لیلی کجایی ؟! لیلی کجایی ؟!
توسط سونیا اشجاری با 11 بازدید
امان زمان(عج) امان زمان(عج)
توسط آفرین ولی پور(نرگس) با 26 بازدید
نسیمی که بود؟ نسیمی که بود؟
توسط امیر علی مطلوبی(سخن سنج تبریزی) با 61 بازدید

اخلاق در نقادی اخلاق در نقادی
توسط زهرا محمدزاده با 80 بازدید
پرنده ای ترسان پرنده ای ترسان
توسط قاسم امیرنیا با 70 بازدید
 (دَغ ) (دَغ )
توسط محمدتقی بنی حکمت (خوگر ) با 81 بازدید

خــــدا. . . خــــدا. . .
توسط شهـربــانو جهــان تیــغ با 92 بازدید
جمله ای که متحولم کرد... جمله ای که متحولم کرد...
توسط حسین علی دلجوئی با 184 بازدید
کبریت کبریت
توسط سروش تاری با 108 بازدید

باورم نیست...
نویسنده: نوشین خاتون آبادی بازدید 16 جدید (امروز)
سعدی
نویسنده: مائده دهستانی بازدید 13 جدید (امروز)
چرا چوپان دروغ گو شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده: سارا دريادل بازدید 26 جدید (امروز)

خودم و تنهايي
نویسنده: مصطفی برزوئی بازدید 35 جدید (دیروز)
کی می آیی؟
نویسنده: سجاد اسودی بازدید 56
به بهانه ی یک تشویق معلّم!(داستان کوتاه)
نویسنده: فاطمه خجسته(بچه گیام) بازدید 21

شاید آن روز...
نویسنده: اصغر نوذری (آرامـــ) بازدید 52
تولدم
نویسنده: نرگس ریاحی بازدید 79
بی خودی ...
نویسنده: علی رفیعی بازدید 49

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15

آخرین اشعار ارسالی

کوچ ماندگار

فاطمه حاتمی به مریم انتظاری مهربان ، دوست بزرگواری که با غم فراقش دلهایمان را آکنده از درد کرد. روحش شاد
خزان زده بر باغ هستی ات
دست طبیعت این بیوفا دیار
ن


هیاهوی ترس

علی سرداری من از آینده نمی ترسم من از چیزی که هستم می ترسم.
من از اسلحه دشمن نمی ترسم من از نگاه آشنا می ترسم.
من از رویای خیس باران نمی ترسم من از فکر مر


من سیب بخواهم خورد

میلاد معینی آزاد .: صورتک :. من سیب بخواهم خورد
وز دایره بیرون شد
کین دایره مینا
آن نیست که می خواهم
دستگیری چون تو ، دستم را بگیر
من گدایِ بخششم ، پوزش پذیر
نیست راهی جز


میگساری

احمدیزدانی بلبـــلان برشــاخه ســاران نغمه خــوانی می کنند
قمـــریان درقلـــب کوهستــــــان جــوانی می کنند
شاخـــه هـــای گل زبیـــداد خـــزان بــی اطّـــلاع


واله

علی اکبر ملا مطلبی آمده عشرت میان مرغ طرب پر گشا
رفته تن و مانده جان ، جان تو به تن در گشا
من که به سودای تو نقد جهان داده ام
بهر خودم حسرت و بهر تو جان داده ام
گر ب


سرطان

جان دوباره می خواهم
فرصتی برای وداع
سال هاست در بستر مرگ گور را می خوانم
و در این ساحت کور نور را می خواهم
شاهراهی پر درد رگه هایی از زهر


سقط....

(یاور)وحید خانمحمدی در اوج جوانيم...
چه عاشقانه نواختم
ترانه هاي جنون را...
و حال چه معصومانه مينگرم
ملودي به خواب رفته در احساسم را...
و چه بي تفاوت گذر ميكني
از ه


بهار نوروزی

علی فرحی کاش می توانستم
از نزدیک ستایشت کنم
وبگویم که چقدر شعرهایت زیباست
و تو از آن زیباتر
شعر زیبای تو غمگین است
غم زیبای تو هم سنگین


شب بی تو ؟ میگم هرگز !!


شب ِ با تو شب عشقه
شبِ نوشیدن لذت
شب ِ قدم زدن با تو
زیر ِ چراغ یک خلوت
شب بی تو شب گریه
شب پژمردن باغچه
شب ِ هجوم تنهایی
تو اضط

  • شعر را ۲۰ نفر ۳۷ بار خوانده اند.

بــاران

سـوســن ِ چــلـچـراغ ِ مـــن
خـــرداد نـگاهــم ابـری تـر از رشــــت شـده
باران باران ببـارم بـرایـت
مـــی آیـــی؟

خرداد 92


شهر کثیف

مرضیه فیض اله زاده زیبایی شهر را گرفت
وقتی به قدرت
اندیشیدند.
رد شد
شایستگی شان
وقتی سرزمین مرا
بوی کاغذ های بیهوده
پر کرد.

92/3/26


روز رفتنت..

مهناز اسدپور اشک هایم
اشک هایم
بی امان
بی هیچ حرفی
می ریزند بر سنگفرش
همان ایستگاهی که تو رفتی
ومرا نمی دانم چند بار
در همان ت


زلزله خاطره

شهرام بنازاده چه شود گر به سلامی دل من شاد کنی
شود آیا نفسی از دل من یاد کنی
سقف دل ریخته از زلزله ی خاطره ها
چه شود خانه ی یک خاطره آباد کنی
پای عاشق شده د


خاطرات یک عاشق

ذهن من پر از حال و هواي تو شده
دفتر خاطراتم از، اسم قشنگت پر شده
دنيا رو مي خوام به عشق تو نقاشي كنم
عكس قشنگ تو رو من تابلوي نقاشي كنم
مي خوام


سرزمین مادری

حسین قنبری عدیوی یادگارآریو برزن زمین نامداران
مرزپاک بختیاری زادگاه لرتباران
میکنم ازبر تمام قصه هایت
سر به راهت میدهم جانم فدایت
ای بلاد خسته ازجورو شقاوت

  • شعر را ۷ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

به نام نامی ایران

مجید محمدرضاخانی به نام نامي ايران
به نام خون ، به نام عشق ،به نام چشمه ي خورشيد
که بر دنياي من مي تابد و هر لحظه ام شاد است بر لطف ايزد دانا
که او گرداند نسل


پير شدم....

(یاور)وحید خانمحمدی پير شدم...
چه كنم من...
تو را كم دارم...
نه...
اصلا ندارمت...
چشمانم ميبندم...
واي ...
تو را ميبينم...
در آغوشت ميكشم...
بوسه اي مهمانم ميكني


یک بار دیگر

دوباره آمده ام تا پیدایت کنم
آه قلبم
کنار دستهای آلوده
تنها مانده
نفسایم
تنگ تر
و اضطراب را بدون فریاد تجربه می کنم
هر لحظه
با گامهایم


در شوقش

محمود رازانی لحظه ها در گذرن
انتها پیداتر...
چه خوش است این دل من
از خودم شیداتر.
***************
قفسم سخت به هم می فشرد روح مرا
دل رنجور مرا
**************


گذر

فیروز کریمی گویا ترین گویش ها شاید لبخندکیست ،کنج لب تو!

و متواضع ترین تواضع ها شاید اندوهیست، در چشم تو

و همه عمر انتظار
شاید لحظه ای باشد در دنیای د

  • شعر را ۱۱ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

خستم


دیگه من خستم الان . مزه تلخ شبام / هرچقدر راه میرم . فردایی نیست جلو رام
دیگه من خستم الان . تنهایی بسه دیگه / دیگه ام یادت رفته . بغض من واسه چیه؟

  • شعر را ۶ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.

