تو تقاصِ چی رو میدی؟تک و تنها توو خیابون
سرچارراها می ایستی؟یا یه کنجی توی میدون
..
وقتی بچه های مردم،توو کلاس درس میشینن
یا میرن به سی
چند رباعی قدیمی
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
1)
خفّاش آمد ، دوره ی بلبل گذشته
کار من از کار گلاب و گل گذشته
گفتی برو ، عشق تو را در دل ندارم!
دیشب خر تو ظاهراً از پُل گذشته
2)
وقتی صدای آمدنت را غزل شنید
با عشق تو تمام جهان آمده پدید
حجم تمام فاصله را گریه می کنم
تو "حالِ ساده"ای و منم"ماضی بعید"!
3)
لبهای تلخم را خودت هر چند می خوردی
هرشب به شیرینیّ دل سوگند می خوردی
می گفتی از تلخیّ لبهای تو بیزارم
امّا همیشه چای را بی قند می خوردی!
4)
تلفیق دو عطر... زندگی یعنی این
در سایه ی چتر... زندگی یعنی این
لبخند و نگاه ... بوسه ی دزدانه
نقطه سر سطر ... زندگی یعنی این!
5)
هر گونه صدای اعتراضی تعطیل
این زندگی فقط مجازی تعطیل
یک پارچه ی سیاه بر دل زده ام
تا آمدن تو عشقبازی تعطیل!
دوستانی که شنیده بودند، شرمنده!
این شعر را خواندند (اعضا)
علی سعادتخانی (9/6/1388),احمد یزدانی (9/6/1388),ستايش بابايی (9/6/1388),پروانه (9/6/1388), مینا . ح ( آئیژ) (9/6/1388),مهدی صادقيان (9/6/1388),پویا حمیدی ( نازلی ) (9/6/1388), توکل مشکوه {مشکات} (9/6/1388),ستايش بابايی (9/6/1388),احمد تميمی (9/6/1388),م.هورمان (9/6/1388), عاکف-م (9/6/1388),م.ج.مقدم (9/6/1388),عباس شریفی (9/6/1388),ميراسماعيل جباری نژاد (9/6/1388),آرمنيا آرام (9/6/1388),عباس شریفی (9/6/1388),حمزه اسدالهی (9/6/1388),بهرام محمودی (9/6/1388),فرزانه شيدا(ف.شیدا) (10/6/1388),اشکان مازندرانی (10/6/1388),حامد بهاروند (10/6/1388), مینا . ح ( آئیژ) (10/6/1388),ابوالفضل دادا (10/6/1388),فرناز ابراهیم زاده (10/6/1388),ميثاق بنی مهد (10/6/1388),سينا (10/6/1388),ميترا سالاری (10/6/1388),امیر عسگری (10/6/1388),م.هنگامه (10/6/1388),سينا (10/6/1388),ابوالفضل دادا (10/6/1388), سعيدمطوری(شمع شبستان) (10/6/1388),بابک تمیز (10/6/1388), توکل مشکوه {مشکات} (10/6/1388),عباس شریفی (10/6/1388),حميد قاسمى(شكيب) (10/6/1388),ر.اميد (10/6/1388),نوا (10/6/1388),سينا (10/6/1388), مینا . ح ( آئیژ) (10/6/1388),بابک تمیز (10/6/1388),ابوالفضل دادا (10/6/1388),بهروز جفايی (10/6/1388),نیما اسماعیل پور (10/6/1388), سعيدمطوری(شمع شبستان) (10/6/1388), سعيدمطوری(شمع شبستان) (10/6/1388),.آرش- سلطان عشق (10/6/1388),مهدی صادقيان (10/6/1388),حسام فر ياد (10/6/1388),مهديس (11/6/1388),مهناز طلاچیان (11/6/1388),جواد بيات (11/6/1388), راوی (14/6/1388),رضوان مظاهري تهراني (29/6/1388),کيوان عابدی (14/7/1388),اميد صباغ نو (1/11/1388),زهراشعبانی (16/11/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (3/12/1388),اميد صباغ نو (18/12/1388),اميد صباغ نو (22/12/1388),اميد صباغ نو (23/12/1388),اميد صباغ نو (5/1/1389),اميد صباغ نو (7/1/1389),سالومه-ز (28/1/1389),سالومه-ز (28/1/1389),سالومه-ز (28/1/1389),سالومه-ز (28/1/1389),سالومه-ز (29/1/1389),سالومه-ز (29/1/1389),سالومه-ز (30/1/1389),سالومه-ز (1/2/1389),اميد صباغ نو (6/3/1389),اميد صباغ نو (9/3/1389),اميد صباغ نو (16/3/1389),اميد صباغ نو (28/3/1389),اميد صباغ نو (1/4/1389),اميد صباغ نو (1/4/1389),اميد صباغ نو (4/4/1389),اميد صباغ نو (15/4/1389),اميد صباغ نو (20/5/1389),حامد بهاروند (16/7/1389),اميد صباغ نو (17/7/1389),امید صباغ نو (4/8/1389),امید صباغ نو (17/8/1389),قاسم قاسمی (5/11/1389),حامد بهاروند (14/11/1389),امید صباغ نو (22/11/1389),امید صباغ نو (6/12/1389),امید صباغ نو (11/3/1390),مصطفی صادق پور(مهدیار) (19/3/1390),محمود اعظمی (19/3/1390),احسان اکابری (20/3/1390),حميد نجف (21/3/1390),محمد حسین کاظم زاده (21/3/1390),زینب انصاری (21/3/1390),بهرام (عرفان) (22/3/1390),رضا محمدزاده (23/3/1390),نیلوفر احدی (28/3/1390),علی محمدی (فریاد خاموش) (1/4/1390),نگارظریف (7/4/1390),نگین افشاری (10/4/1390),طلعت خیاط پیشه (23/4/1390),اصغر اکبری (28/4/1390),سپیده پوربابایی (22/5/1390),علی پاشایی (31/5/1390),امید صباغ نو (13/6/1390),امید صباغ نو (24/6/1390),امید صباغ نو (29/6/1390),امید صباغ نو (30/6/1390),امید صباغ نو (30/6/1390),امید صباغ نو (30/6/1390),نیما سهرابی (4/7/1390),مصطفی صادق پور(مهدیار) (12/8/1390),عمادالدين مشّائي (10/11/1390),
نقطه نظرات
نظرها
نام: علی سعادتخانی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 21:36
نام: احمد یزدانی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 21:40
سلام استاد بزرگوار بابا قدیمی چیه ما که نخوندیم بزار
خیلی زیبا بود مخصوصا با پنجمی خیلی حال کردم ..به ما هم سر بزن استاد
نام: مهدی صادقیان
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 22:10
نام: توکل مشکوه {مشکات}
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 22:12
نام: پویا حمیدی ( نازلی ) ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 22:13
امید مهربان سلام
از اولینش لذت بردم و باقی را هم به لذت همان اولی دوست داشتم.
بهروز باشی و سربلند.
نام: احمد تمیمی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 22:29
نام: ه. ع ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 22:40
سلام امید جان من که نخونده بودم
اما هز بردم خصوصا ۵ را
موفق باشى
نام: حمزه اسدالهی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 22:41
نام: سعیدمطوری(شمع شبستان)
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 22:53
سلام امید کوچه ی شعر
امشب بعد از افطار یادت کردم گفتم امید مدتی نیست ودلم براش تنگ شده وبه نیتت آمدم ومستجاب شد حضورت...
بعضی از شعراتو قبلا دیده بودم ولی ارزش گوهر بانگاه کاسته نمی شود.
مردان بیقرار
دختران انتظار
گرمای سوزنده را
در دل میکند بهار...
موفق وشاد باشید.
