0

بانوی تنها

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

و زمان در گذر است

در بهبوحه زمان

پشت دیوارهای سنگی سکوت

سکوتی از جنس فریاد خاموش

و زمینی خالی از فریاد

بانویی یکه و تنها


به دنبال کلاف سردرگم زندگی


و تقدیری نا مفهوم

و زمان در گذر است


زیر اوارهای فرو ریخته و درهایی در هم کوفته

به کدامین سو می وزد این بادهای وحشی؟

درین وادی تلخ و سراسر اندوه

بانویی تنها چگونه تواند؟

بانویی در جستجوی مامنی

چون هزاران بار

دست در چنته کرده و هیچ نیافته

و چه بیصدا رنگ باخته

رویای دوباره تلالو خورشید

رویای دوباره شکفتن غنچه ای بر بالین سبز رویش

بانوی تنها دریافته

همواره خودش است و خودش و خدای خودش....







امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

raminaرامينا [مسيحا] (7/8/1387),raminaرامينا [مسيحا] (20/10/1387),

نقطه نظرات

نظرها

نام: م.نهانى   ارسال در دوشنبه 2 ارديبهشت 1387 - 12:19

زيباتر از احساس است شعرتان.

موفق باشيد.


نام: ابراهيم (ققنوس)   ارسال در دوشنبه 2 ارديبهشت 1387 - 12:26

سلام دوست عزيز

احساس پاك شعراتون قابل ستايشه
موفق باشيد. يا علي


نام: فرزانه شیدا   ارسال در دوشنبه 2 ارديبهشت 1387 - 16:32

رامینای عزیز بسیار زیبا نوشتی وبر دل نشست
قلمت جاوید وسبز روزگارت خوش باد


نام: حسين ظهرابي   ارسال در دوشنبه 2 ارديبهشت 1387 - 18:16

سلام راميناي عزيز!
زيبا نوشتي.
درود به تو.



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.