پريشاني

توشه راهم از دلواپسی سرشار
چشمانم همچو فانوس ,همچنان بیدار
پیش رویم جاده ای افسرده وبیمار
گام هایم خسته اما پایدار
من هجوم طوفان ها را پشت سر گذاش


ماهی تنگ بلور

احمد بیرالوند ای ماهی تنگ بلور، زیبای تنهای صبور
ای لحظه های عاشقی ، از خاطراتت بی عبور-
غصه نخور که بیکسی ، بی یاور وهمنفسی
از ماهیان جامانده ای ، تنهای تن


هنگامه

الهام حسنی هنگامه ...
هوسی نو
هنگامه ای نا بهنگام از نو رسیده
بوی طفلی تازه متولد شده می آید، بوی نوزاد
من از بوی نوزاد بی زارم
حلول انگار دست ا

  • شعر را ۲۱ نفر ۳۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 8 نظر در این شعر درج شده است

سکوت من...

نسترن خزایی تا خورشید

طلوع کند

ترک خواهم خورد!

از بس

نازک است

چینی سکوت من...!

ن.مهتاب


عصرمن

رامین یوسفی عصرمن
تهران
مدينه ي فاصله ها بود
وقتي كه تو
بي اعتنا
ازاين خرداد لعنتي
مي گذشتي
و من
با چشماني خيره به چنارهاي خيابان وليعصر
پنجه
پنجه

  • شعر را ۱۲ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • لیــلا ترحــــمی ، سید احد موسوی و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.
  • سید محمد حسین خلیلی نوشتند سلام و درود استاد بعد از سه ماه دوباره یک شعر زیبا از شما خواندم با آرزو موفقیت روز افزون برای شما افتخار بدهید از آخرین شعرم بازدید کنید و ب ...

رباعی صفر

حمیدرضا میرمعزی دیشب به طناب آبی اندیشیدم
اما به نهایت ازخودم ترسیدم
امروز میان کوچه‌ای خلوت و دور
آویخته از طناب خودرا دیدم...


((غزل ترانه ی عشق))

طلعت خیاط پیشه برای با تو نشستن همیشه تنهایم
گرفته بغض ِغریبی گلوی رگهایم
اگرچه رفته زکف صبر و اختیارم باز


جامه‌ی بادها

حسين صداقتي قلبم برای تو که در شالیزارها
به وزش درمی‌‌آوری عطرها را.
گاه پلک می‌زنی در حجم خورشید
تا تن بشویم در کهربایت،
و گاه می‌باری به بی‌حوصلگی باران

  • شعر را ۶۱ نفر ۹۷ بار خوانده اند.
  • 52 نظر در این شعر درج شده است

امتحان ساکت

محمدمهدی قنبری البته این غزل ترانه گرفته شده از غزل ترانه‌ی آقای سید محمد ستاینده«رهگذر»است.
تو امتحان ساکت[1] قبول شدن محاله
«خیال می کرد قبوله دلم چه خوش خیال

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

برای من، عشق...

ناهیده اسدی When I saw your eyes
I could feel a sunrise
They could change my mind
I could be not wise
I felt ashamed for what you call it love
my love is so


دل═══♥═══گیر

حسام مهرپور يه وقتا با دل خوش ميشه خوابيد......
يه وقتام با همين احساس سردى......
مهم نيست از كيا دلگير ميشى.........
مهم اينه ، كيو دلگير كردى......؟!
══ح


کنار من

اینک فریاد برداشته ام که سکوت خواهم کرد
سکوتی سخت همچون سنگ
کوه را برادر خویش میدانم
و دریا را دوست؛
تو در کدامین سمتِ من، توان ایستادنت ه

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

غم غربت

سید حسین عمادی سرخی روزها می گذرد
هجر تاوان گناهان من است
سهم من از شب و روز
غم غربت، غم یاران من است
کاش می شد که در این تیره شب هجر و فراق
کورسوهای وصال
همچو

  • شعر را ۱۲ نفر ۲۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

بخشنده تر کیست؟

محسن اسلامی (بیدل)
بخشنده تر کیست؟
خداوندا تو در قرآن نوشتی
کریمی و رحیمی، باگذشتی
مَنَم یک بَنـده اَت باشـم خطاکار
نمودی خلق و اینجا بر سر کار
کنون پرسم که

  • شعر را ۲۳ نفر ۳۴ بار خوانده اند.
  • 9 نظر در این شعر درج شده است

13 بدر

دانیال قادری عید امسالم تموم شد
جشن سال نو تموم شد
بعد از این
بعد از این
حالم چگونه خواهد بود
احوالم چگونه خواهد بود
این روزا
باسم عید نبود!!
این

  • شعر را ۸ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

لکنت

صدیف کارگر
لکنت می اندازد نگاهت در زبانم
دردت به جا ... دردت به جا ... دردت به جانم
گل می کند هر شب غمی در شعرهایم
نی می نوازد یک شبح با استخوانم
ر

  • شعر را ۲۱ نفر ۳۲ بار خوانده اند.
  • رويا ثمره ، علی صفری ، محمد مرادی ، لیلا الیاسی ، شفاف طوفانی و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 11 نظر در این شعر درج شده است، از جمله علی صفری ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • علی صفری نوشتند لُل لُل لُ لُل لکنت گرفتم شاعر شیدا یک لحظه فرصت می دهی خود را کنم پیدا ای کاش میشد تا منم مثل تو باشم تا با شعر های خوشگلت هرشب کنم غوغا یالا ...

تب عشق

پرویزقربانپور(پرتو) بسم الله الرحمن الرحيم
تب عشق آمده درجانم ومي مي طلبم
نشدي همرهم وآمده جانم به لبم
سوختم اينهمه وهيچ نديدي وکنو


عاشقانه

سروش عازمی خواه پی جوی سابقه چشم تو شدم
به زادروز خودم رسیدم

زادروزم را جویا شدم
به چشم تو رسیدم...

برایم بگو
کدام قدیمی ترند؟


۲۷ خرداد ماه ۹۲

  • شعر را ۲ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

تنهایی

قدیما عشق بود و یار بود و یاکریم "
ولی حالا عشق مرد و یار رفت و مانده تنها یاکریم "

  • شعر را ۵ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

دل

یا رب این دل که به من دادی ، چیست ؟
بس مرا می دهد آزار ، بپرسم زتو کیست ؟
یارب این دل زمن است و ، پی آزار من است !
تا ببیند رخ زیبا ، دشمن زار من

  • شعر را ۶ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

ایران من

حسین یوسفی رزین ای هر کویرت بهتر از صد چشمه ساران
ایران من ای یادگار ، یادگاران
تاریخ دنیا گشته با نامت هم آغوش
نامی که مانده جاودان

  • شعر را ۶ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

طريق عشق

مهدي حيدري گودرزي تو طريق عشق را ره نه،مپرس از عشق
همين كه رهنوردي كرده اي،عشق است،عشق
ميان ما و او يك خود نباشد بيش،پيش

  • شعر را ۲ نفر ۱۸ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

تورا از سایه میپرسم

امشب من سحر نمیشود!
پنجره را گشوده ام
هجوم خاطرات با تو را شعر و غزل سروده ام
امشب من سحر نمیشود!
سینه سپر
دیده ی تر
چشم به در
غ

  • شعر را ۴ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

بارِ بودن

آتوسا جوادپور بارِ سنگینِ بودنی بر دوش
جبرِ ماندن
زِ پا نیفتادن.
شانه هایش شکسته ، خرد شده،
نرم تن، بی نوازشِ آغوش.
فیلتری لایه لایه قلبش را
کنترل می کند.
و


نگفتمت نرو ؟

مهدي سعيدي جای بوسه های از صمیم قلب ،
جای ان همه نوازش، ان نگاه پاک ،
سیلی کبود ِ دست بی ترحمی نشست ؛
نگفتمت نرو؟
بی تو- تکه تکه چنگ ارزو شکست،
اسمان ب

