تو تقاصِ چی رو میدی؟تک و تنها توو خیابون
سرچارراها می ایستی؟یا یه کنجی توی میدون
..
وقتی بچه های مردم،توو کلاس درس میشینن
یا میرن به سی
و جزخدا هیچ نبود..
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
دفتر مهربونیش بسته شده
دل من از عاشقی فراریه
شب و روزش همه گریه زاریه
دل من همیشه توی قفسه
خسته و تنها و بی هم نفسه
دل من یه روزی دریایی بودش
اسیر یه موج رویایی بودش
دل من دلشو به دریا زد و رفت
پشت پا به کلِ دنیا زدو رفت
یکی آروم اومدش تو دل من
همیشه بهم میگفت خوشگل من
قلب من اسیر مهربونیته
عاشقه اون دل آسمونیته
دل من مدیون حرفهاش شده بود
یه پرنده توی دنیاش شده بود
شب و روز از دست چشماش خواب نداشت
گل امیدو تو لحظه هاش میکاشت
اما زود چهره ی زشتشو شناخت
هم جهنم هم بهشتشو شناخت
فهمید اون لحظه ،که مهربونی نیست
خبر از عشقای آسمونی نیست
دل من خسته از این زمونه شد
خسته از حرفای عاشقونه شد
دل من الان مثل کویر شده
خسته از همه ی دنیا سیر شده..
*مهر۸۸.
یاعلی.
پ.ن:جاده ها درامتداد شمال باریک میشوند تااینکه به تاریکی بپیوندند.
رای برای این شعر
حسن هنرمند ,علی رضا عزتی ,مژگان نخعی ,محمد ترکمان(پژواره) ,جعفرلاهوتی آذر ,محمد حسن صباغ کلات ,خداویس دهقانی(حميد) ,نیلوفر مهرجو ,برات رفیعی ,بهرام خزایی ,مهیارسنائی ,زینب حاتمی ,مهناز چالاکی ,افلاطون پاشائی پور ,علی اصغر یزدانی (تراب) ,محمد جوکار ,کریم لقمانی ,عباس جفره ,سید پویا نجات فر ,محبوبه رئیسی ,بیژن طاهری اذرک , احمد البرز ,علیرضا .ح . امیرخیزی ,کیوان احمدی ,نسترن خزایی ,طاهره (میترا) عرب ,محمدحسن چگنی زاده ,
این شعر را خواندند (اعضا)
محمدحسن چگنی زاده (24/8/1390),بهرام خزایی (25/8/1390),عباس باقرزاده (25/8/1390),طاهره (میترا) عرب (25/8/1390),سيدمحمدمعالي (25/8/1390),نیلوفر مهرجو (25/8/1390),محمد كوهيان (25/8/1390),علی اصغر یزدانی (تراب) (25/8/1390),محمد علی شیردل (25/8/1390),سعید پروانه (25/8/1390), احمد البرز (25/8/1390),کریم لقمانی (25/8/1390),مهدی جابری (25/8/1390),عماد بهاری (25/8/1390),محمد حسن صباغ کلات (25/8/1390),مهیارسنائی (25/8/1390),سيدمحمدمعالي (25/8/1390),سعيد غمخوار (25/8/1390),زهره براتي(شطحيات) (25/8/1390),علی رضا عزتی (25/8/1390),حمیده سادات غفوریان (25/8/1390),زینب حاتمی (25/8/1390),سيد محمد جواد كاشاني (25/8/1390),محمد قدیمی (25/8/1390),حسن هنرمند (25/8/1390),حمیدرضا هرندی (25/8/1390),سيدمحمدمعالي (25/8/1390),مهدى برهانى (25/8/1390),راضیه محمدحسینی (25/8/1390),نادر آقازاده (25/8/1390),مهناز چالاکی (25/8/1390),مژگان نخعی (25/8/1390),فهیمه اعظم (25/8/1390),خداویس دهقانی(حميد) (25/8/1390),پيمان عابدزاده (25/8/1390),عباس جفره (25/8/1390),پيمان عابدزاده (25/8/1390),پيمان عابدزاده (25/8/1390),پيمان عابدزاده (25/8/1390),حمیده سادات غفوریان (25/8/1390),فرنگیس رزمی نژاد (25/8/1390),وحید محسنی (25/8/1390),سعید هدایت پناه (صبای گیلانی) (25/8/1390),محمدحسن چگنی زاده (25/8/1390),ناتالیا .عشق (25/8/1390),فرشته رضی (25/8/1390),جعفرلاهوتی آذر (26/8/1390),سعید هدایت پناه (صبای گیلانی) (26/8/1390),ماسپی 1986 (26/8/1390),عباس مسلمی (26/8/1390),برات رفیعی (26/8/1390),عباس مسلمی (26/8/1390),مهناز زُهَري (27/8/1390),محمد جوکار (27/8/1390),عباس مسلمی (27/8/1390),بهرام خزایی (27/8/1390),عباس مسلمی (27/8/1390),عباس مسلمی (27/8/1390),عباس مسلمی (27/8/1390),شادان شهرو بختیاری (28/8/1390),عباس مسلمی (28/8/1390),محمد جوکار (28/8/1390),سعيد غمخوار (28/8/1390),عباس مسلمی (28/8/1390),عباس مسلمی (29/8/1390),شادان شهرو بختیاری (29/8/1390),المیراامینی (29/8/1390),علیرضا .ح . امیرخیزی (29/8/1390),سید پویا نجات فر (29/8/1390),افلاطون پاشائی پور (3/9/1390),پيمان عابدزاده (3/9/1390),سوشیانت سجادی (4/9/1390),عباس مسلمی (8/9/1390),زهره براتي(شطحيات) (9/9/1390),عباس مسلمی (9/9/1390),مهدى برهانى (6/10/1390),زهره براتي(شطحيات) (30/10/1390),عبدالرضا خرقه پور (2/11/1390),زهره براتي(شطحيات) (5/11/1390),یونس تقوی (5/11/1390),زهره براتي(شطحيات) (6/11/1390),زهره براتي(شطحيات) (7/11/1390),زهره براتي(شطحيات) (10/11/1390),
نقطه نظرات
نام: عباس باقرزاده
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 06:36
نام: طاهره (میترا) عرب
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 06:47
سلام زهره جان عزیزم
برای اولین باره که این سبک گفتن رو از شما می شنوم
بسیار عالی است و دست گلتون درد نکنه
اما نکنه که این ترانه جدی جدی باشه و دل آبجی گل ما از آدما خسته شده باشه و از همه دنیا سیر شده باشه مخصوصن با اون پی نوشت آخرش!!!
