if(window.document.bgColor=='#000000'){document.write('
');}else{document.write('
');}document.write('ياد داري چه شبي بود ؟
باد گرم نفس من
ساقه ي بازوي شفاف ترا مي آزرد ؟
و اندكي آنسوتر
 جوي اندام تو در كوچه ي تاريك
ماهي چشم مرا مي برد ؟
ياد داري چه شبي بود ؟
 غرق آن بستر شبنم زده پشت بام
هوش بسپرده به روياي كبوتر هاي بقعه ي دور
 خيره در آبي ژرف بي درد ؟
و آن طرف دور از ما در حاشيه ي جنگل شب
ياد داري چه هراس انگيز
 گرگ خاكستري ابري
كشته ي ميش سفيد ماه را مي خورد ؟
ياد داري چه شبي بود ؟
 
 
 
');document.write('
شعر "غزل شهري" از دفتر شعر "دیدار در فلق" شاعر "منوچهر آتشی"

Powerd by Shereno.com
');document.write('
');