سکوت سرشار از لحظه هاست
براي با هم بودن يا نبودن
اما در کنار هم نبودن
سکوت هواي کهنه ايست
در امتداد تاريکي شب...
براي فرداهاي بي حاصل
ادامه شعر بازديد 2 نفر 2 نمایش
سکوت سرشار از لحظه هاست
براي با هم بودن يا نبودن
اما در کنار هم نبودن
سکوت هواي کهنه ايست
در امتداد تاريکي شب...
براي فرداهاي بي حاصل
ادامه شعر بازديد 2 نفر 2 نمایش
معشوق من زيبا ترين معشوق دنیاست
عطر تنش بهتر ز عطر و بوی گلهاست
او با وجود قلب پاک و مهربانش
با معرفت چون وسعت آبی درياست
معشوق من آر
ادامه شعر بازديد 2 نفر 3 نمایش
بریز روی سرم
کاسه ای پر از بوی خاک سرخ
پای همان پاره خط های بی سر
که ریشه دوانده اند
تا نقطه چین...
تا بی نهایت
تعجب نمی کند اینجا
کسی به "
ادامه شعر بازديد 2 نفر 3 نمایش
با تو
به اوج می رسم
بی تو
به موج می روم
با تو
طلوع می کنم
بی تو
غروب می کنم
با تو
تمام لحظه هام
پُر از گل و ستاره ست
بی تو
دلم در سوگِ ع
ادامه شعر بازديد 4 نفر 5 نمایش
از بيم تکرار اين بهار
بيد تنم
بار بار می لرزد
که ترا ندیده پیر می شود
چشمانم
وخط پیشانی ام
که شیار بسته است عرق شرم تنهائی را
ولی
شوق
ادامه شعر بازديد 4 نفر 6 نمایش
چقدر پرنده می بارد
روی شانه ی درخت
ومن
بیدار می شوم
با پچ پچ کفشدوزکها
لابلای باغ
پرسه می زنم
پیراهنم بوی بهار می گیرد
اسفند۸۸
ادامه شعر بازديد 1 نفر 2 نمایش
بودن را دوست می دارم
در ماندگاری چشم نمناکت
که می ميرد خشم
مه می پوسد غم
ميان دستان گرم تو
که گهواره ی خورشيد ست و
مادر اميد
به زند
ادامه شعر بازديد 4 نفر 9 نمایش
همه محتاج محبتيم فرصت نداريم
همه عاشقيم رغبت نداريم
گنج قارونيم قيمت نداريم
آهنگ قلبيم فكرت نداريم
افق سبزيم ساحل نداريم
شفاي درديم اي
ادامه شعر بازديد 4 نفر 6 نمایش
از همان ابتدا
چايِ تلخِ سرنوشت
قرعه اي بود،به نام ما
سکه ي شانس ما يک رو دارد
خواستن ، يا نخواستن
اين بار مسئله اينست...
فرقي نمي کند.
ز
ادامه شعر بازديد 7 نفر 9 نمایش
ناز کرده؛ پر هياهو آمد آن يار گران
خلوتی بس مغتنم خالی ز غير و ديگران
پوششی ناز از حرير و بوی عطر خاطرات
لحظه ها چون تير عيشی جست ازسوی کما
ادامه شعر بازديد 5 نفر 7 نمایش
ای بهترين گذر کن من آيه های دردم
عشق تو چشم کور است ويرانه های زردم
تو از گل بهاری درد خزان چه دانی
سرخی که عاشق هستی هجرم که فصل سردم
تو
ادامه شعر بازديد 11 نفر 17 نمایش
بار ديگر دفترم سر لوحه شد
وقلم زين ماجرا سر شادِ گشت
دفترم زيبا از هر سخن است
چون سخن با هر قلم در يادِ گشت
من که هر یا
ادامه شعر بازديد 10 نفر 16 نمایش
دل خوش کرده ام
به اسباب بازی های کودکی
و مینو - وقتی که او را به جای تمام عروسکهای نداشته ام خریدم-
و من هنوز بچه ام
اگر عروسکم را بگیرند
ادامه شعر بازديد 6 نفر 8 نمایش
انگار هزار بار دیده بودمت
وقتی کنار لهجه ما پرسه می زدی
پرسیدم از کدام ناحیه نشات گرفته ای
پس با نگاه قطعی آشفته ساز خود
گفتی که جای
ادامه شعر بازديد 6 نفر 8 نمایش
نميدانم دلم ديوانه ی کيست
دمی اينجا دمی آنجا پی چيست؟
هميدانم درين دوران بی مهر
شدش عاشق و تا آخر چنين زيست
ادامه شعر بازديد 10 نفر 14 نمایش
ببار ای ابر تا من هم ببارم
که از بغض گلويم زار زارم
اگر تو گريه ی بغض خدايی
من از دست خدا هم گريه دارم
ادامه شعر بازديد 5 نفر 8 نمایش
باز هم قضا شد اين پچ پچ تکراری ما
ما منتظريم زير پتو هم به خدا
صبح جعستو کمی حالنداريم آقا
ما که خوابیم توهم بگذار از شنبه بيا
*******************
ادامه شعر بازديد 5 نفر 9 نمایش
می گويد مرا می پرستت
اما هنوز در چشمانم آشيانه نيافته است
مادرم فرش می بافد
خواهرم گوسفندان را به چرا می برد
و من برای باريدن باران
برا
ادامه شعر بازديد 3 نفر 6 نمایش
با ابرهای آســـــــــــــمان
یک بــــــــوم نقاشی بساز
نقشی بزن .....