نام: هدی به نژاد (شمیم)
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:11
سلام بابایى عزیز
چشم ما روشن رسیدن بخیر
هماهنگ کرده بودى با بعضى ها سر و کله ات پیدا شه؟
رباعیات!! زیبایى بودند بابا امید پوشیده!
نام: شوان کاوه ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:12
سلام امید بسیار گل
همه را خوانده بودم ، چیزی از زیبایی و دلنشینی کم نمیکند تکرار ، مگر حرفی که شایسته نباشد ، اشعار شما در هربار خواندن انگیزه و مفهومی تازه به آدمی می دهد ، آفرین بر تو ! من اولی را برای حداقل صدتا از دوستانم پیامک کرده ام (البته با ذکر نام شاعر ) ، خیلی دوستش دارم ، ضمن اینکه همه و همه شان عالی و زیبا هستند ، همواره پیروز ، همیشه شادزی.
@شوان کاوه توسط امید صباغ نو
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:30
سلام جناب دکتر عزیز
از گمکرده چه خبر؟ مشهور شدیم یا نه ؟
راستی این رباعی که سهل است الباقی را هم میتوانید بلوتوث کنید. حتی به نام خودتان
به قول شاعر ، شعر که چیزی نیست
ای دوست اگر جان طلبی جان به تو بخشم
ما مخلصیم دربست
قربانت -داداش کوچیکه
نام: برزگر
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:12
نام: عباس شریفی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:13
سلام آقا امید
من و نشناختیبه سروده هاى دست و پا شکسته ام نظر مى دى ولى مثل اینکه نشناختى!!!
فکر کنم ۱۷-۱۸ ساله که همدیگه رو ندیدیم
منم عباس شریفی-شریفى نسب
بابا یه پارچه شاعر زبر دستى شدیا اى ول
@عباس شریفی توسط امید صباغ نو
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:21
اوه اوه
ببین کی اینجاس
سلام
اولش یه فکرایی کردما
عباس دوباره سلام
خوب نسبت به 18 سالی که ندیدمت خیلی جوونتر شدی داداش
به طرز فجیعی خوشحالم که بعد 18 سال همکلاسی راهنماییم رو می بینم.اونم کسی که سه سال با دو سه نفر اختلاف توی دفتر نمره ی کلاس زندگی کردیم.
یه نظر خصوصی الان برات می نویسم
قربانت داداش
نام: میراسماعیل جباری نژاد
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:31
با گرم ترین سلام ها و با اقیانوسى از سپاس ها وارادت ها به همشهری بزرگوارم ، امید جان *
بسیار زیبا و دلچسب بودند
مصراع چهارم رباعی آخر بسیار شیرین بود
و رباعی چهارم نیز بسیار زیبا و دلنشین بود
موفقیت شما آرزوی قلبی ماست
خدای بزرگ نگهدارت باد و چرخ های گردونه گردون بر وفق مرادت در گردش با د
ارادتمند
میراسماعیل جباری نژاد
م -ا دلی
کانادا
نام: شیفته
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:50
سلام امید بسیار غزیز
بسیار بسیار لذت بردم.مخصوصا رباعی اولت را با اجازه ات تقدیم به یک دوست که شما هم میشناسید می نمایم.
امیدوارزی.
نام: عاکف ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:54
بیست و هشتمین بازدید کننده
و پانزدهمین نظر گذارنده (البته اگه تا پایان این نظر کسى چیزى ننویسه!!)ا
امید جان درود
اصل مطلب
تکرار شود شعر تو... باشد، زیباست
آن مادر ِ فکر، هر چه زاید زیباست
لطفِ هنر ِ قشنگ را مى دانم:
از پا قدمش خوشى بیآید زیباست
.
.
.
گفتى که ز پل گذشته شاید خر او!
از واژه ى «مى روم» پر است دفتر او
یک سوء تفاهم است شعرم بى شک
هرگز نرود...نرو تو از محضر او
داداشى آنلاین گویی منو تحریک کردى !
