وقتی بمیرم
لحظه هایم را
تکه تکه کنید.
در ابتدای زمین بمانید!
سهم خود،بردارید.
تلفظ شیرین تان مبارک!
مهربانانه
بوی تبر بر گردنم بیاو
-
نگاهي ديگرگونه به شعرپاره اي از شاملو
نويسنده: سجاد جلالوند
بازديد: 57 -
کارگاه ادبی (7) واکاوی اشعار شاعران زیر نظر هیئت علمی نقد
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 136 -
شاملو دوست ها بخوانند(نگاهی بر شعری از استاد احمد شاملو)
نويسنده: سارا چگنی زاده
بازديد: 160 -
نقدی بر غزل «دستت كه حلقه بست» /سرودۀ خانم نغمه مستشار نظامی/
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 189 -
کارگاه ادبی (6) واکاوی اشعار شاعران زیر نظر هیئت علمی نقد
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 413 -
نقد دو کار از کبری بابایی
نويسنده: مسعود طاهری عضد
بازديد: 110 -
نقدی بر شمارش معکوس(شعری از آقای غلامحسین جمعی)
نويسنده: سارا چگنی زاده
بازديد: 494 -
«هیئت علمی نقد» /اعضای سایت بخوانند/
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 383 -
گزینش اشعار منتخب (6) /شاعران بخوانند/
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 688 -
نگرشی در سروده ی ( صدای روشن بال ) آقای مهرداد بهار.نویسنده و نقاد، رامینا سلطانی
نويسنده: رامينا سلطانی
بازديد: 389 -
کارگاه ادبی (5)
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 542 -
نقد شعر پرده آخر. سروده استاد محمد حسن صباغ. نقاد و نویسنده مهرداد بهار
نويسنده: مهرداد بهار
بازديد: 393 -
یادداشتی بر "شهر سنگستان"
نويسنده: مهدی فر زه
بازديد: 151 -
نقدی بر" ناگه غروب کدامین ستاره ؟"
نويسنده: مهدی فر زه
بازديد: 170 -
گردشی در شعری از آقای بابک شهبازی
نويسنده: سارا چگنی زاده
بازديد: 318
آخرین اشعار ارسالی
تو میدانی که امشب هم از آن شبهای طولانیست
که میجوشد دلم انگار دریا مست و طوفانیست
کجایی باغبان امشب که رعد و برق می آید
که
ادامه شعر بازديد ۱۲۰ نفر ۱۷۴ نمایش
واپسین نغمه های نیستی
بر چهار سوی این ماتم سرای یاس
و طنین پرانتظار سماجت و آشوب
تابیده بر سینه های تنگ بی کلام.
کسالت
ادامه شعر بازديد ۴۵ نفر ۶۹ نمایش
بربام ِ دلم کبوتری لانه گرفت
عاشق شُدو در کنج ِ دلم خانه گرفت
با هر نفسش هوای پروازم بود
ازمن ببرید زدست ِاو دانه گرفت
گیسو
ادامه شعر بازديد ۴۷ نفر ۶۴ نمایش
لحظه ها می آیند و میروند
در سکون خود غوطه ورم
در توالی تهوع آور زندگی
وقتی پای مرگ در میان باشد
چه چیزی هوسناک تر از مردن
وآ
ادامه شعر بازديد ۲۱ نفر ۲۸ نمایش
گاهی چقدر زود زمان دیر می شود
رویای کودکانه ی ما پیر می شود
رود خیال در گذر خاطره چه زود..
مثل حباب فکر تو تبخیر می شود
فرد
ادامه شعر بازديد ۵۷ نفر ۸۰ نمایش
ياد باد آن لحظه هاي بي قرار
ياد باد آن ياوران بيشمار
ياد باد آن روزها كه جنگ بود
روز هائي كه نشستن ننگ بود
ياد باد سجاده رز
ادامه شعر بازديد ۲۷ نفر ۴۱ نمایش
آنک
من فریب واژه های حرام را
به ماه صیام خوردم
که جهنمی گشتم
وینک
توبه ی نصوح به جاآوردم به هوشیواری
و هنوز هم برآن
ادامه شعر بازديد ۴۴ نفر ۶۳ نمایش
به دنبال چه می گردی که جز حسرت نمی یابی
چه می جویی در این وادی که همچون باد بیتابی
دمی از هجر می گویی ، دمی در وصل می پویی
گه
ادامه شعر بازديد ۳۸ نفر ۵۷ نمایش
بره هم بره های قدیم
وقتی قل می خوردند توی دیگ
روی اجاق خانه
همه ده می فهمیدند که
ناهار آبگوشت داریم
بوی غذا
ادامه شعر بازديد ۲۷ نفر ۴۵ نمایش
صدای پات نمیپیچه
دیگه تو حیاط خونه
همدم من بی تو غصه س
دل تنگم بی تو خونه
جای خالیه تو اینجا
مثل خاری به چشامه
میریزه رو گو
ادامه شعر بازديد ۴۵ نفر ۵۳ نمایش
۱......
