if(window.document.bgColor=='#000000'){document.write('
');}else{document.write('
');}document.write('ا ي عاشق در انتظار چه نشستي

در انتظار بادها ي پائيزي ?

باران هاي بهاري ?

برگها ي زرد

و يا شكوفه هاي ارغواني

در انتظار كدامي ?

انتظار بيهوده ست ، پنجره را باز كن

جدار را بشكن

غبار را بشوي

و خاطره ها را به خاطره ها بسپار

تا پايان ، پايانها مانده است

اين است زندگي

اين است روزگار
');document.write('
شعر "ا ي عاشق" از دفتر شعر "برگ زردی در بهار" شاعر "مسعود فردمنش"

Powerd by Shereno.com
');document.write('
');