قـلبی بکــــــش
چرخی بزن ....
رنگی بساز .........
در پ
ادامه شعر بازديد 5 نفر 9 نمایش
آب هم از عطش عشق زمین گیر شدست
روز و شب منتظر حلقه ی زنجیر شدست
کاش طوفان محبت عطشش را می شست
حیف از قصه ی این واقعه دلگیر شدست
عاطفه مهر و
ادامه شعر بازديد 4 نفر 6 نمایش
اینجا، غروب، وقت تماشا
جز یاد روی ماه تو،
حاشا
دل در پی نگاه دگر باشد
من
هر چند در مقام فنایت نسوختم
یا چشم در نگاه زلالت ندوختم
ادامه شعر بازديد 2 نفر 3 نمایش
۱
واژه های ايستاده در صف سکوت
به حنجره ام فشار می آورند
خفه می شوم اگر
کمک نکند
فرياد
۲
احتراز يا اعتراض
کدامین را چشمت اشارت می کند
ادامه شعر بازديد 7 نفر 12 نمایش
نقطه چین
دنبال یه جـــــــواب ســـــــاده بودم
نمــــــــی دونم چــی شد از تو سرودم
از کســـــــی که به غصه هاش می خنده
قفس واســــــ
ادامه شعر بازديد 5 نفر 10 نمایش
توي اين تراز عـــــــشق من و تو
هميشه حــــــساب دل واپســـــــيه
گفتگو ميون صندوقداراش هــــــم
گفتگــــــو ز ماتـــــم بي كســـــ
ادامه شعر بازديد 4 نفر 6 نمایش
باز ا که تو را با دل پنهان نتوان بردن
چون عشق هويدا شد حاشا نتوان کردن
از روي تو مهجورم بشکسته جدا دورم
خواهم چه کنم ديده رويت نتوان ديدن ؟
ادامه شعر بازديد 3 نفر 4 نمایش
نوازشی نیروبخش به هر دیده
قدرت و توانِ هزار راه نرفته
شانه های تحملِ
دردهای بی هدف هر اراده
گفتی همه و همه
در تفکر به گامهایت نهفته
ادامه شعر بازديد 3 نفر 5 نمایش
دلم گرفته است
سنگینی می کند...
انگار سنگی گران روی دلم است
بازهم شب است و
غمی که هردم مرا می بلعد و تف می کند
تقاص چه پس می دهم؟
نمی دانم
ادامه شعر بازديد 13 نفر 21 نمایش
شیطونی نکن با دلم
دَس تو رو می خونم
رو فلب من پا نذار
رگ خواب تو می دونم
تو می گی واسم می میری
من می گم تو بی وفایی
تو می گی باهات می مونم
ادامه شعر بازديد 14 نفر 28 نمایش
ای پریده ترین پرواز
در هشتمین سپیده دم
آسمانه ترین شفق
در تو تپید
وقتی که خم پاره ایی
لب های صورتی ات را شراب کرد
گیرم که گیرت گیره لباسه
ادامه شعر بازديد 9 نفر 16 نمایش
(((((( كاشكي هر روزمان نوروز باد ))))))
باز بوي عيد توي كوچه ها
آمده با شاخه اي از گل ، بدست
باز مي رقصد نسيمي دلربا
سرخوش از نوروز، چونان ك
ادامه شعر بازديد 39 نفر 51 نمایش
صدایی باز می خواند از این سینا تو را امشب
نگاهـی باز مـی نالد در این صحرا بیا امشب
به صحراهای هجران دود می پیچد کران ها را
چه دانی از دعای
ادامه شعر بازديد 29 نفر 43 نمایش
زپيكر چون گلت پيچ و تاب ميبارد
ز گيسويت بخدا مشك ناب ميبارد
تو از تبار كدامين قبيله شرقي
كه از نگاه تو سكر شراب ميبارد
نگويم اينكه تو اله
ادامه شعر بازديد 11 نفر 15 نمایش
اولين بار كه روبرو شويم
پشت مي كنم
به هرچه در دنياست .