چه لذت بخش
چه احساسی
دلم را با تو ای جانم
منور کرده ام زین شب.
تو را از مهرهایم
حتی هر از گاهی
جدا هرگز نخواهم کرد
ن
ادامه شعر بازديد ۲۳ نفر ۳۱ نمایش
پشت سفید ترین فصل سال پنهان می شوم
سرک که می کشم
تو نیستی
وبرفها
رد پای تورا
انکار می کنند!
ادامه شعر بازديد ۲۰ نفر ۲۶ نمایش
آنقدر آب کوزه گرم شد
که ماهیان از تشنه گی مردند
وتو
آنقدر درمن دمیدی
که بجای هوا
از دهانم آتش میریزد
16/11/1390
ادامه شعر بازديد ۱۳ نفر ۱۹ نمایش
1 دندان به لب گرفتي و
من حسادت می کنم به دندانهايت.
2. از تو دلگير مي شوم و
پتو را سر مي كشم
اين تنها شرابيست كه
خوا
ادامه شعر بازديد ۶۸ نفر ۸۵ نمایش
آدمکِ شب یلدا
با شکلکی ز هندوانه و با خنده ی انار
با چشم های روشن و
فانوس ِ انتظار
چشم انتظار ِ رویش ِ خورشید مانده اس
ادامه شعر بازديد ۱۳ نفر ۲۰ نمایش
«درحیات انتشارشعری تلخ»
«درحیات انتشار شعری تلخ».
ودرحیاط تمدن هایی بی فرهنگ.
بــــــــــــــا؛
عقربه های بربالا
ادامه شعر بازديد ۳۳ نفر ۵۱ نمایش
کف میخانه فتادم و دگر باده نبود
خرّم از رندی و مستی و دگر غصّه نبود
ترک عصیان کرده بودم بهر غفران شب و روز
در بساط توبه چشم
ادامه شعر بازديد ۱۱ نفر ۱۹ نمایش
زندگي معناي لبخندتوبود
لحظه اي ازغربت وتنهايي ات
گوشه اي ازبرق چشم خيس تو
خط وخالي شايداززيبايي ات
وسعت بي انتهاي روح ت
ادامه شعر بازديد ۱۴ نفر ۲۰ نمایش
من غمگینم
منتظرم
و یک عشق یک طرفه داشتم با هزاران امید...تا دیروز...
اما نگاه سرد او را دیدم و لرزیدم
و به نا امیدی رسیدم ...
ادامه شعر بازديد ۱۰ نفر ۱۵ نمایش
این شعر را برای تو می گویم
که دلگرمی دلم بودی
در دیار غربت
به شوق امدم خواندی مرا ...
ولی در نیمه راه این غروب سرد
شوقم
ادامه شعر بازديد ۳۷ نفر ۵۹ نمایش
شبيه تکه ی ابری که سرگردونو پرباره
نمی باره ولی دائم تب باريدنو داره
تموم آرزوهاشو تو مشت مرگ ميبينه
توی پاييز اقبالش خ
ادامه شعر بازديد ۱۰۲ نفر ۱۳۳ نمایش
قابی تلخ
بر چهره ات
نشسته
است
روی دیوار اتاق
ایستاده ام میان
اندوه
رفتن و آمدنت.
