if(window.document.bgColor=='#000000'){document.write('
');}else{document.write('
');}document.write('ای رفيقان خانه ام را آب برد

مردمان شهر عشقم را همی در خواب برد

آتش غم شعله ای بر دامن صحرا بزد

کز ميان شعله هايش مادری بی تاب مرد

هر طرف را بنگرم جز نفرت و فرياد نيست

روزگار حق پرستی و خوشی را باد برد

آدمی معنای بودن را زر اندوزی شناخت

مردی و مردانگی را ديو دنيا خام خورد

ديو ظلمت بی صدا گنجی به خاکستان نهاد

عشق بی فرياد در بالين قلب خاک مرد

');document.write('
شعر "مرگ عشق" از دفتر شعر "کبراط عاشق" شاعر "رامين قانع خرازی کار"

Powerd by Shereno.com
');document.write('
');