0

مرثيه

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

به جست و جوي تو
بر درگاه ِ كوه ميگريم،
در آستانه دريا و علف.
به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول،
در چار چوب شكسته پنجره ئي
كه
آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد.
. . . . . . . . . . . .
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
***
جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است.-
و جاودانگي
رازش را
با تو درميان نهاد.
پس به هيئت گنجي در آمدي:
بايسته وآزانگيز
گنجي از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان
دلپذير كرده است!
***
نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد
- متبرك باد نام تو -
و ما همچنان
 دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را...
 
 

امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 21 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

دکتررضا کیخائی (12/7/1387), امير يزدانی (19/7/1387),سعيد مبلّغ ناصري (7/8/1387),حورا دقاق (23/10/1387),سپیده غریب (11/11/1387),نازلی (6/12/1387),محمد بهوندی (20/4/1388),شاملوی جوان (21/7/1388),احسان محمدی (22/7/1388),فريدون عليخانی (22/10/1388),بامداداميد (25/12/1388),جواد فاتح (12/4/1389),مهدی صادقيان (4/5/1389),علی عسکری (30/5/1389),