اگه بفهمم کی دل آبجی ما رو آزرده! اگه بفهمم....
در عین غم درونش اما خیلی به دلم نشست... می بینم که شما تو وادی کلاسیک هم می تونید قلم فرسایی بکنیدا....
منتظر بعدی هاش هستیم نازنین دختر
@طاهره (میترا) عرب توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:13
سلام میتراجونم
ببخشید که دیرتر از همه اومدم رو کامنت شما..
آخه ما رسیم داریم بگیم که خونه ی ما و میترا نداره دیگه..
مگه نه..؟
بعدشم گفتم برم یه چرخی لابلای کامنتا بزنم این ذهنه باز شه ببینم از کجا واستون بنویسم..
هی..!
این ترانه مرانه رو هم بی خیال..
زهره س دیگه..هرروز و هرساعت دلش میشکنه..
ترک مرک میخوره و اینا..
دیگه هم دوسش ندارم..
باید بریم بدیم یه بهترشو بگیریم..
زهره رو میگما..
آسمانی باشی و خادم حرم دلشدگان..!
اوه اوه زهره خانم چه باکلاس حرف میزنه..
میبینی تو رو خدا.
@زهره براتي(شطحيات) توسط طاهره (میترا) عرب
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:12
زهره س دیگه..هرروز و هرساعت دلش میشکنه..
ترک مرک میخوره و اینا..
دیگه هم دوسش ندارم..
باید بریم بدیم یه بهترشو بگیریم..
زهره رو میگما..
ای بابا زهره خانوم... این چه صحبتهایی است که می فرمایین؟
ما عادت کردیم شادترین و پرانرژی ترین کامنتها رو از شما داشته باشیم
و باورمان نمی شود که شما هم بله....
نه انگار جدی جدی شاعری!!!
همه ی شاعرا انگار زود دلشون ترک می خوره...
ای روزگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار...
ترانه مرانه رو بی خیال می شم
اما دل شکستن و ترک خوردن رو هم !
باشه عزیز گلم؟؟؟
تا همیشه شاد باشی و شاد سازی نازنین دختر
همون حرفای باکلاس خودت:
آسمانی باشی و خادم حرم دلشدگان...!!!
دوستت دارم
نام: سيدمحمدمعالي
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 06:53
سلام خانم براتی
اکثرا دلهای حساس با بعضی از آدمای این زمونه
آخرش به اینجا میرسن
اما بهرصورت شعر شما درسته که تلخه ولی استادانه اس وزیبا
موفق باشید دلتان شاد
نام: نیلوفر مهرجو
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 07:10
سلام گلم
ترانه ی بسیار زیبایی بود در عین تلخی و واقعیت...
گاهی فکر میکنیم که ما ادمها قدم کج میزاریم، اما به نظر من این روزگاره که جاده ها رو کج میکنه با شیب تند...
امیدوارم این فقط یه شعر بوده باشه نه واقعیت زندگی شما...
نام: مانا ديبا
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 07:34
خیلی خیلی خیلی خیلی زیبا بود و پر از موج مهربونی که گم شده بین یه آسمون تردید خیلی شعر ت و حس قشنگشو دوس داشتم
الهی همیشه همیشه روزگار بر وفق مرادت باشه و غم نبینی و آسمون پر از ستاره هدیه به چشما ی قشنگت . مانا.
نام: علی اصغر یزدانی (تراب)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 07:35
سلام خانم براتی
عیدتان مبارک
پا توی کفش ترانه سراها کردین،ولی زیبا گفته اید وجوششی،مثل شعرهای کوتاهتان زیباست
حتمادر جلسه قرائت فرمایید،انشالله
یاعلی تابعد بامهر...
@علی اصغر یزدانی (تراب) توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 10:45
دیگه دیگه استاد..
از بس که تو این جلسه بچه ها ترانه میخونن ما هم گفتیم نمیشه یه ترانه آوردیم بالا..
سلام و عرض ادب استاد یزدانی
البته ترانه خوندنش یکمی سخته..
اصلا شما چرا ترانه هاتون رو توی جلسه نمیخونین..؟
عمری باقی باشه عصری در خدمتتون هستم..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: مجتبي اصغري فرزقي ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 07:37
زهره خانم
مثنوي شما را خواندم
دوستان نظرات صائب تري دارند
عيد شما هم مبادك
كيان
نام: کیوان احمدی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 07:48
سلام خانم براتی.بسیار تلخ با قلمی زیبا.واقعا تاثیرگذار بودمانا باشید.
