');}document.write('دریا ایینه وار میدرخشد در پیش روی
قطره ها سوی دریا در جستجوی
در ساحل دریا رد پایی تنها
چون دانه ای در باغ رویا
تاب و تب رویش در دل
لیک دریغ از همسفری در ماوا
این ساحل ارام نتواند بماند بی وجود
رو کن به گذشته ام چه نزدیک و چه دور
اینک رد پایی غریب
غریبه ای اشنا
از جنس ابی ترین قطره دریا
غریبه ای سوار بر موج دریا
ارام و بی پروا
دل را به اسمان پر داد
ز هر بندی رها
هدیه ای از جانب هیوا
و اینک منزلگاهمان کجاست؟
انسوی هفت اسمان
انجا که کسی نیست جزمن تو خدا
');document.write('
شعر "هديه ی هيوا" از دفتر شعر "شبنامه های: ايليا ـ رامينا" شاعر "ramina تنها خدا مي داند اين را.... [مسيحا]" 