دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
به جست و جوي تو
بر درگاه ِ كوه ميگريم،
در آستانه دريا و علف.
به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول،
در چار چوب شكسته پنجره ئي
كه
آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد.
. . . . . . . . . . . .
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
***
جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است.-
و جاودانگي
رازش را
با تو درميان نهاد.
پس به هيئت گنجي در آمدي:
بايسته وآزانگيز
گنجي از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان
دلپذير كرده است!
***
نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد
- متبرك باد نام تو -
و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را...
این شعر را خواندند (اعضا)
دکتررضا کیخائی (12/7/1387), امير يزدانی (19/7/1387),سعيد مبلّغ ناصري (7/8/1387),حورا دقاق (23/10/1387),سپیده غریب (11/11/1387),نازلی (6/12/1387),محمد بهوندی (20/4/1388),شاملوی جوان (21/7/1388),احسان محمدی (22/7/1388),فريدون عليخانی (22/10/1388),بامداداميد (25/12/1388),جواد فاتح (12/4/1389),مهدی صادقيان (4/5/1389),علی عسکری (30/5/1389),