حرف های آخر
اما
همیشه ویران کنند
ادامه شعر بازديد ۲۳ نفر ۳۱ نمایش
يك سينه ي پر مهرووفا مي طلبم
در شهر غريبم آشنا مي طلبم
در كارطلب دمي زپا ننشينم
حاشا كه زخلق ازخدامي طلبم
ادامه شعر بازديد ۲۳ نفر ۳۰ نمایش
بی تو عذاب کشیدم
تو درد بودی بی تو درد کشیدم
تمام استخوانهایم زوزه می کرد
با اعتیاد به تو فقط صبر کشیدم
صبر هم سوخته ای بیش
ادامه شعر بازديد ۴ نفر ۸ نمایش
من برای قلب تو نالان ترم
من برای واژه ها ، گریان ترم
من از این بودن همی افسرده ام
من در آن رفتن مثال مرده ام
من برای روزها
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۲۱ نمایش
بسم الله الرحمن الرحیم
زمین به غروب خود نزدیک می شود !
خورشید زمان در افق آفرینش واپسین لحظه های بودن را سپری می کند.
ت
ادامه شعر بازديد ۴ نفر ۷ نمایش
" چشم انتظاران "
توی جمعی تک و تنها
نه لذت نوازش پاکِ مادر
نه دیدن یه لحظه چهره ی پدر
بعضی هاشون حتی چشم واسه دیدن ندارن
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۲ نمایش
به نام مهر
من و تو دو خطیم..
نمی دانم به هم میرسیم یا نه..؟
کاش موازی نباشیم..!!
ادامه شعر بازديد ۱۳ نفر ۲۴ نمایش
دست در دست او
بی اندازه خوشحالی ...
من هم خوشحالم اما
با دست های خالی ... .. !
تو عاشقانه می رقصی و من
ایستاده ام روبروی تو
دست
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۳۰ نمایش
ساقیاامشب مست وخرامان امدم
ساقیاامشب بدون یاربه میکده امدم
ساقیاامشب پرازغم امدم
ساقیاامشب دیده ام رااز دیده اوگرفتم ا
ادامه شعر بازديد ۸ نفر ۱۴ نمایش
طی میکند زمان....
ردپایت را
صبر کن!!!
همین یک ثانیه کافیست...
بیا همدیگر را بغل کنیم!
کنار این کرسی،
که گرمایش تو؛ نرمایش تو
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۲۴ نمایش
مسافر از کدامین شهر می آیی؟
بگو کز کوی عشق مابه این ویرانه می آیی
بگو قلبش به یادت گشته بیمار
مرا گفته که با دلدارم آیی!
ب
ادامه شعر بازديد ۳۸ نفر ۷۲ نمایش
چشمها پر از فریبند
قلبها پر از عداوت
سینه ها مامن امنی برای دفن صداقت
دنیامون پر از فریبه
پره از زخمای سنگین
زخمایی که ه
ادامه شعر بازديد ۲۳ نفر ۳۳ نمایش
هیاهوییست اینجا
اینجا!که پایان جهان است
اینجا دلی به خاک پیوست
اینجا غمی ، خفته بر زمین است
انجا ندارند فرق زنده و مرده
ادامه شعر بازديد ۴ نفر ۱۰ نمایش
دارم ميشكنم زير آوار غم
نميزارم حتي تو حس كني
دارم هر شب آهسته من
اشك ميريزم تا تو نشنوي
نگات ميكنم يه جوري كه تو
نفهم
ادامه شعر بازديد ۱۰۴ نفر ۱۴۳ نمایش
زمین
ساعت بیست و چهار
تنها برای یک لحظه
معلق بین دیروز و امروز
ازچرخش به دور خودش
باز می ایستد...
نفسی عمیق
خستگی ر
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۳۱ نمایش
نهنگ در اتاق روی تختش پهلو به پهلو شد
و دریا در خوابش کج، روی خانههای بندر ریخت
در یک چشم دزد دریایی
خواب یک نهنگ
زیر پوس
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۰ نمایش
« پیچک عشق »
تویی ، اون درخت پربار
من ، مثل پیچک نازک
تو ، همون درخت سرسبز
که فشار باد و بارون
نمی تونه ، بِکنه از بن و ریشه
ادامه شعر بازديد ۲۳ نفر ۳۲ نمایش
اشتیا ق
اندیشه کنم هـــر شب تا دل زتو برگیرم
چون صبح پدید آید مهر تو ز سرگیرم
جز روی نکوی تو هیــــچم به نظر ناید
مرگ است
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۲۵ نمایش
چهار قدم
مانده به سقوط شب!
