((۱))
در جوار اين قبيله
دارء به بلندای مرگ
برپاکرده اند
ودلقک چند
منتظر خنديدن
تا
مرگءهمجوار مرا
بانيشخند
به تماشا نشينند
((۲))
هزا
ادامه شعر بازديد 4 نفر 6 نمایش
((۱))
در جوار اين قبيله
دارء به بلندای مرگ
برپاکرده اند
ودلقک چند
منتظر خنديدن
تا
مرگءهمجوار مرا
بانيشخند
به تماشا نشينند
((۲))
هزا
ادامه شعر بازديد 4 نفر 6 نمایش
از حال همه تو ای خدا آگاهی
بر ما نظری کن ای خدا هم گاهی
بر بام فلك رسيده قيمت ها، واي!
افزوده بر آن دولت ما جراحي!
يارانه تو مرهم اين ز
ادامه شعر بازديد 1 نفر 2 نمایش
از ميان خواب خيابان
سربازی با چشم های نيمه باز
تنی با کفشهای کتانی
و سگی ولگرد با پوزه ای قلابی
در امتداد باران
عبور می کنند!
من اما
با ب
ادامه شعر بازديد 13 نفر 16 نمایش
مي رود روحم
ولي
تا حجله كام دو دوست
مي زند نبضم
ولي
اين حس خوب از بوي توست
بي سبب خوابيده ام
پهلوي موي روي تو
يا كه كام از راحت جانم ست
ادامه شعر بازديد 3 نفر 4 نمایش
ققنوس منم كه غم به شب دوخته ام
در اتش نا خواسته–پر سوخته ام
بي جرم به جرم راز دلداري خويش
از زبانه ي زبان- ز بن سوخته ام
فرياد ازاين آت
ادامه شعر بازديد 7 نفر 9 نمایش
اون سرجاده تویی تو
این سرجاده منم من
آخه این مصیر عشق
یه قدم تو یه قدم من
گل سرخ عاشقی تو
سرو سبز بندک من
گل سرخ عاشقی تو
باغ سبز زندگی م
ادامه شعر بازديد 3 نفر 4 نمایش
تو، روح منی و من، تنم ای ساقی
در نام تو، خیمه می زنم ای ساقی
آغازی و پایانی از این شور مجوی
من، عاشق عاشق شدنم ای ساقی
ادامه شعر بازديد 4 نفر 5 نمایش
روي تاب مزرعه ، بانوي خوش رنگ داره
تو ي باغچمون ،درخت و گل و برگ داره
بانوي مو طلايي و گندمزار طلايي و
تو دل مزرعمون يه كلبه ي قشنگ دا
ادامه شعر بازديد 4 نفر 8 نمایش
گرفته غبار،
عكسِ رويِ ديوار.
حسّی نيست دستان را!
مثلِ آن روزها
زيرِ شرارههايِ باران
رويِ گونههايِ ياسهايِ وحشی
حركتِ مه،
ادامه شعر بازديد 3 نفر 7 نمایش
تنهایی چشمای تو این چشمه ی خالی از آب
لبریز شده از غصه ها خالی شده از رنگ حواب
عشق رو نظاره می کنه پشت حصار بی کسی
منو فراموش میکنه
ادامه شعر بازديد 17 نفر 25 نمایش
تولد ِ لبخند ِ تو ، تولدی ، دوباره بود
تقدیم به خواهر ِ گلم امشب هرچی ستاره بود
امشب گل ِ شب بوی ما نفس کشید و جون گرفت
بغض سیاه آسمون
ادامه شعر بازديد 19 نفر 26 نمایش
مهتابم و مهتابم
از عشق تو سیرابم
آفتابم وآفتابم
ای ابر بگذار
دمی بتابم
بادم و بادم
سبک سر و حیرانم
بگذری به سامان
روم بی نام ونشان
مه
ادامه شعر بازديد 3 نفر 7 نمایش
رفتی
گربه خاکستری بود
نشسته بود روی زمینه ی سبز شمشادها
برگشتی
گربه سیاه بود
برای همیشه خوابیده بود روی زمینه ی کپک زده ی سنگ فرشها
له ش
ادامه شعر بازديد 8 نفر 13 نمایش
مستی ِ گران ِ من،از باده ی باران است
کز شوق اين باده،ياد ِ بهاران است
هون ميزند اين باران،بر سقف ِ شکيبايم
خوب دانم و خوب دانی،کاين باده
ادامه شعر بازديد 2 نفر 4 نمایش
تو امتحان بودن یه عده بودن عاشق
یه عده رفته بودن چیدن اون شقایق
می گن شقایق من دلش می خواد خزونو
خون یه عاشق می خواد یه عاشق جوونو
گلا همی
ادامه شعر بازديد 3 نفر 7 نمایش
می شه در دام تو افتاد گرفتار و نمرد
می شه از جام چو جان تو ننوشیدو نخورد
می شه ان عشوهء ناز تو را دید نخرید
سر تا پا یک مریمی چگ
ادامه شعر بازديد 8 نفر 16 نمایش
گلی گم کرده ام در باغ هستي
به يادش سر کشم من خمر مستی
گل من يک نشان هاشمی داشت
به انگشتش نشان فاطمی داشت
گل من گر شود پيدا به دنيا
فدايش می
ادامه شعر بازديد 2 نفر 4 نمایش
چه زود دير شده است
چه زود ثانيه ها
وقت را جلو بردند
چه زود فاصله ها
پر شد و دلم تنگ است
چه زود بوي بهار و
رويش گلها خزان گرديد
چه زود
ادامه شعر بازديد 6 نفر 9 نمایش
باز هم قامت زیبای قلم
بر سر برگ سفید
قد برافراشته،
بنهاده قدم
می نگارد شرح حالی ز درخت
شاخسارش
برگ
با آن تن سخت
************
شاخ
ادامه شعر بازديد 7 نفر 9 نمایش
امروز از كنار آيينه عبور كردي
در چشمانت
هيچ عكسي از تصوير ديروزها نبود .