نام: احمد البرز
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 08:22
سلام خانم براتی محترمه و شاعره ترانه زیباتان را خواندم آهنگ زیبایش مرا لبریز از احساس کرد زنده باشی آبجی خوبم
@ احمد البرز توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 10:54
سلام و عرض ادب جناب البرز برادر بزرگوار
خیلی خوشحالم که پای صفحه ی خط خطی هام دوباره زیارتتون کردم..
هرچند که دوست نداشتم با نوشته هام دل کسی رو ناراحت کنم..
مثل استاد لقمانی و بقیه ی دوستان..
روزگاره دیگه..!
متشکرم بابت بزرگواریتون..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: سعید پروانه
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 08:27
نام: کریم لقمانی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 09:08
سلام خانم براتی عزیز
قفس وبازبکن دوباره پرواز بكن
تومشين اين همه غم ساز بكن
عاقبت اين جاده ها پهن ميشن
غصه وغم تودلا روميكُشن
البته شايدهم برعكس چون وقتي جاده ها پهن شدسرعت هم زيادميشود
خوبه با 6 سرعائله واين همه غيبت باشعري غمگين صفحه را نقاشي كردن ودل خواننده را به دردآوردن
اين هم عيدي امروز
ترانه اي تلخ وشيرين وشور اما بسيار زيبا .با معنا وبا آهنگي دلنواز وارزشمند
لذت بردم نه ازغمهاش
شادوبهاري باشيد.ديشب هم روي وب پيام گذاشتم
@کریم لقمانی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 10:57
استاد لقمانی اومدیم ولی کسی خونتون نبود..
باز بگید ما نیستیم..
غیبت داریم..
والله..
سلام و عرض ادب استاد لقمانی عزیز
درسته یکی دوهفته ی ای درست و درمون نبودم ..
مثل الان که نیستم..
دیگه از ما گذشته شعر و شاعری..
میدونو باید بدیم دست جوون ترا..!
بازم ببخشید که این شعر بجای اینکه دوستان رو شاد کنه ناراحتشون کرد..
هی روزگار..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: مهدی جابری
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 09:40
@مهدی جابری توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:09
هی..
خوش بحال خانم عرب..!
مثبتو رو میگما..
سلام و عرض ادب جناب جابری عزیز
متشکرم و خوشحال از اینکه همراه نیمچه شعرهای ما هستید..
غزل خوبتون رو همین چند دقیقه ی پیش خوندم و لذت بردم..
با اجازتون برم بالا ببینم خانم عرب چی چیا نوشتن
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: اصغر بارانی زاده
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 10:38
سلام و درود بر شما بانو براتی گرامی شاعره ارجمند خوشحالم از زیارت شما
به به مستعفیض شدم از ترانه بسیار زیبای شما ستودنی ست مرحبا



@اصغر بارانی زاده توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 10:48
به به چه عجب آقای بارانی زاده ی بزرگوار
حال شما..؟
کوچولوهاتون..؟
سلام و عرض ادب جناب بارانی زاده
خوشحالم که بعد از مدت ها شما رو میبینم پای این خط خطی..
هرچند که شما همیشه لطف داشتین و همراه شعرام بودین..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: عماد بهاری
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 10:55
سلام شاعر .. توصیۀ اکیدِ {من!!} به شطحیات :
کلاسیک کلاسیک کلاسیک = ترانه
اولین ترانه ای بود که ازتون خوندم .. خیلی خوب بود
ولی اگر بگم عالی بود به شما جفا کرده ام .. اجالتا
گوشه چشمی داشته باشید ( هم معنائی و هم
چینش الفاظ ) به مصرعِ :
دل من دلشو به دریا زد و رفت ..
======
@عماد بهاری توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:04
اینم همین طوری شد آوردمش بالا..
من تا حالا کلاسیک ها و خصوصا ترانه هامو جایی نذاشتم..
آخه ترانه زبون شعری من نیست..
ولی خب هرازگاهی ای..
سلام و عرض ادب جناب بهاری
خوشحالم که هستین و با نگاه خوب و دقیقتون یکی از هزاران مشکل این ترانه رو گفتین..
شعر که نیست یه نیمچه شعره..
مگه نه..؟
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: مهیارسنائی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:09
سلام ودرودبانوی شاعر
چه ترانه زیبا ،عشقانه،وکمی هم تلخی
آفرین...
عالی ست -تنهاجایی که مشکل حس کردم (البته ازنظرشخص خودم)دربیت چهارم است که /بودش/رااگرازکلمه ای دیگراستفاده کنیدبهترمیشود
موفق باشی...
@مهیارسنائی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:16
سلام آقای سنایی شاعر بزرگوار
خوب هستید با زحمتهای ما..؟
کو بذارید برم رو بیت چهار..یه لحظه..!
آها..فک کنم آره..
خب ما که زیاد سواد مواد کلاسیک و اینا نداریم..
اینم همین طوری شد..
فعلنه چیزی به ذهنم نرسید..
ولی ممنون بابت تذکرتون..
و خوشحالم که پای خط خطی هام اومدین مثل همیشه..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: محمد ترکمان(پژواره)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:14
@محمد ترکمان(پژواره) توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:19
جدی استاد..؟
یعنی واقعنی خوبه..؟
ای روزگار..
سلام و عرض ادب استاد عزیز جناب ترکمان
خوشحالم که اومدین و هستین..
و متشکرم بابت نظرلطفتون نسبت به این نیمچه ترانه..
ترانه هم خوبه ها استاد..
یه بارم شما از اون ترانه های قشنگتون بذارین واسه تنوع..
قبول..؟
ولی شما هرچی بذارین و از هرسبکی ما میخونیم..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: محمد حسن صباغ کلات
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:23
سلام خانم براتیییییی .شطحیات
دل من ، دلش رو، دریا ، زده بود .