  • شعر را ۱۴ نفر ۳۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

دل من آروم بگیر

دل من آروم بگیر
غم دنیا رو به دل نگیر
کمی ام شادی کن
زندگیو به خودت سخت نگیر
غم دل هارو اسیر میکنه
آدمارو زودی پیر میکنه
پیشش کم بیاری
از زندگ


گل بوستان

سید علی اکبر موسوی نگر کرده سعدی گرفتم پیام
نگاشتم نوشتم هنر مهرگان
بدین مهرگان گلستان خود
بکااشتم زگلچین داستان خود
بدین باغ که باغ خود داشتمی
حماسه ز خود باوری

  • شعر را ۶ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

جای پا

گفتمش دل می خری ؟پرسید ؟چند"
گفتمش دل مال تو تنها بخند "
خنده هی کرد و دل ز دستانم ربود "
تا به خود باز آمدم او رفته بود"
دل ز

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۸ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

پیروزی

قاسم قربانی فرامی نژاد مرحبا ایرانیان این رای تان پاینده باد
بر شما پیروزی تدبیرتان فرخنده باد
دشمنت گشته خجل از کار کارستان تو
تا ابد فیروز باشی چهره ات تابنده باد
با

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

دلنوشته های من

رباب(آلاله) به هر سو میروم خاری به پایم
به دل آهی کشم ،چون بی صدایم
ز آه سالیان ،دیواردل ریخت
نوشتم تا ببینی این غم از چیست
به هر محفل شدم خندان وخاکی
نه غم

  • شعر را ۱۹ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • مهدی منیری ، محمد مرادی و 4 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 12 نظر در این شعر درج شده است

سکوت

سکوت ميکنم هنوز
فقط به من نظاره کن
منم بت سکوت محض
تجسمي ز يک صدا
صدا در اين جهان بجز
صداي اين سکوت نيست
نظاره ميکني هنوز
گسستنم که دور نيس


دلداده

جمال بن سعید   تنها منم ديوانه تو
هنوز من هما ن دلداد ه تو
آواره شهر غريبم به دنبال مي ميخانه تو
كشت ما را غم دوريت
دل  زما گيرد هر دم بهانه تو
به شوق با

  • شعر را ۵ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

غزل شیمیایی

دوباره پُر شد از غزل حاشیه های دفترم
چرا که باز، آمده ای به چشمه های باورم
وصال کووالانسی و هیدروژنی وَ یا یونی
مرا به یاد ِ تو سپرد در این هیاه


سرم درد می کنه...

علی رفیعی سرم درد می کنه یا نه ...
خدا.کجای دنیا ایستادی
چرا کسی نگام نمی کنه
چه جراتی به بنده هات دادی
بنویس که لبت خونین...
بنویس که دلم سرد اس

  • شعر را ۱۲ نفر ۳۳ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

عشق سرخ

فرزادرستمی درگورستان درختان سترگ ،
تبری درماتم دسته شکسته اش می گریست .
و آن سو تر در بوستانی سبز
سنگینی لبخند شکوفه ها ،
برگونه ماه در جویبارنشست


گـمشده . . .


گم شده دل میان غم ، آمده ام به جستجو
میکده ها که یک به یک،حسرت یک نشان وبو
ساغر وساقی ومراد، سروش از خدای راد
گر نشود روا که آن ، س


آیینه

شهرام بنازاده دیدن چشمان تو حیرت آیینه هاست
موعد دیدار تو فرصت آیینه هاست
کرده غبــــار تنم آینه ام را کــــــدر
من چو نباشم دمی راحت آیینه هاست
کینه ای ا

  • شعر را ۹ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

حق با تو بود

محمد ایرانمنش این شعر برگرفته ، برداشت ، اقتباس ، نقل ، و ایده گرفته از چند شعرشادروان حسین پناهی است که تقدیم روح شادش میکنم ...
حق با تو بود
باید می خوابيدم


همین دیروز آمده ام

چشم گشوده ام
از نیستی،پای به هستی گذاشته ام
از نیست به هست رسیدن را فهمیده ام
اما از نبودنت سردرنمی آورم!
مگر می شود که تو
هم باشی و نباشی
هم هم

  • شعر را ۱۶ نفر ۳۲ بار خوانده اند.
  • آمنه اقليدي ، خاقان جوهری و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 10 نظر در این شعر درج شده است

چون برآمد آفتاب از کوهسار

احمد صاحبی کلات چون برآمد
آفتاب از کوهسار
چون دو چشمان تو
تابیدن گرفت
گرم خواهد شد زمین
باز خواهد شد زمان
بخت، خندان
شوق، ریزان
گل، فراوان
زندگی آغاز خواهد

  • شعر را ۴۱ نفر ۹۳ بار خوانده اند.
  • احمد البرز ، جواد جوکار و 4 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 16 نظر در این شعر درج شده است

هزار ان هزار از پی یک هزار

احمد محمد نظر هزار قصیده عاشق ،هزار دیده تر
هزار سپیده جاری ،هزار گرز و تبر
هزار قلب شکسته ،هزار قصه خون
ببین که تاج همائی نشسته بر سر خر
هزار کار نکرده ،هز


قلب سپید نیلوفری

 نیلوفر کرمی در زندان سنگی قلب تو.
مرا بی هراس .
آشنای هراس کردی.
مگر من چشمان بی ریای تو نبودم .
آه که قلب سپید نیلوفری .
چون من را به سایه های تلا جن فروخته


حس باران


بر پیکره ی دلم نشسته، طوفان غمی زشوق باران
این دل چه کند که خسته باشد، اندر غم هجر ماه تابا


من قاصدکی به دست دارم

نیما گل قامت راد من قاصدکی به دست دارم
یک قاصدک و هزار پیغام
یک کوه،امید و یک بغل،عشق
یک مشت سوال بی سر انجام
من قاصدکی به دست دارم
از ریشه ی شعر و از ترانه
اما


افسون

حميد غفاري ملكي اي كاش بهار من تو باشي
پايان خزان من تو باشي
اي كاش كه بين اين همه ستاره
چشمك به شبم زند تو باشي
هر در كه زنم ز پشت آن در
آن كس كه ندا دهد تو باش

  • شعر را ۹ نفر ۲۲ بار خوانده اند.

‍راج کاپور

ماهی دربساط ماهی فروش
دهانش را
هی بازوبسته می کرد
آ..
آ..
آ..
من ندانستم
منظورماهی
آب بود یاآزادی؟!

  • شعر را ۸ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.

دو بیتی 6

علی بیانی هر آنچه گفتی " از بر " دارم و بس
به ذات عشق" باور " دارم و بس
بهشت و حوریان ارزانی تو
همین یک دوست دختر " دارم و بس
ع

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

تا ک یخ زده

خیزو نورزند گی
بر تن بزن
نغمه ای دیگر بخوان
بر درد من نققشی بزن
پیش تا ک یخ زده
حرف از می و مستان مزن
ساقه ی خشکیده اش
را خرمن اتش مزن

  • شعر را ۵ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

می بینمت

پروانه آقاپور
از دور می پایمت
چقدر ماهرانه می خندی
و بالا میگیری سر پر از سوداهای آزادانه ات را
شاید در این لحظه
با آن صورت سه تیغ
به ریش من میخندی


دره ی پوشیده از می


1
پیرمرد خاکستری
دور و تجزیه می شود _
ابری از ابرها
2
درختان
تنها سرشاخه هاشان پیدا
دره ی پوشیده از مه
3
سنجاقک مرده
هوای پروازش

  • شعر را ۷ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

پس از تو

عماد طلوعی پس ازتواین دلم غرقِ عذاب است
تمامِ زندگی ، نقشِ بر آب است
دلم چون مرغِ سرگردان درآتش
همیشه غرقِ آتش،بس کباب است
تورفتی و زمن چیزی نماندست
سراسر ع

  • شعر را ۵ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

به حرمتِ تو ، به حرمتِ من

جمال ملّاء توجه : متن زیر با صدای نویسنده صوت دارد .
به حرمت روز دیدار ، زیر باران
به حرمت روز ابری در بهاران
به حرمت نوازش قطره های باران بر سقف کلبه کوچک

  • شعر را ۴ نفر ۹ بار خوانده اند.