هيچ ردپايي از عشق شيشه اي
در نگاهت نداشتي
به گمانم چيز ديگري
ادامه شعر بازديد 6 نفر 10 نمایش
ديشب
ماه
ميهمان بود
خانه ما
تا تورا ديد
آسمان بي ماه شد
خانه ما اما
هر شب مهتابي
ادامه شعر بازديد 4 نفر 7 نمایش
تو که در سقف فلک آزادی
تو که در ماه ترین نقطه ماه پیدایی
به کجا می نگری مجمر نور؟
به کجا خیره نگاهت
می رود تا گمِ دور ؟
این چنین مست غرور
ادامه شعر بازديد 17 نفر 26 نمایش
تقديم به رؤيايي ترين
هر روز دارم در دلم سوداي تو
يا در سرم فكر تورا يا در دلم غوغاي تو
ظهر ها كنارم هستي و مي بينمت
تنگ غروب سر ميكشد دايم
ادامه شعر بازديد 3 نفر 7 نمایش
بر شانه های نحیف
این طفل بی گناه
تبر جا خشک کرده
ما نمک خورده کدام جنگلیم
که به خواب زمستانی فرو رفته ایم؟
نان در دستان کوچکش
چوب می شود
ادامه شعر بازديد 11 نفر 13 نمایش
به سخره می گیریم
صداقت آینه را
آنگاه که
گذر زمان
چهره ها مان را
نا صاف می کند !
ادامه شعر بازديد 3 نفر 5 نمایش
سپید جان ، دیروز که روسری ات را می شستی
پروانه هایش چیزی نگفتند........؟
بهشان گفته بودم که چه قدر دوستت دارم
قول داده بودم اینبار، گل ب
ادامه شعر بازديد 10 نفر 14 نمایش
تویی هستی من،تویی مهد الفت و مفرح جان
تویی عشق دیرینه،تویی زمزمه ی انس و پریان
عِطر بهاران در پی تو شده آرامش جان
کجاست آن خصم و کینه کز ن
ادامه شعر بازديد 14 نفر 26 نمایش
قوریت را تکان بده بی بی
توی قوری بهار نارنج است
چای خوش طعم و عطر می خواهم
این حیاط شما عجب دنج است
تکیه داده دوباره بر بالش
روی تخت
ادامه شعر بازديد 14 نفر 20 نمایش
ناي فرياد
ناي فريادم نمونده پاي رفتنم شكسته
غل و زنجيراي گيسوت دست احساسمُ بسته
تا طلوعت را ببينم - التماس باد مي كردم
روي ابراي خي
ادامه شعر بازديد 8 نفر 17 نمایش
ساز هایی که کوک نمی شود
و دست هایی که ریتم هیچ سازی را
به خراش نمی کشد ،
دلم را آشوب می کند .
تکرار همه هجای نت ها
سخت مرا درگیر یک ات
ادامه شعر بازديد 12 نفر 19 نمایش
نگاه کن!
بلبل عاشق
تنها در قفس
در حسرت پريدن
در هواي ديدن
د کنج قفس تنهايی
بند بند وجودش همه در حسرت پرواز است
بلبل عاشق به پرواز نمياند
ادامه شعر بازديد 5 نفر 11 نمایش
قورباغه
ابوعطا مي خواند
گاهي هم شش و هشت
بلبل
در انديشه گل
سر به زير بال داشت
درون قفس
ادامه شعر بازديد 6 نفر 10 نمایش
شب و دوبیتی
دلم را ساده گیر آورده ای تو
نه مستاجر ، اسیر آورده ای تو
تمام رهن قلبت پیش پیش است
نگو بازم که دیر آورده ای تو....!