پشت پا ، به کل دنیا ، زده بود .
یکی اومد ؛ توُ دلم ،خانه گرفت .
خودشو ، توُ عاشقا ، جا زده بود .
به دلم ،میگم ؛ تو دیدی؟ دلشو
گفت: آره ؛ یه بنجلِ و ا ز ده بود .
بدرود دخترم.
@محمد حسن صباغ کلات توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 19:59
برای بارسوم استاد سلام..
توی جلسه که ماشاال..نمیذارن صدا به صدا برسه..
مگه نه استاد..؟
شعرتون که خیلی خوب بود..
یعنی بیشتر زیبایی شعر به نحوه ی خوندنشه که من که هیچی..
به قول آقای خزایی که میگن خانم براتی مثل نثر میخونه..
هی..
البته بنده خدا درست درست میگنا..
من شعرخوندنم افتضاحه..واسه همین همش شعرای کوتاهمو میخونم تو جلسه..
تازه استاد یزدانی امروز از ما ترانه میخواستن..
اوه اوه ..
خب با اجازه ی شما برم پایین تر ظاهرا استادصباغ اومدن یه سلامی هم اونجا خدمتشون عرض کنم..
با اجازه ی استاد صباغ.
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: سيدمحمدمعالي
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:27
سلام خانم براتي
پس موردي ديگه هم بوده و
من تنها اين برداشتو نكردم
خوشحالم كه اشتباه كردم.
ازتون معذرت ميخوام
البته هميشه سكوت بهتره
ولي من نيمتونم وتند تند چوبشو هم ميخورم
اما توبه نميكنم
موفق باشيد
@سيدمحمدمعالي توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 20:02
دوباره سلام آقای معالی عزیز
ببخشید که دیر اومدم واسه جواب محبت دوستان رو دادن..
آخه چندساعتی در خدمت دوستان در جلسه ی هفتگی شب شعربودیم..
نه اصلا اصلا من ناراحت نمیشم با این چیزها..
تازه من شرمنده ی شما و استادلقمانی شدم..
به قول بزرگترها آدم نه باید بیاد یا درست بیاد..
به نظرم زیاد مثل من به ندای عقل گوش ندین..
چون ضرر میکنین ..
من که متاسافانه با منطق و عقل رفتم جلو زیاد چیزی دستم رو نگرفت و بیشتر ضرر کردم..
ای روزگار..
نام: سعيد غمخوار
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:28
سلام بر زهره خانم گل وفهیم خودمان
ترانه ی بسیار زیبایی از شما خواندم .
امیدوارم هیچوقت غم تو دلتون نشینه وهمیشه شاد وخندان باشی
وعاشق





نام: محمد حسن صباغ کلات
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 11:46
سلام خانم زهره .شطحیات
سلام مکرر ببخشید .یادم آمد ؛ که
دلشو ....ر..ندارد .
خونه .... ا...ندارد .
دل من، یه روزایی ، دریایی بود .
اسیر اون موجای، رؤیایی بود .
......
هروقت بسه ؛ اعلام کنید .
استعداد بالایی ، دارید ؛ ترانه سرای خوش لهجه .
بدرود .
@محمد حسن صباغ کلات توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 20:07
خواستم بگم برای بار چندم سلام..؟
دیدیم اون بالا که میشه سومی پس اینجا میشه بارچهارم..
ولی جدا از همه چیز بابت تیزبینی و نکته سنجیتون ممنون استاد..
چقدر در عین لفافه و شاید باهمان زبان طنزخودتان و خودمان نقدتون رو میگین..
متشکرم استاد..
فک کنم دقیقا همون چیزی بود که باید جایگزین میکردم..
به قول استاد یزدانی که یه جلسه ست و یه استاد صباغ..
آخ آخ ..
جای آقای رضایی خالی..!
نام: حمیده سادات غفوریان
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 12:42
سلام زهره جان
اینکه ترانه رو هم امتحان کردی اتفاق مبارکیه به نظر من ارزش تمرین رو داره تا با بعضی ریزه کاریهای شعرِ آشناتر بشی.
اما همون طورکه میدونی درترانه هم وزن وموسیقیِ کلام حرف اوّل رو میزنه.
من نمیگم دقیقا ترانه تو تقطیع هجایی کن اما انقدر ابیات وپاره ها رو برای خودت بخون وتکرار کن که با گوشت احساس کنی همه یک اهنگ و یک وزن دارن.
مثلا ناهنجاری وزنی توی بیت پنجم واقعا آزار دهنده میشه اما باتوجه به اینکه تا جایی که من مطلعم ترانه کار نکردی واین احتمالا جزء اولین ترانه هات بوده، شروع خوبی داشتی اگر خواستی ادامه بدی توی ترانه به تصویر سازی هم بپرداز تا تاثیر کلامت دوچندان بشه.
((شادباشید))
نام: محمد قدیمی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 13:26
سلام
چه دل پر غصه اي!!!
خانم براتي با اين توصيف فقط مينونم آرزوي كنم تا آستانه صبر و تحملتان را بالا ببريد . . .
زيبا سروده ايد


@محمد قدیمی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 22:13
سلام و عرض ادب جناب قدیمی عزیز
انشاال..منم واسه ی شما همین دعای خوب رو میکنم..
امشب هم داشتم به یکی از دوستان عزیز میگفتم که ما آدم ها تنها مشکلی داریم اینه که یکمی آستانه ی صبرمون پایینه..
