در سوگ برادر تازه جوانم.

خنده ها بعد از تو
دیگر نه همان شادی بی شائبه ایست که فضا را، از طنین هستی،از عطر نفسهایت می آکند.
خنده ها بعد از تو،دیگر خالی است.نقش خطی است به دور از احساس در میان صورت.
خنده ها بعد از تو، ضرب سخت پتکی است بر سرانگشت حیات، و تگرگی است خزان خیز در فصل بهار.
خنده ها بعد از تو، آن طعنه تلخ است به رعنائی سرو، که نخواهد پایید برگ بر اندام درخت.
بی تو از زمزمه باد خبر می آید.
که پرستوی پیام آور فروردین مرد.
امتیاز: 4.5 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب    



رای برای این شعر

1

راشد سلیمانی ,


این شعر را خواندند (اعضا)

راشد سلیمانی (7/2/1390),زینب راموز (8/2/1390),يوسف دهقان (8/2/1390),فرشید گلشن (8/2/1390),محمد خزایی (8/2/1390),علیرضا حضرتی عینی (8/2/1390),تقي جهانبخشي (8/2/1390),مژگان ساغر شفا (8/5/1390),فاطمه حیدری (24/7/1390),محمد خزایی (29/11/1390),محمد خزایی (10/1/1391),رضا فولادی فرد (20/1/1391),محمد خزایی (13/5/1391),محمد خزایی (18/11/1391),محمد خزایی (6/1/1392),

نقطه نظرات

تعداد نظرها: 14 ارسال نظر جدید
  • راشد سلیمانی کاربر عضو  در چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390 - 23:43 نوشتند:
    نمایش مشخصات راشد سلیمانی سلام
    تسلیت میگم وهمدردیم را احساس کن
    =(( =(( =(( =(( =(( =((

    0
    0


  • علیرضا حضرتی عینی  در پنجشنبه 8 ارديبهشت 1390 - 13:43 نوشتند:
    دل نوشته ات جاری

    0
    0


  • تقي جهانبخشي کاربر عضو  در پنجشنبه 8 ارديبهشت 1390 - 23:08 نوشتند:
    نمایش مشخصات تقي جهانبخشي درود دوست من جناب خزايي زيباست@};- @};- @};-

    0
    0


  • مرتضي  در پنجشنبه 12 خرداد 1390 - 00:51 نوشتند:
    سلام ،نمیدونم داداشتون کی‌ و چند سالش بود که فوت کردن.ولی‌ میفهمم که چی‌ میکشین ،من خودم 4 ماه است که این داغ رو دیدم ،هنوز تو باورم نیست ،اول از همه خدا صبر میده بعد مصیبت،چی‌ کار می‌شه کرد خواستم فقط بگم این گوشه دنیا کسی‌ هست که همدردت باشه ،روحش شاد.

    0
    0


  • حمید رضا   در سه شنبه 6 دي 1390 - 13:43 نوشتند:
    سلام .من امروز 7 روزه که برادرم رو ندیدم و هنوز باورم نمیشه که با 32 سال سن از میان ما رفت . برای شما و خانوادتون آرزوی سلامتی دارم . روحشان شاد

    0
    0


  • سید اسماعیل فرجی  در پنجشنبه 27 بهمن 1390 - 04:45 نوشتند:
    من هم برادر عزیزم دو روز به رحمت خدا رفته خودم در کشور قرقیزستان برا تدریس هستم امروز عزم ایران هستم روحشان شاد

    0
    0


  • سید اسماعیل فرجی  در پنجشنبه 27 بهمن 1390 - 04:46 نوشتند:
    من هم برادر عزیزم دو روز به رحمت خدا رفته خودم در کشور قرقیزستان برا تدریس هستم امروز عازم ایران هستم روحشان شاد

    0
    0


  • مهناز  در چهار شنبه 12 مهر 1391 - 22:43 نوشتند:
    سلام من هم برادر عزیزم مهدی رو که 30 سالش بود چند ماه از دست دادم برای شادی روحش دعا کنید

    0
    0


  • اعظم  در چهار شنبه 18 بهمن 1391 - 19:14 نوشتند:
    سلام
    من سه ساله که برادر 21 ساله مو از دست دادم دردمون یکی نیست روز به روز پدر و مادرمم هم دارن فرسوده تر میشن و دیگه خنده ها و شادی هامون از ته دل نیست خدا به همه مادر و پدرا صبر عطا کنه و همینطور شما دوست عزیز چیکار میشه کرد جز اینکه براشون دعا کنیم خدا همه رفتگانو رحمت کنه و بهترین جایگاه رو برای اونا قرار بده

    0
    0


  • mina  در جمعه 17 خرداد 1392 - 01:47 نوشتند:
    سلام.من برادرم را در سن 32 سالگی،سه ماه پیش ، ناجوانمردانه در خانه خودش غرق در خون ،حلق آویز کردند.ای کاش بودی و می دیدی که چه جوان پاکی هست و مهربان.برای آرامش روحش دعا کنید،ممنون میشم.شب و روز ندارم و هنوز ناباورانه ،منتظر دیدنش هستم.***ایمیل حذف شده*** وب حذف شده***

    0
    0


  • محمد خزایی کاربر عضو به mina   در یکشنبه 19 خرداد 1392 - 21:39
    نمایش مشخصات محمد خزایی سلام
    تسلیت عرض میکنم
    من را در غم خودتان شریک بدانید.

    ارسال پاسخ



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
شاعر تمایلی به نقد شعر ندارد لطفا در ارسال نظر به این نکته توجه کنید.