ناوک و خنجر

سید احمد حسین حسینی غفلت آهنگ اید ارباب عدم، یادش کنید
در بنای عشق سستی نیست، ایجادش کنید
تا کجاها بی ثمر خواهید آه و ناله را
در گلستان برده رشک سرو و شمشادش کنید
میخ

  • شعر را ۶ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

ناشناخته

مهدی سیف همه از او می گریزند
همچو آفتاب ظهر مرداد
او چه سخاوتمندانه
گرما به دریا می بخشد
تا باران مهر شود .

  • شعر را ۲ نفر ۸ بار خوانده اند.

اصل خودم...

امیر علی شجاع دارم از اصل خودم بی تو جدا میشوم و...
بی تو مهتاب شبم گرگ نما میشوم و...
پنجه بر نشئه شدن میکشم و شیشه به دست
شاعر مستی و این حال و هوا میشوم و..

  • شعر را ۴ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

گذشت...يا گذشت

منو ،اينجوري تو ننداز ميون اين همه پرسش
منم محتاج يك لحظه نوازش هاي بي خواهش
مني كه بي تو هر لحظه جهانم ساكت وسرده
مني كه حرف هر روزم همينه ... برن

  • شعر را ۳ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

شرم دارم که نامت آورم

شرم دارم که نامت آورم
بر زبانی ناپاک
اشکهایم تو را صدا کند
اشک هایی که از قلب و زبانی پردرد
پاک تر و زیبا تر
هست صادقانه و خالص تر
گر فریاد این

  • شعر را ۱ نفر ۶ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

شب یلدا

علی علی اکبریان همه دیوونگیهامو پای چشم تو میذارم
از این احساس رویایی نمیخوام دست بر دارم
تو از چشمای من دوری ولی لبخند تو اینجاس
من از این فاصله میگم : "عزیز

  • شعر را ۳ نفر ۹ بار خوانده اند.

ای نامهربان بی همتا

باران حیدری به گمانم که رفته ای ؟
از ما رخ بسته ای !
غافل از دل ما بار سفر بسته ای
گل عشقت از دیوار ایمانم گذشت
نام زیبایت میان واژه ها نقش بست
چرا آیینه


نهایت...

وقتی که دنیاخالیست...خالی ازگل ونور وصدا...
خالی ازمهتاب ولبخند...
وقتی به راستی قلبهامی شکنند...ودلهاترک برمیدارند...
وقتی هرم نفسهای ما...درهوای

  • شعر را ۵ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

نامه...

بهنام رضایی
بانو سلام
چند وقتی ایست
دست به قلم می شوم
می خواهم برایت بنویسم
از دلتنگی باد و آینه
از ماتم گل های قالی
از رقص غم و ناله ی شادی
می خواهم

  • شعر را ۵ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

گلایه

زهرا محمدی(بهار) بـذار بـه پـای عشـق تـو گلایه هامـو خط زنم
بـذار تـو شهـر طعنه هـا سکـوتـو نقـاشـی کنم
شکستـــه ام بیــا بیـن شـدم یــه بغـض نابجـا
گـرفتـه دامــن


وصف جمال

نادر ملایی در وصف جمال او ، هر دم نظری خواهم
بر چشم خمارینش ، آســـیمه سری خواهم
هر چند که زیبا بود ، رخســاره آن مستان
بر جلوه یار خود ، طـــرح دگری خواهم

  • شعر را ۶ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

دوست داشتن


دوست داشتن را فریاد كردم
و به سخره گرفته شدم
باورت را باور شدم
و بر من تهمت روا داشتن
قلبم را د ر ید اختیارت گذاشتم
و اشكان پهنای صو

  • شعر را ۷ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

"درختی کاشتم"

درختی کاشتم ازخنده ی تو
زلبخندلب آکنده ی تو
درختی کاشتم درسینه ی خود
زعشق وخنده ی پاینده ی تو

  • شعر را ۴ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

گل مهر تو در من هرگز پژمرده نخواهد شد ...

اي مهربان !
شاخه گل مهرباني ات
در قاب لحظه هاي دلتنگي ام
هنوز تازه و خوش عطر مانده است ...
و پروانه ي احساسم
همچنان از شهد اين گل ميمکد ...
گل

  • شعر را ۸ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

عادت دیرینه

ایمان فهیمی گاهی مجبوری بغض ات را به مقداری آب فرو ببری
و بگی....
خدا بزرگ است...
....................................
عادتمردم این شهر همین است...دور آتشی پا

  • شعر را ۱۷ نفر ۳۴ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

مجنون بی لیلی


جـامـه ی عـشـق تــو بر روی تــن مـجنون
مــــی رقصد...
و مـــــی لغزد...

  • شعر را ۲ نفر ۱۷ بار خوانده اند.

چشم بیداری صبح

حسن فرهمند چشم بیداری صبح
قمری جفت صدا زده و آواز خروس
شب زیبای پر از خواب تورا
به بیداری عاشقانه صبح کشاند
بازم یک صبح دگر
وصف تنهایی مفلوک من است.


نمیدونم

لیلی طباطبایی نمیدونم اگر یه بار
یه جا تو رو ببینم
می تونم یا نمی تونم
بی تفاوت بشینم
منی که عمری از غمت
تنهایی گریه کردم
مگه میشه تو باشی و
من دور تو نگ


کبوتر

یادم امد روز هجران کبوتر های عاشق
دیدم ان جا در میان بال و پرهاشان تو را
یادم امد روز رفتن روز پایان خوشی بود
روز رفتن دل بریدن
بی صدا از خود

  • شعر را ۹ نفر ۱۸ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

دست من بنویس

محمد رضا لطفعلی آینه(دل نواز)
دستِ من شروع کن به نوشتن
بنویس از غصه های عاشقی
از طلوعِ دلگیر ِ جدایی و
از غروب لحظه های عاشقی
بنویس دوباره بی نمک شدی
توی تقدیرِ غریبِ سرنو


روح الهی

سید مجید موسوی زاده
تو می بینی مگر ؟
چرا ساکتی؟
به تاراج بردنش،من را نگاه کن
ببین بردن،ببین خوردن،به من بنگر که سنگستانی ام
بی شهریارم،بی فروغ ایزدی،جانا تو بنگر
د

  • شعر را ۵ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

پله هشتم

بابک وفائی قرار ما
پله هشتم
هفت پیکر
در پردرخت ترین خیابان شهر
من با پیراهنی سبز
تو با شالی بنفش
حقیقت در رنگ ها نیست
حقیقت منم
حقیقت تویی
که بی آن نمی


خاطرات لعنتی

بابک بهنام فر خاطرات لعنتی را
آهسته آهسته مرور میکنم
سطر به سطر
اما نمیخواند
حساب هایم با یکدیگر نمیخوانند
زمین خوردن ها بیشتر از برخاستن
وگریه ها

  • شعر را ۶ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

خاموشنووش

ح. محمد میرزایی قالیباف دشت ماتمکده ای ویران بود
یأس در گوشه لبخند همه پنهان بود
نه امیدی به فردا،نه مجالی در کوچ
مرحم درد کِرِخت جرعه ای ارزان بود
جرعه ای درجامی وفضا

  • شعر را ۵ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

عشق

عشق یک پرنده بود
حرفهایمان که ته کشید.
آن پرنده از قلبمان پرید.