متشکرم بابت گل های تقدیمی خوشبو و محبت و بزرگواریتون..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: حسن هنرمند
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 13:38
سلام
ترانه ی دلنشینی بود
یاد این ترانه افتادم
دل کوچولو
دل دیونه
نگیر بهونه
پشیمون می شی
پریشون می شی
...
@حسن هنرمند توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 22:11
سلام و عرض ادب جناب هنرمند شاعربزرگوار
هرچند که به قول استادقلمانی غیبت اساتید زیاده
ولی خوشحالم که پای این نیمچه ترانه میبینمتون..
ترانه رو هم یادمه یه چیزاییش..
الان از تو اینترنت میزنم دانلود تا یادم بیاد..
و متشکر و سپاسگذار بابت نظرلطفتون..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: محمد رضا لطفی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 14:30
.. پيش از اينها به عزيزي گفته بودم
ديشب هم در مجضر جناب آقاي مبلغ ناصري
كه از راه دور افتخار دادند و از شمال شهر يري به ما در جنوب شهر زدند
نيز عرض كردم
گاهي اوقات مخالف نقد آثار عزيزان هستم
زيرا معتقدم به قول عزيزي كه ميگفت
هر كس براي بار اول به يك نوع لوبياگفت
لوبيا چشم بلبلي
شاعر بوده است
حتي اگر اين اسم با مسما را يك كشاورز گذاشته باشد
جسارت اوليه خلق اثر همواره براي بنده دلپسند و شيرين است
و تازه هر كس از دريچه و منظر نگاه خودش سخن ميگويد
و كسي بيشتر از خود گويندهحال اثرش را نميبرد
لذا جز در مواردي از بيان نقطه نظراتم خوداري ميكنم
عليرغم اينكه چند وقتي است با خودم هماهنگ نيستم و از سوي ديگر مشغله كار اداري بيش از 16 ساعت از اوقاتم را تلخ ميكند (!)
و در ساعات ديگر دسترسي ام به نت محدود است
لذا بر خود واجبديدم به دختر با محبتم سراسيمه سري بزنم
و ايشان يقينا كوتاهي هاي موجه مرا در پاسخ به محبتهاي بيدريغشان
به انحا مختلف خواهند بخشيد
و اذعان ميدارم
اميدوارم تبريكم را براي اين اثر قشنگشان بپذيرند
و اگر بنده دچار اشتباه نشده باشم بيت پنجم را در گيومه بياورند
دختر خلفم زهره
شما هم ميرسيد
ميرسيد به جايي كه به قول زنم
با زور دگنگ از جا بلندتان كنند
كم بگوييد
اصلن نشنويد
و كمتر به سفرهاي بيروني برويد
همه ميرسند
و من رسيده ام به جايي كه تا با خودم هماهنگ نشدهم چيزي نگويم
دوستت دارم
برايت بهروزي
و توفيق در امر را ميخواهم
شما انسان وارسته اي هستيد
كه زودتر از بقيه به بلوغ رسيده ايد
اجازه ميخواهم بقيه احساساتم را سركوب كنم و به دليل ضيق وقت
بيشتر ننويسم
درود بر شما
باز هم
قشنگيهاي اثرت را ميستايم
@محمد رضا لطفی توسط طاهره (میترا) عرب
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:03
به به
سلام بر استاد گرانقدرم
چقدر جایتان ابن چند روزه در سایت خالیست
عادت کرده بودیم از شما بشنویم و بیاموزیم و با انرژی های خوبی که می دهید شارژ شویم
حقیقتن از این کامنتتان هم بسیار آموختم و انرژی گرفتم:
"هر كس براي بار ِ اول به يك نوع لوبيا، گفت : ×لوبيا چشم بلبلي× ؛ شاعر بوده است. "
"جسارتِ اوليه ی خلق ِ اثر، همواره براي بنده دلپسند و شيرين است
و تازه هر كس از دريچه و منظر نگاه ِ خودش سخن مي گويد
و كسي بيشتر از خود گوينده ، حال ِ اثرش را نمي برد "
"و من رسيده ام به جايي كه تا با خودم هماهنگ نشده ام چيزي نگويم "
استاد امیدوارم هرچه زودتر بازهم شاهد حضور گرم و انرژی بخشتان باشیم و از محضرتان بیاموزیم
تا همیشه شاد باشید و برقرار و باخود هماهنگ و سرزنده
و امید که کمی از فشار کارها کم شود تا توفیق بیشتر ی نصیب ما شود
درود درود درود
@طاهره (میترا) عرب توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:30
خانوما آقایون جسارتا هیس..!
الان یه دونه از اون شب نشینی های قدیمی رو گشتم و پیداکردم میخوام بخونم واستون:
دل که آیینه ی شاهیست
دل که آیینه ی شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم
از خدا میطلبم صحبت روشن راهی(آقای س ت ا ر)
(اینجاش سنتور داره ها)
ای شب چه به سر داری
بر گو چه خبر داری
بر عاشق بیمار برکشته ی بسیار
شب شد و وای از ماجرای شب
شکوه ها دارم با خدای شب
آن که شب آفریده سوز و تب آفریده
آن که شب آفریده سوز و تب آفریده..(خانم م ه س ت ی)
اینجاش آدم رو دیوانه میکنه..
ببخشید صدبار گفتن نباید با دهن پرآدم بزنه زیر آواز..
پرید تو گلوم..
اااااااااااااااا..به به استاد لطفی..
الان درست میبینم..؟
استاد لطفی اومدن..؟
یا نه من دارم اشتباه میبینم..
استادلطفی دیگه اسم ما رو فراموش کردن رفت..
زهره کیلوی چنده..
هی..
اون روزا ما یه استادلطفی داشتیم واسه خوندن
جونی داشتیم واسه مردن..