باور کن سرم یه جورایى درد میکنه وگرنه دوست داشتم کمى برات بیشتر بنویسم در ضمن امید چون شعرات مربوط به زمانهاى قبل است ایرادشو نمیگم!!
دوستت داریم
با مهر
نام: کاظم وکیلی ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:00
سلام استاد جووووووووووووووووووووووووونم
رباعیات قشنگتو خوندم و لذیدم
البته قدیم و جدیدش فرق نداره همشون زیبان
ولی مهمتر خودتی که باشی و پیشمون و شاد!
راستی
کی میای تبریز؟!
@امید صباغ نو توسط کاظم وکیلی ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 10:46
چشمهام روشن!!!!!!!
اومدی تبریز یه خبر ندادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟















بد جور ناراحت شدم.خیلی بدجوووووووووووووووووووووووووووووووووور

یعنی اینقدر از دستمون سیر شدی که نمی خوای ببینیمون؟!
دلم واست یه ذره شده یه ذره.
یه شماره بهمون دادی اونم خاموش
گاهی سی دی رو میزارم تا یه کم صداتو بشنوم لااقل!
دوست دارم در حد همه چی
شاد باشی و تو کارها همیشه موفق
نام: بهرام محمودی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:01
سلام امید جان
بینهایت زیبا بودند
بعد از مدتها چندتا دوبیتی زیبا خوندم
زنده باد
با اینکه همه عالین ولی آخری و اولی یه چیز دیگه است
نام: علیرضا استادی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:10
سلام امید جان...
اول عرض ارادت:
آقا خبر می دادی یه شتری ، فیلی ، چیزی قربونی می کردیم...
دورا دور جویای احوالت هستم...
خیلی مخلصیم...
.
.
دوم شعر :
با عرض احترام به همه ی دوستان ، چند سطری می نویسم :
مطمئنم اگر امروز این رباعی ها را می سرودی ، حتما خیلی تغییر می کرد .
1. رباعی اول :
اگر از فاصله ی معنایی بین دوبیت بگذریم . دو بار استفاده از "تو" در بیت دوم توی ذوق می زنه.
.
2. رباعی دوم :
ارتباطی بین دو بیت نمی بینم .
.
ببخشید که انقدر رک میگم اما بیت اول خیلی از امید صباغ نو دوره ...
وقتی صدای آمدنت را غزل شنید ..
خب... وقتی شنید چه اتفاقی افتاد ؟؟؟
با عشق تو تمام جهان" آمده پدید " ؟؟؟؟
فعل "شنید" و فعل " آمده پدید"
استفاده از این دو فعل اشتباه است.
در واقع درستش "پدید آمد" بوده است که شما به خاطر حفظ وزن "آمده پدید" نوشته اید و متاسفانه مشکل دارد... یعنی زمان را عوض کرده اید...
.
.
.
رباعی های 3 و 4 و 5 به مراتب زیباتر و یک دست ترند ...
.
.
می دانی که دوستت دارم...
اگر حرفی زدم به بزرگی ببخش..
نام: فرزانه شیدا(ف.شیدا)
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:11



سراسر ویک بیک زیبا با تشبیهات مختص بخودتون ودلنشین
اما درمورد تکرار شعر
درست عین این میمونه که آدم کتاب حافظ رو دیگه باز نکنه وبگه یه بار خوندم
اما من اشعار حافظ رو لااقل ۷۰٪ روحفظم
اما نه بخاطر اینکه یه بار خوندم!
برای اینکه ارزش هزارها بار خوندن رو داره
مثل شعرای شما
موفق باشید ومانا
وقلم اشعارت تا همیشه سبز وماندگار
با هزارتا ازاینا
دوهزارتا ازاینا
موفق باشی
با مهر
نام: م-ت ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:17
سلام بر امید ِ بابا
برای چندمین بار زیبا بود ...
