');}document.write('نازنين حس غريبی تو به من بنمادی
که مرا حال به حالی شد و قلبم به سما رفت همی
همه رازی که در اين سال نگه شد به دلم
تو به يک روز نگاه کردی و بردی همه را
عشق آن نيست که ما را به سخن وا می داشت
عشق آن است که حسش به درونت بر پاست
نازنينا نظری هديه بکن بر رخ ما
تا که رامين به ميت مست شود جمله نگاه
نازنين عشق اگر خانه ی من لانه زند
زلف تو شعله بر اين خانه زند
نازنين ای مونس و همراه من
ای لبانت خانه ی پرواز من
جز تو من کس را نبينم يک نگاه
يک نگاهت طی کند صد ساله راه
نازنين با من بيا تا ما شويم
ما به هر سازی محيا می شويم
');document.write('
شعر "نازنبن" از دفتر شعر "کبراط عاشق" شاعر "رامين قانع خرازی کار" 