مگه نه میترا جونم..؟
@زهره براتي(شطحيات) توسط غريبه ي Ashena ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 23:37
سلام جناب لطفي گرانقدر
سلام سركار خانوم عرب عزيز
.. و سلام بر زهره خانوم نازنين
شنيدم شال و كلاه كردي و اومدي و .. اونم نصفه شب مث الانه ..
خوب كاري كردي هوا سرده كلاه نذاري مث اين برو بچز ما خداي نكرده ..
من آخرشم نفهميدم كلاه سر گذاشتن خوبه يا كلاه از سر برداشتن !.. اين معادله ش واسم غير قابل حل و هضم و ..
سروده تو خوندم تا بحال كمتر ترانه خوندم و شنيدم اما .. بقيه ش پايين تر!
..زيبا بود مگه ميشه زهره خانوم حرفيو بگه كه زيب و زيور نداشته باشه !
ولي خودمونيم ها نميدونم چرا با هر اهل دلي باب مراوده رو باز ميكنم اين تغار دلش ترك خورده س ؟! (جناب لقماني و ..)
نميشه اين جنس تغاره رو عوضش كرد چدني ، مسي و ..شايدم طلايي ..
البته تو پرانتز بگم منم با اين شماره ي سن نجوميم ! تا حالا چندين بار تغار دلم ترك برداشته ولي خب اين پينه دوزها كه نبايستي كارشون كساد ..
دادم وصله ش زدن وصله هاش هم دارم با چنگ و دندون ..
"به يُمن باروني كه اين نصفه شبي داره كوير اينجا رو سيراب ميكنه "
از خدا ميخوام عشق هميشه بهاري تو دلت باشه كه با رايحه ش آسموني ترين عشقو داشته باشي
"تا بعد
ياحق"
نام: بیژن طاهری اذرک
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 16:42
سلام زیباست
کاری ندارم کجایی و چه می کنی بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
عشق ما نیازمند رهایست نه تصاحب (مارگوت بیگل)
@بیژن طاهری اذرک توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:39
سلام و عرض ادب جناب طاهری بزرگوار
شرمنده آقای طاهری که یه مدت نتونستم درست و حسابی توفیق خوانش شعرهای خوش ریتمتون رو پیدا کنم..
ولی زود زود قول میدم بازم بیام..
البته اگه مارو بطلبن شعراتون..
خوشحالم و متشکربابت جمله ی پربارتون..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: راضیه محمدحسینی ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 16:56
سلام
ترانه ی زیبایی از شما خواندم
زیبا سرودید.
نام: مهناز چالاکی ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 17:24
درود فراوان بر زهره عزیزم
سروده فوق العاد زیبایی مثل همیشه از شما خواندم و لذت بردم
همواره شاد باشید وزلال
نام: مژگان نخعی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 17:28
سلام زهره جان!
سروده ی بسیار زیبایی بود در حین اینکه موضوعش شاد نبود ولی میشد شاد خوندش و من شاد خوندمش .آفرین..




@مژگان نخعی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 22:01
اول اینکه امروز یه جریمه مژگان عزیز
که نیومدی جلسه..
شوخی کردم ولی جاتون خالی بود..
سلام و عرض ادب مژگان خانوم نخعی عزیز
متشکرم شاعر خوش ذوق و پراحساس..
خوشحالم که با شادی خوندیش چون دوست نداشتم شعرم
کسی رو ناراحت کنه..
و در نهایت:
آسمانی باشی و خادم حرم دلشدگان..!
@خداویس دهقانی(حميد) توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:58
سلام و عرض ادب جناب دهقانی
یه چی بگم آقای دهقانی..؟
یه بار میخواستم بگم اگه میشه دوباره عکس دخترکوچولوی نازتون رو بذارین که دیگه با قانون جدید نمیشه..
ای روزگار..
جدا از همه چیز بابت نظرلطفتون ممنونم..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: نسترن خزایی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 18:34
@نسترن خزایی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:57
ای روزگار..
از دست خانم خزایی شاعر کوتاه سرا...!
اونم شعر کوتاه که من براش هلاکم..
مگه میشه..؟
نه کلا این آدم های توی شعر همشون پلاستیکین..
سلام و عرض ادب خانم خزایی عزیز
به روی چشم..
البته ما توصدسال اولش گیرکردیما..
خدا بقیشو بخیر کنه..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: پيمان عابدزاده
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 18:52
تا حاصل دردم سبب درمان گشت
پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت
جان و دل و تن حجاب ره بود، کنون
تن دل شد و دل جان شد و جان جانان گشت
درود بر خانوم براتي
گرچه كه در شعر كوتاه
و هايكو استاديد ولي
ترانه را هم زيبا مي گوييد
البته كه به پاي كوتاه ها نمي رسد
ولي خواندم و لذت بردم
(دل من يه روز به دريا زد و رفت / پشت پا به كل دنيا زد و رفت ))
شاد باشيد
و در آخر
.
.
.
.
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!:
D
@پيمان عابدزاده توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 20:13
باشه آقای عابدزاده شمام مارو دست بندازین..
هی..
البته جدا از شوخی امیدوارم بتونین خط کج و کنجول منو خونده باشین و همین طور دوست بزرگوارتون..
ببخشید من دقیق شعرم یادم نبود و امیدوارم درست نوشته باشمش..
البته میگم چون با شروعش مشکل داشتم هنوز جایی ثبت نکرده انداختمش دورو پاره کردم..
با اینکه اساتید بسیار خوبی مثل استاد ترمک ..آقای خزایی و بقیه ی دوستان روش خیلی نقد کردن..
ولی هنوز با شروعش درگیرم..