زمستان رفت
و بهار
باز کرد پنجره ها را
به خانه تکانی دل!
لبخند گرم دنیا
عطر گلبرگهای یاس را
ادامه شعر بازديد ۹۴ نفر ۱۱۶ نمایش
با سنگ
چه صحبتي؟
چه چانه اي
وقتي كه رود
صحبت از آرامش مي كند
من اين زلال را
چگونه گل كنم!!!!!!!
ادامه شعر بازديد ۱۲ نفر ۲۱ نمایش
روزگاريست شده ام خانه به دوش
شده ام من من اين حال خموش
دير وقتيست كه نگاهم سرد است
شده ام مست و ملنگ و همه هوش
ساغي دخمه مرا
ادامه شعر بازديد ۱۳ نفر ۲۹ نمایش
کهکشان
ظا هری آرام دارم ، باطنم آتشفشان
بر زمین ماوا گرفتم ، خاطرم در کهکشان
عقل سویی میکشد جان و دلم سوی دگر
هر ک
ادامه شعر بازديد ۸ نفر ۲۲ نمایش
آنروزها که فرهاد ،گل جای تیشه میزد
آنروزها که خسرو ،در عشق ریشه میزد
بی مجتبی به طوفان، ما دل سپرده بودیم؟
با آندو از تو قرم
ادامه شعر بازديد ۷۳ نفر ۱۰۴ نمایش
دل ببستم به درس یار شفیق
روزگارم به کارزار رفیق
حاصل آن شد که خواندگار شدم
نه برفتم که ماندگار شدم
دست دادم به دست باقی
ادامه شعر بازديد ۱۴ نفر ۲۱ نمایش
پس از عمري از شعر ، آخر غزل
رباعي ، قــصيده ، و ديگر غــزل
اگـــر غــسل بــاران بشـــويد مـرا
در آخر يكي مانده در سر ، غــزل
ادامه شعر بازديد ۱۲ نفر ۲۳ نمایش
وقتی رفتی،زیر باران خندیدن یادمان رفــت
شبنم عشق را از شاخه گلبرگ چیدن یادمان رفت
وقتی رفتی جای تو بغض و گریه بر دل
ادامه شعر بازديد ۱۳ نفر ۲۶ نمایش
خبر از بوی تو و نشانه تو نباشد خدا نکند
گذر از خاک تو و بهانه تو نباشد خدا نکند
در این تنهایی دل، در این دلتنگی دل
نظر از نام
ادامه شعر بازديد ۲۷ نفر ۳۸ نمایش
شب و روز گریه کردم با ناله های گیتار
تن نیمه جون شادی بی تو میمیره هزار بار
رو تن زخمی ساعت نوشتم تک وتنهام
شاید اینجور
ادامه شعر بازديد ۸ نفر ۱۵ نمایش
دریاچه ی چشمم عمیق تر میشد , عمیق و ژرف !
تا به جایی که در این ژرفا , جز آب , دگر دیده نمیشد!
زخم ناسور دلم عمیق تر میشد , ع
ادامه شعر بازديد ۳ نفر ۱۲ نمایش
مادر مریم ، زمانی نذر داشت
لیک در اجرای آن هم عزر داشت
نذر او ، گر صاحب فرزند شد
در ره حق ، خادم و پابند شد
شکر خال
ادامه شعر بازديد ۱۵ نفر ۲۰ نمایش
آمد آن خالق من
چهره بشکسته و دل سرد و غمین
حجمی از غصه و اندوه به دوش
در دل آشوب و برافروخته و لب خاموش
غرق در موج بلا
آمد آ
ادامه شعر بازديد ۱ نفر ۶ نمایش
ما تدرین زرّفتی الگلب مـــــرات
او کل مره اشتکیت او ما تشچینـی
ما تدرین متروس الگلب حصـــــرات
او کل حصره تعادل حفنه بسن
ادامه شعر بازديد ۲۰ نفر ۳۷ نمایش
قلم به دستم در این زلزلت زمان نمی رود
دل ما به کوچه سار عشق جهان نمی رود
الها بهر وصالش چه دخیل ها بسته ام
چرا هدهدی ز وصالم
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۸ نمایش
خوشحال و شادوخندان
می گویم سخن از زیبایی های جهان
غافل از اینکه روزگار من وتو
رویایی ست که با یاد آن،می خواباند مادر
کودکی
ادامه شعر بازديد ۷ نفر ۱۵ نمایش
در صدایِ غم گرفته ات
...طلوعی ست.