دستی که شعر ِ تو را پر ِ تمثیل میکند
من را به تو ، تو را به که تبـــدیل میکند ؟
آیا خدای گم شده در متــــن ِ این غزل
امسال را بدون ِ تو تحویـــــــل میکند ؟
فکر میکنم که دلم براتون تنگ شده پدر جان ...
نام: امیر یزدانی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:19
سلام امید عزیز و گرامى
فکر کنم همه رو شنیده بودم
اولیش که دلمو برد بقیش لذت خوندن شعراى همیشه قشنگتو برام گذاشت
دستت درد نکنه
جه میکنه اى اتاق آبى
شاد باشى به مهر
نام: بهزاد شفقتیان ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:25
سلام بر امید کم پیداى کوچه شعر
زیبا عالى بى نقص من سومى رو واقعا دوست داشتم چندین بار خوندم لذت بردم 
نام: ابوالفضل دادا
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:33
سلام
خیلى خوش آمدى امید جان
از احساس گرمتان لذت بردم
آفرین
یک پیشنهاد کوچولو:
در رباعى شماره ۵ مصرع ۳ در لبه ى ریل قرار دارد و از وزن حقیقى خودش پرت مى شود . با آهنگ به وزن مى اندازى!
مثال :
اگر به جاى ( زده ام ) ( دارم ) بگذارى ریل وزن حقیقى به جاى خودش مى افتد
آره !
به این مى گو یند مو از ماست کشیدن داداش
نوکرتم
با ارادت

نام: سیما عباسی
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:54
سلام بابا امید..فکر میکردم فراموشت شدم..ولی دیدم اینجورا هم نیست ..میدونم سرت خیلی شلوغه و دخترات هم ماشالا یکی دو تا نیستن که!به هر حال همیشه به فکرت هستم و حضورت در اینجا برام جای بسی خوشحالیست..
در ضمن اینجا انگاری همه بی صبرانه منتظر خوندن اشعارت هستن ،حتی اگر تکراری هم باشه!
نام: حامد بهاروند
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 23:56
سلام بر امید سایت
چگونه ای برادر؟
شماره ی 1 رو تقدیم می کنم به پدر بزرگ عزیز و مهربانم!!(دوتا)
2رو خوشم نیومد!
بقیه هم که گل کاشتی
راستی امید
غزلارو گذاشتی ترشی بگیری؟خب بذار رو سایت دیگه
شاد و دور هم زی
نام: فرناز ابراهیم زاده
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 00:00
نام: امیر عسگری
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 00:37
نام: م.هنگامه
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 00:56
نمی تونم مثل بقیه کلیشه ای حرف بزنم
چون بی کلیشه ترین طرفدار شاعرایی هستم که بی کلیشه زندگی می کنن و شعر می گن
دست و بالم از بداهه تنگه ببخش اگه چیزی ندارم واسه این بچه هات بدم!
Bye
نام: بابک تمیز
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 05:54
با تقدیم درود و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرانقدر...
اولین باری بود که افتخار قرائت دلنوشته ای از بوستان خرم اشعارتان را داشتم.
باور بفرمایید حظ وافر بردم.
هرچند گفتنی ها را دوستان و سایر اساتید گفتند.
بنده در سرودن شعر نوپایم.
لذا چنانچه قبول زحمت بفرمایید و حقیر را به شاگردی بپذیرید،مزید بر امتنان است.
با آرزوی بهروزی و کامیابی-بابک تمیز(خاک)
نام: حمید قاسمى(شکیب)
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 08:20
سلام بر داداش امید گلم ؛ سردار نامدار این سرزمین
یه وقت سراغی از ما نگیری ها شاید از شرجی صدامون صورت ماهت عرق کنه.
امید عزیزم شعرات تو هر قالب و سبکی که باشند بهترینند و قیامتی رو در من ایجاد میکنه که نگو و نپرس.
مایه بسی افتخاره که با نخبه های ادبی کشورم آشنام و به عشقشون نفس میکشم.