البته من روی شعرام اصلا اصلا وقت نمیذارم..
به قول استاد یزدانی همونجا یه جوششی و تموم..
ولی نمیدونم چرا روی این انقدر مکث کردم و اخرشم راه به جایی نبردم..
دیگه همینا فعلا..
به قول آقای عابدزاده:
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: سعید هدایت پناه (صبای گیلانی)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:23
@سعید هدایت پناه (صبای گیلانی) توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 21:54
سلام و عرض ادب جناب هدایت پناه شاعربزرگوار
البته من توی عمرم شاید کتاب شعر از اول تا به آخرش که بخوانم بخونم یه کتاب شعرو تعدادش به اندازه ی انگشتای دستم برسه..
در عینی اینکه ساعت مطالعه م یه زمانی بالای ده ساعت میرسید..
ولی شعر هیچی..
بیشتر تیکه پاره شعرخوندم از این و اون..
ولی در کل منظورم اینه که من بیشتر نثرو نوشته های ادبی رو میخوندم..
مثل داستان ادبی که تازه اومده بالا..
از عرفان نظرآهاری و رضا امیرخانی و مصطفی مستور بگیر و الی آخر..
من تازه شعر رو جدی گرفتم..
یه چندماهی..
خوشحال میشم که بتونم کمکی بکنم..هرچند که میدونم کمکی آنچنان نتونم داشته باشم..
بابت نظرلطفتان هم متشکرم..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: وحید محسنی
ارسال در چهار شنبه 25 آبان 1390 - 23:42
نام: جعفرلاهوتی آذر
ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 04:29
سلام خانم براتی عزیز
امید که همه احساستان بعد از دوسال خوب پوست اندازی کرده و آنچه در حوالی میگذرد باب دلتان باشد.
به دل نشست گرامی
آفرین
@جعفرلاهوتی آذر توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 09:51
سلام و عرض ادب جناب لاهوتی
خوشحالم که شمام رسیدین و اومدین..
و متشکرم..
آره توی این یکی دوسال حقیقتا ما تازه فهمیدیم شعرچیه و البته یه چندماهی که تازه شعر رو جدی گرفتیم ویکی از دلایل اصلیشم همین سایت خوب شعرنو بود..
اینجا جای خوبیه اگه ادم فقط دنبال یادگیری و کنکاش باشه و بتونه مثل من هی اساتید رو به زور سوال پیچ کنه.
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: علی مولودی ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 12:18
سلام زهره خانم عزیز،
زیبا و روان بود و لذت بردم از توانایی شما،
غم هایتان ناپایدار باد
و دوستانتان وفادار و شایسته دوستی همچون شمایی
شاداب و پاینده باشید.
@علی مولودی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 20:35
حالا ما چه بکنیم با اینهمه غیبت های آقای مولودی..؟
خوبه ما گفتیم دختر خانمتون رو هم بیارین سایت خودتونم دیگه رفتین که رفتین..
ای روزگار..
حالا ما جواب اینهمه طرفدارای آقای مولودی رو چه بدیم..؟
سلام و عرض ادب جناب مولودی عزیز
چقدرخوشحالم که پای خط خطیهایم میبنیم حضور دارین..
حقیقتا بار دیگه هم میگم جاتون توی سایت خالیه..
شعرای شما همیشه جزو پربازدیدترین شعرای سایت بود..
حتما بقیه ی دوستان هم دلتنگ شما هستند..
البته شایدم دیگه از دست ما خسته شده باشین..
ای روزگار..
انشاال..که هرچه زودتر حضورتون رو در سایت و شب شعر هم ببینیم..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: عباس مسلمی
ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 17:04
سلام شعرتون با احساس بود ودوست داشتنی"احساس قشنگی بود من هین احساسو خیلی میپسندم"منتظر شعراتون میمونم"در ضمن خیلی دوست دارم به نصیحت پاییز بنده یه نگاهی بندازین"خوشحال میشم"با احترام
نام: برات رفیعی
ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 22:28
دخترشایسته و نازنینم سرکار خانم براتی عزیز سلام .
ممنونم دختر عزیزم . . .
ترانه ای زیبا ٬ شیوا و شایسته ای را خواندم .
احساس پاک و صمیمانه ای که در رگهای سروده جاری بود ٬
ستودنی بود . و بسیار خوش به دل نشست .
دست پرمهرتان درد نکند .
مراقب خودتان باشید دختر خوبم .
@برات رفیعی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 10:55
سلام و عرض ادب استادبزرگوار جناب رفیعی عزیز
اول اینکه همین حضوردلگرم کننده تان برای ما غنیمت است
و یک دنیا ارزش دارد..
و متشکرم بابت نظر لطفی که نسبت به این نیمچه شعر ما داشتید..
بازهم سپاسگذارم بابت وقت لطف همیشگیتان استاد رفیعی..
آسمانی باشید و خام حرم دلشدگان..!
نام: عباس مسلمی
ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 23:28
سلام استاد جوانم خانم براتی"یه وجه تمایزی با بقیه دوستان تو این سایت دیدم هم اشعار زیبایی دارین هم در بخش کامنتها فوق العاده حضوری فعال دارین بهتون .....!

منو ازراهنماییت بی نصیب نکن
@عباس مسلمی توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 10:57
مجددا سلام آقای مسلمی عزیز
ممنون..
خب آدم ها که نمیشه همه مثل هم کامنت بذارن..
حقیقتا کسی متوجه نشه یکمی هم از این شیوه ی کامنت گذاری های مرسوم خوشم نمیاد..
یطوریه خب..
