دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
بايد بخوانم امشب
آواز ناشناسي
گويا
مثل پرنده اي حيرت زده
در گنبد كبود خيالم
مي چرخد
گويا سه تار مرموزي
زير
گريز پنجه ي پرزوري
از دوردست خاطره در باد
مي نالد
پايي فرار مي كند از من شتابناك
پايي سبك مي آيد
چيزي شكفته
شايد
چشزي شكسته در من
مي دانم
جريان ناشناسي
رازي آوازي
بايد بخوانم امشب
مي خوانم