فردا را
به سجده می نشینیم
تا عشق
از در آید.
فردا را
شکوفه باران می کنیم
و جاپای
ادامه شعر بازديد ۳۷ نفر ۴۵ نمایش
از سیاهی میگریزی از تباهی بی خبر
کوچه گردی میکنی از درد فردا بی خبر
غنچه ای بر شاخه بودی هرزعلفها دیدنت
باغبانت دیر کرد و و
ادامه شعر بازديد ۸ نفر ۱۲ نمایش
اگر دلم ز دلت بی نصیب خواهد بود
تمام عمر به عشقت نجیب خواهد بود
هزار و یک شب این قصه ی خم اندر خم
ببین که خط به خط ،عشق حبیب خ
ادامه شعر بازديد ۷۱ نفر ۹۲ نمایش
دیگر از نا مهربانی یک نفس باید گریست
زین ترانه مانده بر دل یک نفس باید گریست
خدا حافظ عزیزانم دوستان همیشه گلم
دست همه تون را می بوسم
ادامه شعر بازديد ۹۲ نفر ۱۱۸ نمایش
در بستوی نهانخانه دلم باغم هجرت عزلت گزیده ام
ادامه شعر بازديد ۵ نفر ۸ نمایش
درود من به بارونی
که هر جایی نمی باره
به اون یار ِعزیزی که
به هر جا پا نمیذاره
درود من به یارانی
که اهل ِ عاشقی هستن
ب
ادامه شعر بازديد ۱۰۶ نفر ۱۸۰ نمایش
Mira papa! comprar me un par de zapatos nuevas
violetas desde Galleria
en plaza de cataluna
El explica me ninguna zapateria)
no tiene la rebajas en esta tiempo del ano
.........
pues la solucion por dos p
ادامه شعر بازديد ۲۲۳ نفر ۲۹۱ نمایش
صد بار دلم زد به دلت چشمک و یکبار ندیدی
صد بار دلم کرد، صدای دلت ، اما نشنیدی
عمری دل من خواست خَرَد نازدلت را،چه گران بود.
ادامه شعر بازديد ۶۱ نفر ۹۷ نمایش
خدا کند که ببارد
برای زخمِ دلِ ما،
دو دیده، ابرِ بهاری.
خدا کند که دوباره
هوای پاکِ سخاوت ،
به پنجره، برساند
نوایِ صافِ ق
ادامه شعر بازديد ۴۷ نفر ۵۴ نمایش
من مينويسم كه گريه نكنم و تو ميخواني كه بخندي
من برگشتم
با آمدنت خانه جان تازه ای خواهد گرفت
سنگ از روییدن اقاقی خواهد گ
ادامه شعر بازديد ۷ نفر ۱۳ نمایش
رهم توئی
و مقصدم،
در انتهای با تو رفتنست.
ز غار و جنگلم تو داده ای گذر
صدای زنگ رفتنی،
غريبه با درنگ و ماندنی،
تو دش
ادامه شعر بازديد ۶۴ نفر ۱۷۹ نمایش
از کرختی درد بر پیکرم خسته ام
از بلندی درخت بر سایه
خسته ام
چه می شود سر انجامِ
زایشِ تو
که مرا
چون لخته ای
درگیر در خشک
ادامه شعر بازديد ۶۸ نفر ۹۴ نمایش
آرزویم بود بینم روی زیبادلبرم صدشُکردیدم
ازمیانِ باغِ لبخندش گُلی چینم که چیــــدم
آرزویم بود بینم دوستی ها.عاشقی.مهرو
ادامه شعر بازديد ۱۵۱ نفر ۲۰۰ نمایش
من نگهبان وفا بودم ولی از من ربودند مرا/
غرق دایم در ستایش بودم و دیدم ستودند مرا.