  • شعر را ۵ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

زایر حسین ...

سید مجتبی مرتضوی راد باسلام سه شنبه 28راهی کربلا و زیارت آقا امام حسینم...
ازهمتون التماس دعا دارم وامید که حلالم کنید
.
.
.
.
.
انشاا... نایب الزیاره باشم
ابری بد


بعد از تو(قصد داشتم قالب انتخاب نکنم)

شایان خوشرو بعد از تو نظر دارد بر گوشت من هر مار
افتاد به من هر سقف خوابید مرا دیوار
هر لحظه ی من بی تو رنگ ابدیت داشت
هر مورچه من را خورد افتاد سرم آوار
بی ت

  • شعر را ۲ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

تاریکی

مهشید سنائی دلتنگی های من، هیچ گاه پایانی ندارد...
مخصوصا" اگر باران نیز ببارد...
و اکنون که باران می بارد، با دلتنگی افزون شده ام چه کنم؟؟؟
در این آسمان،


سلام

فهیمه زارعی هم ازآنروز که او گفت .......سلام
ودلم را لرزاند
هم ازآنروز که با پای ِبرهنه دل را
تا سرِکوچه کشاند
سالها می گذرد
..........................
ب


وارث عشق

یوسف اشرف عین الد ین چشم هایم گریان. گر چه خندانی تو
تا کی از ما بودن رو بگردانی تو
دستهایم سرد است .گرچه می سوزم من
باورم کن یارا ماه تابانی تو
خسته از تکرارم تکیه بر


انتخاب تو

محمدمهدی اسماعیلی(عرفان) دانی که چه انتخاب کردی
بر دشمن دون عتاب کردی
هر رای تو بیعتی است با او
بر شادی رهبرت شتاب کردی
احسنت براین بصیرت فزونت
تو خواب عدو سراب


نزدیک تر


چرا نزدیک می شی من
نگاهم رنگ غم داره
نمی ترسی خرابم شی
هنوزم خیس و نم داره
دلم می گیره می بینم
شبیه گل نفس داری
تو این آلودگی

  • شعر را ۴ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

چقدر زود...

علی معبودی (ع.شمع) و سپیداری که آرام می لرزید
مانند تن من،در هم همه ی سکوت پرندگان.
آرزویی که زود پر کشید
مانند پرنده ای کوچک،که بر بام خانه کاهگلی مان نشسته بود.
ز

  • شعر را ۳ نفر ۹ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

من

من سایه ای رقصنده ام...
گم شده من آینده ام...
من های های خنده ام...
آری منم بازنده ام...

  • شعر را ۲ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

پریِ بی بهشت


25/11/83
پریِ بی بهشت
ببین که تو شهر غریب اسیر سرنوشت شده م
تو لحظه لحظه های اون پری بی بهشت شده م
ببین منو که خسته ام تو این دیار بیش و کم

  • شعر را ۲ نفر ۷ بار خوانده اند.

تقدیم به حضور سبز و سفید و قرمز

محسن محمدحسن شب و سروهاي امتداد يافته در ساحل كوه
در حاشيه ي تابش هلال ماه
و ستارگاني كه از دشت تا كوه
زمانه ي من و تو را چشمك مي زند
سياه مي نمايد!

  • شعر را ۳ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

قیمت کودکی

یک تکه نان برشته تازه
یک قطعه پنیر
کمی گردو
یک سفره آبی
سماور نفتی مادربزرگ
قوری گل سرخی روی آن
بوی عطرچای با هل
بوی خوب نان سنگک
گرم وداغ
یق

  • شعر را ۳ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

دیگر نمی نویسم...

محدثه سادات هاشمیان دیگر نمی نویسم...
بگذار نیماها و فروغ ها و فریدون ها ، بنوازند سازهای پرگفته شان را...
بگذار من و ماها قبر کنیم تک نوازی های ناکوک بی جربزه مان را..

  • شعر را ۸ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

نمي دانم كه چه مي خواهيم!!

سعیدچولکی نمی دانم که چه می خواهیم!
دائم شعر می گوییم
دائم خمر می نوشیم
از حرف می نالیم
از یاد می ترسیم
یاکه می مانی
یاکه می بری ما را
به عمق آتش نمناک


بی نشون

لباسش ساده و خاکی
سر و دوشش گرد و خاکی
میگه با گریه و زاری
توی خوابم یا بیداری
بوی بارون روی خاکه
توی مشتش یه پلاکه
غم یک دنیا تو چشماش
ا

  • شعر را ۱ نفر ۵ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

چرا من نباشیم و ما باشیم ؟؟؟؟

مینا ربانی برای حسرت دیروز وقت بسیاراست
بیا کمی به وجودت بهانه جاری کن
بیا به پاس تمام غروب ها که گذشت
بلند شو منشین زود کاری کن
بیا به بغض به بهانه


پرواز

جواد رویین پیله ی کرم ابریشم را ستودن
آری سزاوارانه است
ولی
پرواز در نهایت
سهم پروانه است

  • شعر را ۱ نفر ۳ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

هیچ وقت نمی بخشمت

کارای تو قابل بخشش نیست
هیچ وقت نمی بخشم تورو
بدون تو دله من آره خیلی آروم میگره
تو بی صفتی مثله بقیه تو هم گربه صفتی
تورو میخواستم قد آسمون قد

  • شعر را ۴ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

بهار نوروزی

علی فرحی کاش می توانستم
از نزدیک ستایشت کنم
وبگویم که چقدر شعرهایت زیباست
و تو از آن زیباتر
شعر زیبای تو غمگین است
غم زیبای تو هم سنگین


شب بی تو ؟ میگم هرگز !!


شب ِ با تو شب عشقه
شبِ نوشیدن لذت
شب ِ قدم زدن با تو
زیر ِ چراغ یک خلوت
شب بی تو شب گریه
شب پژمردن باغچه
شب ِ هجوم تنهایی
تو اضط

  • شعر را ۲۰ نفر ۳۷ بار خوانده اند.

بــاران

سـوســن ِ چــلـچـراغ ِ مـــن
خـــرداد نـگاهــم ابـری تـر از رشــــت شـده
باران باران ببـارم بـرایـت
مـــی آیـــی؟

خرداد 92


شهر کثیف

مرضیه فیض اله زاده زیبایی شهر را گرفت
وقتی به قدرت
اندیشیدند.
رد شد
شایستگی شان
وقتی سرزمین مرا
بوی کاغذ های بیهوده
پر کرد.

92/3/26


روز رفتنت..

مهناز اسدپور اشک هایم
اشک هایم
بی امان
بی هیچ حرفی
می ریزند بر سنگفرش
همان ایستگاهی که تو رفتی
ومرا نمی دانم چند بار
در همان ت


زلزله خاطره

شهرام بنازاده چه شود گر به سلامی دل من شاد کنی
شود آیا نفسی از دل من یاد کنی
سقف دل ریخته از زلزله ی خاطره ها
چه شود خانه ی یک خاطره آباد کنی
پای عاشق شده د


خاطرات یک عاشق

ذهن من پر از حال و هواي تو شده
دفتر خاطراتم از، اسم قشنگت پر شده
دنيا رو مي خوام به عشق تو نقاشي كنم
عكس قشنگ تو رو من تابلوي نقاشي كنم
مي خوام


سرزمین مادری

حسین قنبری عدیوی یادگارآریو برزن زمین نامداران
مرزپاک بختیاری زادگاه لرتباران
میکنم ازبر تمام قصه هایت
سر به راهت میدهم جانم فدایت
ای بلاد خسته ازجورو شقاوت

  • شعر را ۷ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

به نام نامی ایران

مجید محمدرضاخانی به نام نامي ايران
به نام خون ، به نام عشق ،به نام چشمه ي خورشيد
که بر دنياي من مي تابد و هر لحظه ام شاد است بر لطف ايزد دانا
که او گرداند نسل


پير شدم....