دوست دارم قد قطره قطره های پرغرور خلیج فارس
با عشق
نام: نوا
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 08:35
سلام امید عزیز
رباعی اول کمی سنگین بود یعنی اینکه راحت و روون نمی شد اونو خوند اما رباعی های دیگرت خیلی زیبا بودن.مرسی از این که مارو از خوندن اشعارتون بی نصیب نمی کنید.دیگر این که همیشه شاعر بمانید
نام: بی تا امیری
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 09:08
سلام امید جان
به سلامتی گرفتاریها کم شده ؟
رباعی هاتو خوندم ..نمی گم کدومش بهتربود چون همش بهترین بود ....از نظرت هم ممنون ...غزلم هم خواهد امد ..به زودی
موفق و سر بلند باش لطفا....بی تا
نام: سیمین - فانی ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 09:43
سلام امید صباغ نو
همیشه وقتی موقع ابراز احساسات و نظر میشه
کم میارم
خصوصا وقت یکه خیلی دلم میخواد ذوق زدگیم رو ابراز کنم
بازم همون مشکل پیش اومده
چند وقتی هست که شعر رو نو رها کرده بودم
امروز با زهم با خوندن غزل های ناب شما
دلم خواست بنویسم
نام: داود فتحی پور
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 11:59
امید عزیز و امید کوچه شعر نو
از امروز در کلاس رباعیاتت اسم نویسی می کنم.
مطمئن باش شاگرد خوبی خواهم بود.
این اجازه رو به من می دی استاد؟؟؟
نام: بهروز جفایی
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 13:55
سلام امید عزیز
آقا رسیدن بخیر..
تربیز خوش گذشت؟
آقا ما هنوز منتظریما...
یا على
نام: م.نهانى
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 14:36
۱-کار از کار گذشته...با طنازى خاصى بیانش کردى.
۲-با هر واژاه ای که ساده به نظر می رسد چه خوب قافیه می سازی رفیق!
۳-در تلخی تلخی نمی خواهی...
۴-دو بال...دو کبوتر...دو سطر یک شعر...
۵-توقف!...تا...
سلام امید عزیر.از خواندن رباعی هایت سیر نشده ام باز هم بنویس در هر قالبی که دلت دوست دارد.رباعی های دوم و سوم و چهارم و پنجم را خیلی دوست داشتم چون که عمیق ترین بودند در حس عاشقی.مانا و شاد باشی.
نام: نیما اسماعیل پور
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 16:02
نام: .آرش- سلطان عشق
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 18:57
سلام
برا نظر دادن نیومدم فقط امدم حالتو بپرسم
خیلى وقت بود ازتون خبر نداشتم
خوشحال شدم که زیارتتون کردم
نام: و.س(رضا زاده) ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 21:27
سلام امید دوست داشتنی
خوبی که
داداش کم ÷یدایی
سایت رو دریغ میکنی از سایت و. کوچه رو از بوی خوشت بی نصیب
زندگی سر سطر ....زندگی واقعا یعنی این ؟!
شاد باشی امید
نام: حسام فر یاد
ارسال در سه شنبه 10 شهريور 1388 - 22:47
با درود
امید جان مهربان برادر آنات غربت
سبز آرزو شده ام از سوى تو
به راستى که نقطه سر سطر زندگى یعنى این !!!میدانى که نسبت به سروده هایت چه حسى دارم و در جهان دوستى نیز تو خود
به اقیانوس دلى آشنایى و همین بس
به امید شنیدن دوباره صدایت
بى دیرکردى که دیگر نقطه پرگار را گود کرده برادر.امید که همیشه برقرار باشى و جان
شعرت جارى
با مهر
بدرود
نام: داریوش فرزانه ارسال در پنجشنبه 12 شهريور 1388 - 11:57
هر چهار رباعی زیبا بود
من اشتباهاً برای یکی از شعرهای گذشته شما پیام گذاشتم. به هر حال مشخص است که با شعر و غزل به خوبی آشنا هستید
پیروز باشید

















