0

غروب عصر جمعه.......

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

غروب عصر جمعه پر ز غمهاست
این اسمان دلگیر،در پی غمگسار هاست
ابرهایش بی عدالتی را گویاست
صلح و صفا و ارامش را جویاست
تا بگیرد حق مظلومان، بی کم و کاست
تا بسازد ویرانشهر ها که پر ز نهفته رازهاست
تا بخواباند صدای ساز ها که اوای رنجهاست
تا بکاهد از ظلمها که تا بی کران هاست
اوپشتیبان دلدار هاست
اگاه تر ز بیدار وجدان هاست
در پی منجی انسانهاست
منجی فاصله ها،اسمان هاست
گر بیاید دنیا زیباست
کبوتر ز قفس پلیدی ها رهاست
بیا که ابر بی تو،پر ز بارانهاست
اشک می ریزد چون کودکی که در پی اولیاست
((بیا که دلهایمان پر ز اشوبهاست))

امتیاز: 1.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.