');}document.write('دم غروب..
/زیر بید مجنون
تنهای تنها
/چشمانی منتظر سایه ی پرواز
/و من و خدایی که همین نزدیکی هاست
/دم غروب..
/نسیم مسیحایی
/قاصدکی روان به سوی سرخی دوردستها
/بر فراز تپه ای زیبا
/و من و خداییکه همین نزدیکیهاست
/دم غروب..
جویندگان بی پروای عشق
/مردمانی از جنس سکوت پنهان عطش و طومار طولانی انتظار
/و من و خداییکه همین نزدیکیهاست
/دم غروب..
/بانویی تنها
/با هراس از سایه خود
/گریزان ز مرداب هجوم
/بدنبال تفسیر زمزمه رود
/و من و خداییکه همین نزدیکیهاست
/بار الهی باز کن مرا
/در دل این من چه میبینی؟
/مردی از جنس شوق حیات
/زمرد عشق نهان در دل
/زمزمه نجات بر لب
/و صلیب محبت در دست
/و خداییکه همین نزدیکیهاست
/دم غروب..
/بنگر عشقهای سماوی را
/لبخند سایه هجوم را
/نوازش نسیم عشق را
/ابی بلند اسمان را
/سرخی تپه مجنون را
/اولین ساقه نیزار دشت شقایق در سبد دلدار را
/و اینک این منم .. او و خداییکه همین
نزدیکیهاست.....
');document.write('
شعر "خدايی که همين نزديکيهاست" از دفتر شعر "شبنامه های: ايليا ـ رامينا" شاعر "ramina تنها خدا مي داند اين را.... [مسيحا]" 