if(window.document.bgColor=='#000000'){document.write('
');}else{document.write('
');}document.write('ارواح
از باد ها پياده شدند
 وقتي كه باد مي خواند
 از كومه هاي ساحلي مغشوش
 شايد حكايتي
 با بادهاي وحشي باشد
كه مي تواند بركت را
بيشتر
به كلبه هاي ساحلي ارزاني دارد
 شايد
 با بادها حكايت تلخي ست
كه مي تواند يكباره
انبوه ماهيان را
 مرده به روي آب برانگيزد
شايد از بادها
 مردي بزرگ
 مردي نجات دهنده برخيزد
شايد
با بادها حكايتي ست
 شايد كه بادها
بادند
 
 
');document.write('
شعر "شايد" از دفتر شعر "دیدار در فلق" شاعر "منوچهر آتشی"

Powerd by Shereno.com
');document.write('
');