می کنه در غیر این صورت فکر می کنم فعل می پاشید بهتر باشه؟؟؟
خودتون استادید و آگاه به امور
شاد باشید و باشید
نام: عاکف-م
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 18:54
حامد جان درودها
خوشحالم که مى بینمت حق کاملا با شماست در یک تردید، فعل را از قرنها حذف کردم اما الان میبینم که شما به نیکى به آن اشاره کرده اید حتما اصلاح خواهم کرد البته صاحب اختیار هستی که این کار را هم بکنى خوشحال خواهم شد
تمام شعرهاى عاشقانه تقدیم تو باد!
با مهر
نام: محمدحسن چگنی زاده
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 23:42
سلام
جناب عاکف عزیز!
گاهی یک عبارت کوتاه یا یک بیت در ظاهر تک بعدی، چندین صدا دارد. امّا باید گوش و چشمی شنوا و بینا باشد تا بفهمد و ببیند!
- هر هفت کار هفت نوع لباس بر تن دارند و هر کدام جلوه ای ویژه و تعبیری جداگانه.
- عمق را دریافتم ولی در درون باید بماند!
- کار چهارم، بسیار هدفمند طراحی شده است.
با مهر و دوستی.
نام: سید هوشنگ موسوی
ارسال در پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 01:52
نام: صنم میرزازاده نافع
ارسال در جمعه 15 مرداد 1389 - 08:36
نام: الیاس ارسال در جمعه 15 مرداد 1389 - 16:39
سلام. کاش می شد با هم بیشتر در تامل باشیم. اصلا ببینم کار کوتاه چه مولف هایی داره؟ شما خیلی استادانه پرداخت کردی و این واقعا جای تحسین داره. به نظرت هایکو اونم از نو ایرانیش کجای شعر کوتاه ما جای می گیره؟
نام: الیاس ارسال در جمعه 15 مرداد 1389 - 16:39
سلام. کاش می شد با هم بیشتر در تامل باشیم. اصلا ببینم کار کوتاه چه مولف هایی داره؟ شما خیلی استادانه پرداخت کردی و این واقعا جای تحسین داره. به نظرت هایکو اونم از نو ایرانیش کجای شعر کوتاه ما جای می گیره؟
نام: ودیعه عزیزدوست
ارسال در جمعه 15 مرداد 1389 - 01:26
سلام جناب عاکف گرامی
به خاطر مشکلاتی که در این هفته علی الخصوص این چند روز داشتم به هفت سروده ی زیباتون کمی دیر رسیدم اما از اینکه بالاخره بهشون رسیدم خوشحالم.
هم متن اشعار ستودنیه و هم اسامی منتخبتون.
از خوندن کلمات داخل گیومه بیشترین لذت رو بردم.
براتون آرزوی فرداهایی روشن رو دارم.
نام: حسین حسن پور ارسال در شنبه 16 مرداد 1389 - 18:31
سلام استاد عاکف عزیز
این هفتگانه نیز مثل تمام سروده های استادانه ات ذهنم را براحتی رها نمی کنند و با آنکه هر کدام کوتاهند ولی تاثیر عمیقی بجای میگذارند.
تبریک صمیمانه ام را بپذیرید .