چون غبار و گرد و خاک از دل فرو کندم همی/
ادامه شعر بازديد ۹۱ نفر ۱۲۰ نمایش
معشوقه کجاست
تا کام برآرد دل ؟
عاشق به کجا باشد
تا جان به سرآرد دل ؟
یک رود از این بهتر
دیگر نبود در دل
یک شوق از این سرتر
ادامه شعر بازديد ۲۳ نفر ۳۶ نمایش
دستی به نوشتن نمی رود و خوابی به چشم
بدنبال سوسو چراغی در این تاریکیم
چراغی ,آتشی فانوسی حتی کرم شب تابی
اینجا نور را هم
ادامه شعر بازديد ۱۹ نفر ۳۲ نمایش
من تو را می خوانم، با صدای زخمی
زخم این حنجره را ، تو فقط می فهمی
من تو را می خوانم ، در بلندای سکوت
در بلوغ باور ، ربناهای قن
ادامه شعر بازديد ۸۷ نفر ۱۲۲ نمایش
روزها می آیند با تمام قصه ها وغصه ها
با تمام رازها وسازها
با تمام دردوغم فریادها
من ولی خاموش چون سنگ تهی
در میان خار وخا
ادامه شعر بازديد ۴۱ نفر ۶۷ نمایش
باران که میبارد تو آرامی
تو گرم آری گرم و بر کامی
باران که بر بام تو میبارد
من خیس میمرم به بامی
باران که بر بام تو میبارد
ادامه شعر بازديد ۱۵ نفر ۲۵ نمایش
ریشه در دلتنگی
داشت درخت پیر وجود من ...
هرچه قدر بزرگتر میشد بار دل تنگی داشت
کمرم را خم میکرد...
چ
ادامه شعر بازديد ۱۶ نفر ۳۷ نمایش
ساکت شدم تا نشنوی دیگر صدایم را
وقتی نمی خواهی ببینی چشم هایم را
یک خاطره از من برایت مانده بود اما
از خاطراتت پاک کردی رد
ادامه شعر بازديد ۲۹ نفر ۴۷ نمایش
دلم گنجشک می خواهد
از آنهایی که گاه روی سیم های سیاه
تاب می خورند
می چرخند
گیج..
گیج...
گیج میخورند..
پرواز می کنند...
از هما
ادامه شعر بازديد ۵۹ نفر ۸۵ نمایش
از راهی دورمی ایم
درمیان صحرا
درچشمانم گردوغبارسفر
افکاری متشوش دارم در سر
منظره ای عجیب
سیاهی ای روز را در خود بلعیده
هر
ادامه شعر بازديد ۱۰ نفر ۲۵ نمایش
آتشي برجان ودل افكند ورفت
ريشه هستي زخاك بركندورفت
چون پرستوبال بگشودونهان شدازنظر
پاي دل اما نهاد در بند ورفت
من نپرسيدم
ادامه شعر بازديد ۳۹ نفر ۵۴ نمایش
یادش نمی آید
کی گریه کردم
کی خندیدم!
سال هابود
که مرده بودم برایش
سال هابود
که مرده بود برایم!
ای وای!
اگربودیم
ادامه شعر بازديد ۳۸ نفر ۵۲ نمایش
روزگاری شد، به جای آه، دم باید کشید
بس سرابِ تلخ، کز دستِ ستم، باید چشید
خاطرِ پرواز را، از خاطره، باید زدود
لقمه نانی را، چ
ادامه شعر بازديد ۸۷ نفر ۱۱۹ نمایش
من دیده ام که خدا گاه گاه می خندد
یک بغض وانشده قاه قاه می خندد
وقتی که مات رخ دوست می شدم
می گفت حس من به خفاشاه می خندد!!
....
ادامه شعر بازديد ۱۴ نفر ۲۱ نمایش
دقت كنيد
او كه دروغ مي گويد
از خود دور مي شود
اوكه دروغ مي گويد
از ديگران دور مي شود
او كه دروغ مي گويد
از خدا دور مي شود
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۲۶ نمایش
باران آمد
و من به اندازه ی تمام باران گریه کردم...
و تو را از قطرات نمناک باران بو کشیدم...
فردا...
به باغ همسایه رفتم
و ت
ادامه شعر بازديد ۳۴ نفر ۵۱ نمایش
دو واژه بیش نبود که تو را گفتم
دو واژه بیش نبود
گفتند زیر و رو می کند پیوند این دو واژه
جادو می کند اگر بر زبانشان آری
افسوس
ادامه شعر بازديد ۱۶ نفر ۲۸ نمایش





چين: 25 نفر مهمان