****
ادامه شعر بازديد 15 نفر 21 نمایش
آخر ای شعر
با حجم واژه هات
پدر سوخته چند
آتش زدی
در من اندیشه و بیدارباش من
از تو اکنون مانده است
در دفتر دلم
چند سنگ یک فلاخن پر کینه م
ادامه شعر بازديد 12 نفر 19 نمایش
تنها مانده ام .. در این ظلمت
در این شام
زتنهایی غزل خوانم
سحر گاهان ...
شامگهان ...
نیمه شبان ...
گه فریادی بر آسمانی زنم
در دل اما
کز نوای
ادامه شعر بازديد 5 نفر 9 نمایش
دیوانه اند،
پیکر تاریخ را چاک میکنند
اسطوره های قبیله را
چون مردگان فتاده ز پا
در خاک میکنند
از سنگ قبر
تابوتخانه ی تقویم عمرشان
یلدا
ادامه شعر بازديد 2 نفر 7 نمایش
عزیزم ! ای دل بیچاره من
واسه چی انقده دیونه میشی ؟
مگه تو دوس داری داغون شدن رو
که هر ساعت ز نو ویرونه میشی
دلم ! خوب گوش بده حرفای م
ادامه شعر بازديد 2 نفر 8 نمایش
روی دست های تردید
از حقیقت چه پنهان
کبوترمان مرد!
حالا اگر پرواز هم بلد باشیم
سقوط در این مه حتمی ست
خاک سرد و تاریک است
و برای من نفسگی
ادامه شعر بازديد 23 نفر 27 نمایش
يه تولد دوباره
يه طلوع پاك و زيبا
يه توكل يه تلاش و
يه اميد و خلق رويا
زندگي مثل قفس نيست
زندگي مثل يه باغه
اگه شب هم باشه دنيا
ادامه شعر بازديد 3 نفر 8 نمایش
به جستجويت مي آيم
سوار بر قطاري
كه سنگيني اندوهم را دود مي كشد.
تمام بغضم را
در عقده هاي يك سوت خالي مي كنم
وقطار گهواره اش را تكان تكا
ادامه شعر بازديد 6 نفر 11 نمایش
انروزها که گذشت
هر دو تنها ماندیم
پشت بی کسی
و
پشت غرور
زیر ترفند - گمشو برو سرت به گور ـ
کاش نی لبکی اینجا بود
کا
ادامه شعر بازديد 1 نفر 6 نمایش
در روشنائي هيچ ستاره اي
نيافته ام
نشاني از مردي
كه قله كوهسار تو را
توانسته باشد
بگريد
در پرواز ابر
حتي گاهي !!
زنان سوگوار
از اين رو
ادامه شعر بازديد 14 نفر 22 نمایش
می گریزم ز خدا
آن خدایی که مرا هیچ نداد
آن خدایی که مرا اینگونه گذاشت
آن خدایی که مرا اینگونه گذشت
زین همه هیچ خنده ام می گیرد
ادامه شعر بازديد 3 نفر 7 نمایش
صبرکن ! تو بيت آخرش گيرم
کامل کنم اين شعرمو ميرم
باشه، خيالت راحت ِ راحت
وام از چشاي تو نمي گيرم!
با موندنم اثبات مي شم؟! نه
اندازه ي چش
ادامه شعر بازديد 70 نفر 96 نمایش
تو تکیه داده ای به آسمان و آفتاب
و ابر ابر گریه می کنند
چشمهای من
زمین ترانه هام را
نگاه داشت تا بهار
و من هزار سال
در انتظار رویش بهار
ادامه شعر بازديد 8 نفر 13 نمایش
دنيای سالخورده جوانی ز سر گرفت
گيتی هزار بار نکوتر ز پار شد
گلشن دوباره جامهی افسرده گی دريد
گلها شگفت و سبزه دميد و بهار شد
ای شاخهی
ادامه شعر بازديد 12 نفر 22 نمایش
با وزش ِ نسيم ِ نگاهت
به نرمي كشيده مي شوم در, تو
كه سايه اي شده اي هم خون ِ من
يخ ِ روحم , ترك برداشته
و ترسهاي ِ هميشه, لب , فرو بسته
ادامه شعر بازديد 38 نفر 63 نمایش
غبار سال هاي نوجواني را
ز روي شيشه ي دم كرده ي آينه مي شويم
براي جستن گم كرده اي گمنام
- به نام خويشتن
كمك از پاكي ِ آي
ادامه شعر بازديد 6 نفر 12 نمایش
زمونه. . . .
گله كردم از زمونه كه چرا نا مهربونه
تو جواب من به من گفت چرا مي گيري بهونه
آخه عشق من به من گفت كه يه عمر با من ميمون
ادامه شعر بازديد 9 نفر 15 نمایش
پاسخ حرفهای من در شانه انداختن نيست
آن که جز من با تو است راستش بگو آخر کيست
سهمم از چشمان تو يک کينه و صد نفرت است
معنی طرز نگاهت بر من عاش
ادامه شعر بازديد 6 نفر 13 نمایش