(یاور)وحید خانمحمدی پير شدم...
چه كنم من...
تو را كم دارم...
نه...
اصلا ندارمت...
چشمانم ميبندم...
واي ...
تو را ميبينم...
در آغوشت ميكشم...
بوسه اي مهمانم ميكني


یک بار دیگر

دوباره آمده ام تا پیدایت کنم
آه قلبم
کنار دستهای آلوده
تنها مانده
نفسایم
تنگ تر
و اضطراب را بدون فریاد تجربه می کنم
هر لحظه
با گامهایم


در شوقش

محمود رازانی لحظه ها در گذرن
انتها پیداتر...
چه خوش است این دل من
از خودم شیداتر.
***************
قفسم سخت به هم می فشرد روح مرا
دل رنجور مرا
**************


گذر

فیروز کریمی گویا ترین گویش ها شاید لبخندکیست ،کنج لب تو!

و متواضع ترین تواضع ها شاید اندوهیست، در چشم تو

و همه عمر انتظار
شاید لحظه ای باشد در دنیای د

  • شعر را ۱۱ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

خستم


دیگه من خستم الان . مزه تلخ شبام / هرچقدر راه میرم . فردایی نیست جلو رام
دیگه من خستم الان . تنهایی بسه دیگه / دیگه ام یادت رفته . بغض من واسه چیه؟

  • شعر را ۶ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.

پريشاني

توشه راهم از دلواپسی سرشار
چشمانم همچو فانوس ,همچنان بیدار
پیش رویم جاده ای افسرده وبیمار
گام هایم خسته اما پایدار
من هجوم طوفان ها را پشت سر گذاش


ماهی تنگ بلور

احمد بیرالوند ای ماهی تنگ بلور، زیبای تنهای صبور
ای لحظه های عاشقی ، از خاطراتت بی عبور-
غصه نخور که بیکسی ، بی یاور وهمنفسی
از ماهیان جامانده ای ، تنهای تن


هنگامه

الهام حسنی هنگامه ...
هوسی نو
هنگامه ای نا بهنگام از نو رسیده
بوی طفلی تازه متولد شده می آید، بوی نوزاد
من از بوی نوزاد بی زارم
حلول انگار دست ا

  • شعر را ۲۱ نفر ۳۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 8 نظر در این شعر درج شده است

سکوت من...

نسترن خزایی تا خورشید

طلوع کند

ترک خواهم خورد!

از بس

نازک است

چینی سکوت من...!

ن.مهتاب


عصرمن

رامین یوسفی عصرمن
تهران
مدينه ي فاصله ها بود
وقتي كه تو
بي اعتنا
ازاين خرداد لعنتي
مي گذشتي
و من
با چشماني خيره به چنارهاي خيابان وليعصر
پنجه
پنجه

  • شعر را ۱۲ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • لیــلا ترحــــمی ، سید احد موسوی و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.
  • سید محمد حسین خلیلی نوشتند سلام و درود استاد بعد از سه ماه دوباره یک شعر زیبا از شما خواندم با آرزو موفقیت روز افزون برای شما افتخار بدهید از آخرین شعرم بازدید کنید و ب ...

رباعی صفر

حمیدرضا میرمعزی دیشب به طناب آبی اندیشیدم
اما به نهایت ازخودم ترسیدم
امروز میان کوچه‌ای خلوت و دور
آویخته از طناب خودرا دیدم...


((غزل ترانه ی عشق))

طلعت خیاط پیشه برای با تو نشستن همیشه تنهایم
گرفته بغض ِغریبی گلوی رگهایم
اگرچه رفته زکف صبر و اختیارم باز


جامه‌ی بادها

حسين صداقتي قلبم برای تو که در شالیزارها
به وزش درمی‌‌آوری عطرها را.
گاه پلک می‌زنی در حجم خورشید
تا تن بشویم در کهربایت،
و گاه می‌باری به بی‌حوصلگی باران

  • شعر را ۶۱ نفر ۹۷ بار خوانده اند.
  • 52 نظر در این شعر درج شده است

امتحان ساکت

محمدمهدی قنبری البته این غزل ترانه گرفته شده از غزل ترانه‌ی آقای سید محمد ستاینده«رهگذر»است.
تو امتحان ساکت[1] قبول شدن محاله
«خیال می کرد قبوله دلم چه خوش خیال

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

برای من، عشق...

ناهیده اسدی When I saw your eyes
I could feel a sunrise
They could change my mind
I could be not wise
I felt ashamed for what you call it love
my love is so


دل═══♥═══گیر

حسام مهرپور يه وقتا با دل خوش ميشه خوابيد......
يه وقتام با همين احساس سردى......
مهم نيست از كيا دلگير ميشى.........
مهم اينه ، كيو دلگير كردى......؟!
══ح


کنار من

اینک فریاد برداشته ام که سکوت خواهم کرد
سکوتی سخت همچون سنگ
کوه را برادر خویش میدانم
و دریا را دوست؛
تو در کدامین سمتِ من، توان ایستادنت ه

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

غم غربت

سید حسین عمادی سرخی روزها می گذرد
هجر تاوان گناهان من است
سهم من از شب و روز
غم غربت، غم یاران من است
کاش می شد که در این تیره شب هجر و فراق
کورسوهای وصال
همچو

  • شعر را ۱۲ نفر ۲۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

بخشنده تر کیست؟

محسن اسلامی (بیدل)
بخشنده تر کیست؟
خداوندا تو در قرآن نوشتی
کریمی و رحیمی، باگذشتی
مَنَم یک بَنـده اَت باشـم خطاکار
نمودی خلق و اینجا بر سر کار
کنون پرسم که

  • شعر را ۲۳ نفر ۳۴ بار خوانده اند.
  • 9 نظر در این شعر درج شده است

13 بدر

دانیال قادری عید امسالم تموم شد
جشن سال نو تموم شد
بعد از این
بعد از این
حالم چگونه خواهد بود
احوالم چگونه خواهد بود
این روزا
باسم عید نبود!!
این

  • شعر را ۸ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

لکنت

صدیف کارگر
لکنت می اندازد نگاهت در زبانم
دردت به جا ... دردت به جا ... دردت به جانم
گل می کند هر شب غمی در شعرهایم
نی می نوازد یک شبح با استخوانم
ر

  • شعر را ۲۱ نفر ۳۲ بار خوانده اند.
  • رويا ثمره ، علی صفری ، محمد مرادی ، لیلا الیاسی ، شفاف طوفانی و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 11 نظر در این شعر درج شده است، از جمله علی صفری ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • علی صفری نوشتند لُل لُل لُ لُل لکنت گرفتم شاعر شیدا یک لحظه فرصت می دهی خود را کنم پیدا ای کاش میشد تا منم مثل تو باشم تا با شعر های خوشگلت هرشب کنم غوغا یالا ...

تب عشق

پرویزقربانپور(پرتو) بسم الله الرحمن الرحيم
تب عشق آمده درجانم ومي مي طلبم
نشدي همرهم وآمده جانم به لبم
سوختم اينهمه وهيچ نديدي وکنو


عاشقانه

سروش عازمی خواه پی جوی سابقه چشم تو شدم
به زادروز خودم رسیدم

زادروزم را جویا شدم
به چشم تو رسیدم...