راهنمایی هم گرچه ما هنوز تازه اول راهیم بازم به روی چشم..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: مهناز زُهَري
ارسال در پنجشنبه 26 آبان 1390 - 01:20
@مهناز زُهَري توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 11:04
سلام و عرض ادب خانم زهری عزیز
اول اینکه بابت نظرلطفتون یک دنیا ممنونم..
کاش اشارتی میفرمودید برچه معیاری بوده ..
ما که هرچی میگردیم میبینیم هنوز دهنمون بوی شیر میده ها..
ولی جدا از شوخی خوشحالم که برای اولین بار
حضورتون رو پای خط خطیهام میبینم که باعث افتخاره..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: محمد جوکار
ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 10:23
درود بر جوجوی مهربان
بالاخره تونستم برسم گرچه خیلی دیر شد
البته چه فرقی میکنه که باشم یا نباشم
اون وقتا که شعرهای شاد میگفتی وقتی میومدیم از چایی و شیرینی خبری نبود
این دفه که دیگه با این ترانه ی غم انگیزت اصلا نبایست حرف از چایی مایی زد چه رسد به شیرینی
ای روزگار !!!!!!!!!!!!!!!
میدونی نسبت به ما کم لطف شدی و سری بهمون نمیزنی
درسته که آخری ام اما
آخری هم خدایی داره !!!
ای روزگار !!!!!!!!!!!!!!
کاشکی میشد این ترانه زیبا را با صدای دلنشین یکه از ترانه خوانان مشهور مثه هایده مهستی یا بنان می شنیدم !!!!!
شما که سنتون بیشتر از اونا بود بایست اهمون موقع ها این ترانه رو میگفتی و به اونا میدادی تا بخوننش !!111
ببخشید دیدم دلت گرفته گفتم یه کم سر بسرت بزارم .
همیشه شاد و خوب و خوش باشی
@محمد جوکار توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 11:09
اگه میدونستین ما همیشه آخری ها در خاطرمون خواهند ماند
دیگه اینطوری نگران نمیشدینا آقای جوکار..
سلام و عرض ادب برجناب جوکار بزرگوار
خوب هستید انشاال..؟
با زحمتهای ما آقای جوکار..؟
باور کنید ایندفعه هرچی شیرینی و چایی شما رو نگهداشتیم دیدیم نیومدین دیگه چاییه سرد شد و شیرینی هم که ..
ولی جدا از شوخی باور بفرمایید آقای جوکار اخیرا شاید روزی دوسه تا شعر ازدوستان رو نتونم بخونم..
درسته که ما خیلی خیلی کوچیک کوچیک جمع هستیم ولی مشغله هامون یه عالمه س..
تازه شعرای آقای جوکار همیشه تو لیست ویژه س که هرموقع میبینم میام سراغ شعرتون..
بازم ممنون که با اینهمه مشغله ای که میدونم دارین اومدین و محبتتون رو دریغ نکردین..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: عباس مسلمی
ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 10:23
خانم براتی عزیز!منظورم از حضور فعال در کامنتها"نحوه اظهار نظری هست که انجام میدید صحبتاتون خیلی شیوا و مدیریت بیانتون فوق العاده است کلی روحیه میگرن مخاطبتون!بهتون بازم تبریگ میگم"نگاه گرمتونو دریغ نکنین"
نام: عباس مسلمی
ارسال در جمعه 27 آبان 1390 - 17:50
سلام بابت لطفی که دارین ممنونم نمی دونم چرا هنوز شعر مورد تایید قرار نگرفت!شاید قابل ندونن!منم کمی صبر میکنم اگه اکی نشد از این سایت رفع زحمت میکنم میرم پی درسام"خیلی خوشحالم دوست خوبی مثل شما پیدا کردم"راستش سرودهات مثل نوشته های دکتر شریعتی درونمایه دردناکی داره"امیدوارم زندگیت مثل زندگی دکتر طاقت فرسا نباشه"زندگیت زیبا وبهاری باشه استاد خوبم
نام: شادان شهرو بختیاری
ارسال در شنبه 28 آبان 1390 - 11:09
با سلام و سپاس
ترانه ی قشنگ و رونی بود خانم براتی . دست مریزاد
جالبه , تو سایت شعر نو اکثر ترانه سراها خانمند .
ترانه سرایی کار هر شاعری نیست .
هر ترانه سرا یی می تونه شاعری موفق ( منظورم در شعر کلاسیک هست ) باشه ولی هر شاعری نمی تونه ترانه سرا باشه .
در این ترانه ,
روانی و ریتم زیبای کلامتون , نشون میده که شما در شعر کلاسیک هم می تونین شاعری موفق باشین .
به امید ورودتون به عرصه ی شعر کلاسیک .
@شادان شهرو بختیاری توسط زهره براتي(شطحيات)
ارسال در شنبه 28 آبان 1390 - 22:00
اول اینکه یک دنیا متشکرم جناب بختیاری بزرگوار بابت دعای خوبتون
خدا از زبونتون بشنوه..
هرچند که ترانه زبان شعری من نیست..
سلام و عرض ادب جناب بختیاری
خوشحالم که نقطه نظراتتون رو از این شاگرد حقیر دریغ نکردین..
آسمانی باشید و خادم حرم دلشدگان..!
نام: المیراامینی
ارسال در یکشنبه 29 آبان 1390 - 12:17
نام: علیرضا .ح . امیرخیزی
ارسال در یکشنبه 29 آبان 1390 - 14:24
نام: سید پویا نجات فر
ارسال در یکشنبه 29 آبان 1390 - 21:38
نام: سوشیانت سجادی
ارسال در جمعه 4 آذر 1390 - 11:04