احساسم را
كف دستانت مي گذارم
تا حساب مان پاك شود !
بيا پاك شويم
ازهرآنچه بوده ايم
ادامه شعر بازديد 54 نفر 83 نمایش
خدا
جهان می خانه و ساقی است الله !
نه جز باده همه هستی است والله !
فقط من هستم و ساقی و مستی !
هزاران نقش این هر سه است هستی !
چه گویم ؟! هست
ادامه شعر بازديد 12 نفر 19 نمایش
خدا
بی وقفه و آرام در کوشش خویش ام !
از این گونه که
به کل هستی می اندیشم !
و با تبسمی بود و نیست
می بخشم
این گنج آشکارِ نهان را
مشرفان ر
ادامه شعر بازديد 14 نفر 20 نمایش
دفتر آرام
فرحت در آغوشم می خندد
سرک دوازده هم
****
گامی در سرک سیزده بر می دارد
و خنده های فرحت در آغوشم می خشکد.
اینجا کابل
سرک
ادامه شعر بازديد 7 نفر 12 نمایش
زلالِ آب را درود
خروشِ چشمه گلاب را درود
فروغِ شعرِ عاشقانِ آفتاب را درود
کمالِ معنی و فصاهت و بلاغتِ سخن توراست
به شعر و شاعرِ زمانه-انق
ادامه شعر بازديد 4 نفر 12 نمایش
خوش به حال دل تنهات * كه توو زندگي اسيره
دلت عاشق كسي نيست * واسه هيچكس نمي ميره
خوش به حالت كه توو دستات * دست هيچ غريبه اي نيست
خوش به
ادامه شعر بازديد 10 نفر 14 نمایش
حرف دلم یه نقطه چین ، بود كه حالا یه خط شده
تمومه كارای دلم ، یه جورایی غلط شده
دست خودم نیست به خدا ، دوای دردم همینه
اگه نگم دق می كن
ادامه شعر بازديد 11 نفر 15 نمایش
كوچه هاي باستاني
سراغم را بگير
هنوز
من از هزاره دوم برنگشته ام
ساده نيست
دلكندن از سنگهاي باستاني
سالهاي عاشقي
بام
ادامه شعر بازديد 7 نفر 13 نمایش
اينجا نمي شود
اينگونه درب وا نمي شود
بايد ز خاك هم قَــدَري زيرتر نشست
بـا آبـشار ِ پـارك ِ ريـا ، جان ِ تو دريـا نمي شود
بايد ز دل گذ
ادامه شعر بازديد 40 نفر 56 نمایش
امروز که بی تو باورم را جستجو میکنم،
صفحات انتظار را ورق می زنم.
یک تکه از دلم را برایت هدیه می فرستم.
دلم برای آمدنت تنگ شده است .
تو م
ادامه شعر بازديد 21 نفر 32 نمایش
حق با تو بود!
اتفاقهای مهم
همیشه
بیخ گوش ما
وقتی خوابیم، میافتند:
در گیرو در گرگ رو میش
شب آبستن میشود
و روز به دنیا میآورد
اما ا
ادامه شعر بازديد 10 نفر 17 نمایش
آن لحظه رسيد
قلبم لرزيد
نفسي با عطر دلآويز پونه ي وحشي بر من وزيد و دميد و كشيد ذهنم را تا اوج و بريد افكارم را چون موج
موجي كه مي شكند تخت
ادامه شعر بازديد 13 نفر 20 نمایش
می دانم دیر شده
می دانم ساعت مرا سرزنش می کند
و پنجره ،انتظارش را فراموش نمی کند
می دانم تو سال ها به بی توجهی های من خندیدی
خنده هایت
ادامه شعر بازديد 13 نفر 18 نمایش
عشق را بین دو نگاه باید جست
بین گستاخی و یک شرم حضور
عشق خط یک فاصله است
که میان من و او افتادست
عشق عقده یک امید است
که به دل خورده گره
تا
ادامه شعر بازديد 12 نفر 18 نمایش
قطره ای گر ز دل سوختهءما افتد
شور طوفان شود و در سر دریا افتد
آتش غیرت مجنون بکشد سر تا عرش
گر در آفاق جنون صحبت لیلا افتد!
ای که دامن کشی
ادامه شعر بازديد 8 نفر 17 نمایش
من و عشق و تو و مستی دراين کابين دربستی
نمی دانم چرا اما کنار من تو بنشستی
تو از من بی خبر بودی نمی پرسيدی از دردم
دلم آخر گرفت اما تو ياری
ادامه شعر بازديد 40 نفر 52 نمایش