برایم بگو
کدام قدیمی ترند؟


۲۷ خرداد ماه ۹۲

  • شعر را ۲ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

تنهایی

قدیما عشق بود و یار بود و یاکریم "
ولی حالا عشق مرد و یار رفت و مانده تنها یاکریم "

  • شعر را ۵ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

دل

یا رب این دل که به من دادی ، چیست ؟
بس مرا می دهد آزار ، بپرسم زتو کیست ؟
یارب این دل زمن است و ، پی آزار من است !
تا ببیند رخ زیبا ، دشمن زار من

  • شعر را ۶ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

ایران من

حسین یوسفی رزین ای هر کویرت بهتر از صد چشمه ساران
ایران من ای یادگار ، یادگاران
تاریخ دنیا گشته با نامت هم آغوش
نامی که مانده جاودان

  • شعر را ۶ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

طريق عشق

مهدي حيدري گودرزي تو طريق عشق را ره نه،مپرس از عشق
همين كه رهنوردي كرده اي،عشق است،عشق
ميان ما و او يك خود نباشد بيش،پيش

  • شعر را ۲ نفر ۱۸ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

تورا از سایه میپرسم

امشب من سحر نمیشود!
پنجره را گشوده ام
هجوم خاطرات با تو را شعر و غزل سروده ام
امشب من سحر نمیشود!
سینه سپر
دیده ی تر
چشم به در
غ

  • شعر را ۴ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

بارِ بودن

آتوسا جوادپور بارِ سنگینِ بودنی بر دوش
جبرِ ماندن
زِ پا نیفتادن.
شانه هایش شکسته ، خرد شده،
نرم تن، بی نوازشِ آغوش.
فیلتری لایه لایه قلبش را
کنترل می کند.
و


نگفتمت نرو ؟

مهدي سعيدي جای بوسه های از صمیم قلب ،
جای ان همه نوازش، ان نگاه پاک ،
سیلی کبود ِ دست بی ترحمی نشست ؛
نگفتمت نرو؟
بی تو- تکه تکه چنگ ارزو شکست،
اسمان ب

  • شعر را ۱۴ نفر ۳۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

دل من آروم بگیر

دل من آروم بگیر
غم دنیا رو به دل نگیر
کمی ام شادی کن
زندگیو به خودت سخت نگیر
غم دل هارو اسیر میکنه
آدمارو زودی پیر میکنه
پیشش کم بیاری
از زندگ


گل بوستان

سید علی اکبر موسوی نگر کرده سعدی گرفتم پیام
نگاشتم نوشتم هنر مهرگان
بدین مهرگان گلستان خود
بکااشتم زگلچین داستان خود
بدین باغ که باغ خود داشتمی
حماسه ز خود باوری

  • شعر را ۶ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

جای پا

گفتمش دل می خری ؟پرسید ؟چند"
گفتمش دل مال تو تنها بخند "
خنده هی کرد و دل ز دستانم ربود "
تا به خود باز آمدم او رفته بود"
دل ز

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۸ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

پیروزی

قاسم قربانی فرامی نژاد مرحبا ایرانیان این رای تان پاینده باد
بر شما پیروزی تدبیرتان فرخنده باد
دشمنت گشته خجل از کار کارستان تو
تا ابد فیروز باشی چهره ات تابنده باد
با

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

دلنوشته های من

رباب(آلاله) به هر سو میروم خاری به پایم
به دل آهی کشم ،چون بی صدایم
ز آه سالیان ،دیواردل ریخت
نوشتم تا ببینی این غم از چیست
به هر محفل شدم خندان وخاکی
نه غم

  • شعر را ۱۹ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • مهدی منیری ، محمد مرادی و 4 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 12 نظر در این شعر درج شده است

سکوت

سکوت ميکنم هنوز
فقط به من نظاره کن
منم بت سکوت محض
تجسمي ز يک صدا
صدا در اين جهان بجز
صداي اين سکوت نيست
نظاره ميکني هنوز
گسستنم که دور نيس


دلداده

جمال بن سعید   تنها منم ديوانه تو
هنوز من هما ن دلداد ه تو
آواره شهر غريبم به دنبال مي ميخانه تو
كشت ما را غم دوريت
دل  زما گيرد هر دم بهانه تو
به شوق با

  • شعر را ۵ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

غزل شیمیایی

دوباره پُر شد از غزل حاشیه های دفترم
چرا که باز، آمده ای به چشمه های باورم
وصال کووالانسی و هیدروژنی وَ یا یونی
مرا به یاد ِ تو سپرد در این هیاه


سرم درد می کنه...

علی رفیعی سرم درد می کنه یا نه ...
خدا.کجای دنیا ایستادی
چرا کسی نگام نمی کنه
چه جراتی به بنده هات دادی
بنویس که لبت خونین...
بنویس که دلم سرد اس

  • شعر را ۱۲ نفر ۳۳ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

عشق سرخ

فرزادرستمی درگورستان درختان سترگ ،
تبری درماتم دسته شکسته اش می گریست .
و آن سو تر در بوستانی سبز
سنگینی لبخند شکوفه ها ،
برگونه ماه در جویبارنشست


گـمشده . . .


گم شده دل میان غم ، آمده ام به جستجو
میکده ها که یک به یک،حسرت یک نشان وبو
ساغر وساقی ومراد، سروش از خدای راد
گر نشود روا که آن ، س


آیینه

شهرام بنازاده دیدن چشمان تو حیرت آیینه هاست
موعد دیدار تو فرصت آیینه هاست
کرده غبــــار تنم آینه ام را کــــــدر
من چو نباشم دمی راحت آیینه هاست
کینه ای ا

  • شعر را ۹ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

حق با تو بود

محمد ایرانمنش این شعر برگرفته ، برداشت ، اقتباس ، نقل ، و ایده گرفته از چند شعرشادروان حسین پناهی است که تقدیم روح شادش میکنم ...
حق با تو بود
باید می خوابيدم


همین دیروز آمده ام

چشم گشوده ام
از نیستی،پای به هستی گذاشته ام
از نیست به هست رسیدن را فهمیده ام
اما از نبودنت سردرنمی آورم!
مگر می شود که تو
هم باشی و نباشی
هم هم

  • شعر را ۱۶ نفر ۳۲ بار خوانده اند.
  • آمنه اقليدي ، خاقان جوهری و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 10 نظر در این شعر درج شده است

چون برآمد آفتاب از کوهسار

احمد صاحبی کلات چون برآمد
آفتاب از کوهسار
چون دو چشمان تو
تابیدن گرفت
گرم خواهد شد زمین
باز خواهد شد زمان
بخت، خندان
شوق، ریزان
گل، فراوان
زندگی آغاز خواهد

  • شعر را ۴۱ نفر ۹۳ بار خوانده اند.
  • احمد البرز ، جواد جوکار و 4 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 16 نظر در این شعر درج شده است

هزار ان هزار از پی یک هزار

احمد محمد نظر هزار قصیده عاشق ،هزار دیده تر
هزار سپیده جاری ،هزار گرز و تبر
هزار قلب شکسته ،هزار قصه خون
ببین که تاج همائی نشسته بر سر خر
هزار کار نکرده ،هز


قلب سپید نیلوفری

 نیلوفر کرمی در زندان سنگی قلب تو.
مرا بی هراس .
آشنای هراس کردی.
مگر من چشمان بی ریای تو نبودم .
آه که قلب سپید نیلوفری .
چون من را به سایه های تلا جن فروخته


حس باران


بر پیکره ی دلم نشسته، طوفان غمی زشوق باران
این دل چه کند که خسته باشد، اندر غم هجر ماه تابا


قاب های گرفتار ***

دل من دریای سکوته
یه اقیانوس برهوته
یه صحرا صوت کوره
دور از هر ملکوته
کار عاشقاش دروغه
دل من دور ورت شلوغه
دل سیاهه
اینجا لحظه لحظه بی فروغ


رام

میلاد معینی آزاد .: صورتک :. آه ، ای کاش قطره ای بودم
می چکیدم زِ ابر بر تنِ رود
گمِ گم می شدم به غرّشِ آن
از زمین و هر آنچه در آن بود
کاش من هم پرنده ای بودم
می پریدم در

  • شعر را ۲۵ نفر ۴۴ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 9 نظر در این شعر درج شده است، از جمله سیدعلی کریمی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • سیدعلی کریمی نوشتند سلام گمِ گم می شدم به غرّشِ آن معنی این مصرع شما در قلب شعرتان نمی گنجد. گم گم:گمراهی، ضلالت غرش:صدای مهیب، فریاد ترسناک ...

