تـوی قـرن بمب و بــاروت یـکی شاهه یکی برده
یکی سرخوش از خوشی هاش یکی آوارۀ درده
کسی دلتنگِ خدا نیست نه تو کاخ و نه تو سوله
بــی تــعـ
برگ زردی در بهار
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
دیدم و بی اختیار
شکوه کردم از بهار
گریه کردم زار زار
*
شکوه ئ ما نابجا بود از بهار?
یا خدایا ظلم کرده روزگار?
**
ما در این پیچ و خم اندیشه ها
در پی پیدایش این ریشه ها
ما در این پیچ و خم افکار خویش
در پی کاری بجز بازار خویش
***
ناگهان شوریده حالی سینه چاک
گویی که از عشقی هلاک
آمد ، رسید از گرد راه
معصوم و پاک و بی گناه
****
آری ، نسیمی آشنا
آمد و پیش چشم ما
رفتند در آغوش هم
دیوانه و مدهوش هم
رفتند و ما در حیرتیم
در زیر بار منتیم
شرمنده ایم از روزگار
بیچاره بود چشم انتظا
ر*****
شکوه ئ ما نابجا بود از قرار کی خدایا ، ظلم کرده روزگار
این شعر را خواندند (اعضا)
الياس صادق زاده (24/9/1387),امین حسن پور (8/7/1388),رضا صديقی (30/9/1388),محمد کیهانی (5/12/1388),ساجده جبارپور (20/12/1388),ستاره آذر (24/12/1388),ستاره آذر (11/2/1389),حیدوا محمدیان ( تنهایی ) (8/5/1389),راضيه محمدحسينی (24/5/1389),قیصر محبی (25/5/1389),محمد حسین بردبار (5/8/1389),جواد مهدی پور (13/8/1389),مرتضی بختیاری همدانی (28/8/1389),شفیقه طهماسبی (19/9/1389),فرزاد عسكري (27/9/1389),مینو محمد زاده (23/10/1389),مصطفی (20/1/1390),سعیده حیدری (11/4/1390),محمدرضا (1/5/1390),عباس پورعلمداری (4/6/1390),سعید عجمین (7/9/1390),افشین ارشادی (14/9/1390),محمد رسولزاده (4/11/1390),