کاکتوس های عاشق

آی کاکتوس های عاشق
ریشه در خاک نشانید
و در سکوت مبهم خود فرو روید
بنگرید
که چگونه جرعه ها ستاندند
و نواهای خسته تان را خموش گردانیدند؛
در پس پنج

  • شعر را ۳۴ نفر ۶۰ بار خوانده اند.
  • مهرداد ، حمیدرضا حاجی پروانه و 4 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 31 نظر در این شعر درج شده است، از جمله سیدعلی کریمی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • سیدعلی کریمی نوشتند سلام سخره یا مسخره بعد شما این شعرتان کمی شکل داستان خواندن را دارد در بعضی کلمات شما خیلی زیبا کار کرده اید اما قالب شعرتان مشخص نیست . ...

فلسفه زيستن

مريم اقبالي دوست داشتنت
برايم
فلسفه ايست
زيباتر و پاك تر از باران
آنقدر غرق دوست داشتنت ميشوم
كه
فيلسوفانه زندگي را به تماشا مينشينم


وادی ما

این روزها درد ما حیرانی است
وکسی به فکر دردهامان نیست
در این وادی صحبت از تمدن هست و
ارزشی برای فکر سبز جوانه نیست
آرزوهایی هستند...
و بازهم می


آتشکده::

باقر رمزی - باصر مى ‏زنم تكيه به زانو به شبستان دروغ
كه شبستان شده چون دولت و ايمان دروغ
روزگارى من ديوانه به صد حيله و رنگ
خوردم از گندم بى‏ دانه ز دستان دروغ


باور کن

فاطمه حاتمی باورکن
از دفتر دلم پاک نمیشود
آن نگاههای حک شده در بستری از غرور
و سکوت بیرحم آبیهایی
که در فوران اندوه های سربی
بیصدا گم شدند
و ستاره ی باو


فاصله

 طلیعه طا ها فاصله‌ نيلوفر و بنفشه‌ را
در ترازوي‌ حيرت‌
سنجيدم‌.
چقدر فاصله‌ است‌
ميان‌ خواب‌ بنفشه‌ و سرافرازي‌ نيلوفر؛
وگرنه‌ حلقه‌


نقاب

علی اکبر قاسمی تنها بخاطر تو گذشت از نقاب ها
یک مرد بود وسیل سؤال و جواب ها
دردی دوا نمی کند اما بخاطر
عشقی که گم نشد وسط فاضلاب ها
بی معرفت اگرچه که من ماند


باد

مجید سلمانی باد زد
پرده ی خاکستری ما را برد
خانه لرزید ز شرم
چشم بیگانه چو بر پیکر لُختش افتاد
.........................................
برق


نماز شکسته

هومان خورشاد نماز شکسته
از آن روز که در خانه ات
میهمانم کردی
بعد از بوسه خدا حافظی
چنان حس قریبی نشانده ای به دلم
که دیگر تمام نماز هایم را
شکسته می


وقتی نگاهم از نگاهش تو سری خورد

علی عبداللهی وقتی نگاهم از نگاهش تو سری خورد
شد لوچ چشمانم...وَ پایِ از دلبری خورد
فهمید می بارم که ابرِ تیره هستم
از هرمِ اشکم آسمان شور و شری خورد
خط می کشید


« تکرار »

محمدرضا متقی نام کوچکم کافی ست
که مرا
تا همیشه صدا کنی
و من
آنقدر تو را نشنوم
که همچنان
در من تکرار شوی . . .
بزرگی دست هایت اما
کافی نیس


سیاه و سفید

آرش امینی با من شطرنج بازی می کنی

در اولین حرکت انگشتانت را

از گیسوان سیاهت به سمت پیراهن سفیدت حرکت می دهی

و من

مات می شوم...


قصه عمر من چرا زود نمی رسد به سر

سید رضا اورنگ درد رها نمی کند روح شکسته بال و پر
روز ازل بریده اند ناف مرا به دردسر
گریه امان نمی دهد تازه کند نفس دلم
خون مرا به شیشه کرد دیو جهان حیله گر
هرچه


حب علی

سیدمحمدباقر پوسایی دل را برای حب علی ارگ کنید
عشق را برای عشق علی برگ کنید
گر مرگ مجازات محبان علیست
روزی صد هزار ارزوی مرگ کنید


رهــــنِ سکــوت

رهنِ سکوت
....و آن فردا می رسد که دندان های سکوت به خشم آیند...
و پوستین شهرِ قلب های منجمد را قروچه کنند...
....و آن فرداییست که گیسوانِ پریشانِ


خاطره

می دونی کنار ساحل باهمه خاطره هام سر می کنم ؟
می دونی در فراقت همه اهل محل روخبردار می کنم ؟
یادته بهم گفتی تا آخر نفس با من می مونی ؟
کو کج

  • شعر را ۱۳ نفر ۳۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

نقش خیال رخت ای مهرداد آسمانی من

چشم تو را بدیدم و جانم نفس گرفت
مست گشتم بال و پرم را قفس گرفت
عمریست ز این عهد گرانمایه سرخوشم
عهد را که بست و که باز پس گرفت؟
ز بلندای قامت تو


مادر

فرزام چهره گشا ای مــــــادر خوب و مهربانم
روشن شده از تــو شمع جانم
با یاد تــــو در فصل زمستان
زندگی مـــا همچـــــو گلستان
من همچو گل و تــــو باغبانم
من م


استاد جليل شهناز

تار و نوا به گوشه ي عشّاق و عاشقي
شهناز و شه نوازي و آفاق عاشقي
عين است و قاف،منتظر يك حرف آتشين
شور هجاي عشق شدي،اشراق عاشقي
نامي ز شور آمد و شعر


سردی نبودنت

مهناز اسدپور خنده ات که یادم می آید
دلم آتش می گیرد
وچشمانم یخ می کنند..
آخر روزی خنده ات گرما می داد
و حالا نبودنت زیادی سرد است
با تمام چراغ های دنیا هم
چ


بشنو مرا

سمیرا رحمانی گوش کن مرا!
ببین چگونه
بی تو
برای تو
واژهَ
واژه س‍‍‍‍پید می شوم
و بی صدامی خوانم
آواز شادمانه ی زیبایی تو را
====
سلام و


فراموشی

فرشاد دلفان کنار تو قلبم... فراموشی داره
عجیبه برام غربت تلخ چشمات
تورو می شناسم اگه ناشناسم
تو آغوش گرمت... تو حُرم نفسهات
چقدر دوری از من که می میرم از تو


خطا

پدرام اسدی شهر پر از هیاهو
فریاد بلند جاودان بادا ز هر سو
در فراموشخانه ی ِاین
دالان تاریک هزار تو
راستی
ان دلیران سفر کردهِ تان کو؟؟؟
یادشان
چه کمرنگ


مثل مترسک

ژولیده مویی با دوچشمش دلبری می کرد
لبخندهای سرخ را خاکستری می کرد
هرچند از موی سپیدش برف می بارید
آب وهوای سال را شهریوری می کرد
مثل مترسک


دلبر من ...

صدیف کارگر غزل مثنوی
دلبر شیرین بازیگوش من
عطر تو پیچیده در آغوش من
شهر از بوی نگاهت پر شده
گلفروشان نانشان آجر شده !
کس ندیده مثل تو اینگونه یار


تعداد صفحه:(2290):